محمد جهانتاب صدايي که خاموش نمي شود

به قلم بنی اسدی هفته نامه عیاران 


 سال هاست در ایران صداهایی رسا می شود، حق خواهی می کند، در صدد برمی آید تا مسوولان را با نيازهاي مردم آشنا کنند ، اما همین که بازتاب صداها در محافل داخلی و حتي خارجی انعکاس می ‏یابد درصدد بر مي آيند تا آزادي عمل آنرا محدود کنند.
 در سالی که گذشت صداهای رسایی در صدا و سيما خاموش شدند از محروميت چند ماهه عادل فردوسي پور گرفته تا صداي گوينده محبوب و مردمي خطه سيستان محمد جهانتاب.
  حدود يکماه است که ديگر صداي اين هنرمند برتر سيستان و بلوچستان از صداي استان پخش نمي شود ، صدايي که هر روز عصر تجلي گاه خاطرات شيرين از تمدن کهن و شگرف سيستان بود. . .
 آري مردم با صداي جهانتاب خوي گرفته اند و به قول مادربزرگم که در يکي از دور دست ترين روستاهاي منطقه زندگي مي کند اين صداي گرماي زندگي را به ما مي فهماند و تحمل رنج هاي خشکسالي را براي ما آسان.
 يک هنرمند خيلي توانمند بود که اين گونه در درون مردم نفوذ کرد و با آن ها سال ها زندگي کرد.
   شايد مسوولان صدا و سيما مرکز سيستان و بلوچستان فکر کنند که اين رويداد به اندازه ای تکراری است که به تدریج مردم ‏جامعه صداهایی را که خاموش می شود به کلی از یاد می برند و متوجه صداهای تازه ای می ‏شوند که جای آنها را می گیرد.‏
 اما غافل از ان اند که اين مجري محبوب و توانا براي هميشه در اذهان مردمان سيستاني و  بلوچ باقي مي ماند به قول شاعر تنها صدا است که مي ماند. . .
 از يکماه قبل خيلي با خودم درگير بودم که يه هو اين هنرمندي که همواره در سرما و گرما و رويدادهاي مهم تاريخي پيچ راديو را که باز مي کردي جدا از برنامه هاي هر روزش در کنار سماور نفتي مادربزرگ خاطرات را در ذهن زنده مي کرد و به ما مي فهمند که اي سيستاني چه تمدني والايي داري يه هو چرا ساکت شد.
 روزهاي اول که مخاطب سراغ محمد جهانتاب را مي گرفت مردم با اين جمله کليشه اي از سوي گويندگان صدا و سيما روبرو مي شدند که اين هنرمند مريض است و چند روزي در منزل خود استراحت مي کند يا در برنامه  زنده مسابقه تلفني که توسط جهانتاب راه اندازي و دوشنبه ها و چهارشنبه ها پخش مي شد مجري ديگري که در دل دعا مي کرد که زودتر برنامه تمام شود در مقابل سوال مردم که مي پرسيدند محمد جهانتاب کجا است پاسخ مي داد که هستيم در خدمتتان.
 اين جواب اين همه زحمت و کوشش نيست زحمتي که بي ريا و صادقانه براي مردم انجام مي شد.
 در هنر صداقت و پاکدامني امري مهم براي پيشرفت و محبوبيت است که محبوبيت شگرف اين هنرمند پاسخ خيلي از واهه گويي ها را خواهد داد. . .
 اما شنيده و ديده ها حکايت از چيز ديگري دارد.
 برخي از نزديکان اين هنرمند مي گويند: مجري توانمدي که سه دوره بهترين مجري مرد ايران شناخته شده و در منزلش لوح هاي فراواني به امضاي عزت الله ضرغامي رييس صدا و سيما دارد باب تحمل بي مهري ها را نياورد و . . .
 به دنبال پيگيري اين ادعا بودم که با يک جمله از خود محمد جهانتاب روبرو شدم که گفت: وقتی نمادهای ‏سخنگوی مردم در یک جامعه با محدوديت هاي فراوان به سمت سکوت سوق داده مي شوند ، "شگفت انگیز نیست اگر کسانی به ادعای سخنگویی ‏برخیزند که با دردهای مردم از نزدیک آشنا نیستند"
 اين را گفت و با يک جمله که فعلا در اين باره حرف نمي زنم تلفن همراهش را قطع کرد.
 مصاحبه چند روز پيش اين محقق سيستاني با خبرگزاري رسمي دولت ايرنا درباره نيايش هاي سيستاني ها در ماه مبارک رمضان به خوبي روشن مي کند که خاموشي صداي محمد جهانتاب دليلي جداي از مطرح کردن مساله بيماري از سوي گويندگان صدا و سيما است.
 بيماري بهانه اي براي پنهان کردن اصل واقعيت است اما  گذشت زمان واقعيت را براي مردمان سيستان و بلوچستان آشکار مي کند.
 صداي محمد جهانتاب را نمي‌توان خاموش كرد زيرا او حقيقت را مي‌گويد و كلامش بازتاب مفاهيم اساسي زندگي مردم سيستان در آن نقطه مرزي است.
 گذشت زمان خيلي سوال را مطرح مي کند ، براي مردم سيستان حيرت آور است که چگونه ممكن است صدايي كه تمدن ، فرهنگ ، سنت ها ، رسم ها ، آيين هاي و  برابري را فرياد مي زد اين گونه حتي بدون هيچ پاسداشتي و گراميداشتي کنار گذاشته شود. . .
 هنرمند خوب سيستان و بلوچستان محمد جهانتاب ميدانم اراده کني با تجربه و مقام هايي که کسب کردي در هر کجاي صداي جمهوري اسلامي ايران که بخواهي مي تواني کار بکني و با آغوش باز پذيرايت هستند اما بدان اين مردم سپاسگذار زحمات چندين ساله ات خواهند بود. . .
با تشکر استاد