جهانی‌شدن دنیای اطلاعات

مقدمه

پدیده جهانی‌شدن در چند سال اخیر به نحوی گسترده منابع چاپی و الکترونیکی زبان فارسی را تحت‌الشعاع قرار داده است. نگاهی به مواد کتابی در این حوزه به‌خصوص علوم اجتماعی نشانگر توجه اندیشمندان ایرانی به موضوع جهانی‌شدن در رشته‌های مختلف می‌باشد. آنچه از دهه شصت میلادی و در بطن اندیشه «مک‌لوهان» برای ارائه یک تصویر وسیع ارتباطی به جامعه جهانی عرضه شد، تا به امروز که در هزاره سوم میلادی به ارزیابی اطلاعات دیجیتال پرداخته می‌شود، مبتنی بر رابطه انسان و ابزارهای فناوری است. بر این مبنا، در گستره کنونی جهانی‌شدن، سعی می‌شود محدوده این تغییر و دگرگونی در حوزه اطلاعات مورد توجه قرار گیرد.


جهانی شدن و تأثیر آن بر آزادسازی اطلاعات  

 

موردی که دیدگاه و گستره جهانی شدن را در عرصه زندگی امروز توسعه بخشیده، وسعت این نظریه و مفهوم است که جنبه‌های متنوع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، جغرافیایی، معماری، و اطلاع‌رسانی را قابل توجیه می‌کند. از دیدگاه ماهوی، جهانی‌شدن با حوزه اطلاع‌رسانی دارای روابطی است که به ایجاد جامعه‌ای علمی متنهی می‌شود که در آن، جریان پیوسته اطلاعات، انتشار سریع عقاید و افکار را تسهیل می‌کند . برخی از اندیشمندان ایرانی این میسر را ملازم «سهولت ارتباط بین افراد» تلفی کرده‌اند . در راستای این اندیشه، چارچوب جهانی شدن بر مبنای افزایش شمار پیوندها و ارتباطات متقابل، شکل گرفته است که از دولت فراتر می‌رود. ارتباطات در اخذ تصمیمات و در فعالیت‌های ملی و محلی نتایج قابلی را برای افراد و جوامع دربرخواهد داشت.
بر این قرار، مفهوم جهانی شدن با متغیرهای ویژه خود (چون زمان و مکان) در عرصه اطلاع‌رسانی مؤثر واقع شده، و در عرصه اطلاعات و ارتباطات به پدیده‌ای اطلاق می‌شود که موجب فشردگی زمان و مکان گردیده و به تعبیری،‌ «دهکده جهانی» اشاره‌ای به کوچک‌شدن زیست‌کره زمین است. زیرا فشردگی مزبور با درک متحولی از زمان و مکان همراه است که بر حوزه‌های فرهنگی مؤثر واقع می‌شود.
ابعاد جهانی شدن متأثر از روند مؤثری است که بی‌تردید پیامدهای فرهنگی خود را از نظر اطلاعاتی به جای خواهد گذاشت. «آنتونی ماکفرو» این تأثیر را به چهار عامل تقسیم کرده که عبارت‌اند از: رقابت قدرت‌های بزرگ، نوآوری‌های فناورانه، جهانی شدن تولید و مبادله، و تجدد و نوگرایی . آنچه از تأثیرات مزبور در چارچوب دستیابی به اطلاعات  بر می‌خیزد، ویژگی‌های نوین فرهنگی است که بر مناطق مختلف اثر می‌گذارد و به سمت شبیه‌سازی سوق می‌دهد. چنین چارچوبی متأثر از پیامدهای جبر اقتصادی و سیاسی است و اهداف خود را به فرهنگ‌های ملی و محلی تحمیل می‌کند. این چارچوب در حوزه ایدئولوژی نو- محافظه‌کاران سیاسی در ایالات متحده آمریکا قابل مطالعه است؛ مثلاً در پی حملات 11 سپتامبر 2001 میلادی به واشنگتن و نیویورک، افکاری در زمینه مبارزه با تروریسم بین‌المللی و اطلاعاتی پدید آمد که احتمالاً آزادی‌های فردی و مدنی در دسترس‌پذیری به اطلاعات را محدود خواهد کرد. این موارد به دلیل امکان حذف اسناد و مدارک از اینترنت، موجب گردید خدمت‌دهندگان اینترنتی را موظف کنند که فهرستی از اطلاعات مبادله‌شده را در بایگانی خود حفظ نمایند .
از وجوه انتقادی بر حوزه جهانی‌شدن در عرصه اطلاعات و ارتباطات، تأثیر جنبه‌های رفتاری بر کارکرد این فرایند است؛‌ بر این قرار که جهانی‌شدن، فرهنگ را در مقوله‌های رفتاری، بر مبنای هجوم و استیلای ابزارهای فناورانه در زندگی و اقتصاد سرمایه‌داری، دستخوش تهاجم قرار داده و با عمومیت رسانه‌های تصویری و خبری مانند تلویزیون و ماهواره و بهره‌جویی از شبکه جهانی اطلاع‌رسانی وب، زمینه مواردی مانند شبیه‌سازی و تضعیف فرهنگ ملی به منزله آسیب اجتماعی، در بین ملل و اقوام فراهم می‌شود .
بر این قرار در عرصه پیوستگی جهانی اطلاعاتی و ارتباطی، برنامه جهانی‌سازی مبتنی بر انحصارات و الیگارشی‌های مالی است و فرهنگ محلی و ملی را در هم می‌شکند و به نوعی امپریالیسم فرهنگی منتهی می‌گردد. در تداوم وضعیت مزبور، وجه و نموداری تاریک از رابطه اطلاع‌رسانی و اطلاعات با حیات فرهنگی و اخلاقی ملل مشاهده می‌شود: «بی‌مرزسازی اقتصادی و اجتماعی بیش از آنکه به ایجاد یک نظام نوین بین‌المللی یا نظم جهانی منجر شود، به ایجاد بی‌نظمی و هرج و مرج منجر شده است .»
آنچه مفهوم جهانی‌سازی اطلاع‌رسانی را از نظر فواید و مضرات آن قابل ترسیم می‌کند، به حد و مرز اطلاعات و نفوذ آن در چارچوب دولت- ملت وابسته است که به نوعی، جامعه پژوهشی اقوام و ملل را تحت تأثیر قرار می‌دهد. به واقع آیا می‌توان بر محدودیت اطلاعات، ارتباطات، و اطلاع‌رسانی در چارچوب جهانی‌شدن اندیشید؟ طرفداران اندیشه جهانی‌شدن بر آشنایی آحاد اجتماعی مردم با فرهنگ‌های مختلف ملی و محلی و تنوع فرهنگی از منظر ارتباطی تأکید دارند و دهکده جهانی را در عصر ارتباطات، مبتنی بر تعاطی فکر و اندیشه اقوام مختلف پنداشته‌اند.
حرکت در این عرصه بر چند محور قرار دارد که بحثی مستوفا می‌طلبد. رئوس مطالب این تغییرات و دگرگونی‌ها عبارت‌اند از:

  • فناوری اطلاعات قوه تفکر انسان را توسعه می‌دهد.
  • فناوری اطلاعات تمام جهان را به هم مرتبط می‌کند.
  • فناوری اطلاعات مردم جهان را به یکدیگر نزدیک می‌کند.
  • فناوری اطلاعات از پیچیدگی‌های دنیا می‌کاهد.
به واقع زمانی که تلگراف و تلفن بهره‌برداری می‌شد، همواره سوء استفاده‌های اطلاعاتی، ترس غالب و مستولی بر کاربران بود. این که فناوری‌های نوین تا چه حد جنبه‌های محدودکننده‌ای را در جهانی شدن دارد، مباحثی نو و جدید تلقی می‌شوند . تفکر به شیوه‌های فوق، اعم از قابلیت نفوذ عناصر فیزیکی ارتباطات در جوامع یا مقابله با آن و محدودیت و حصار فرهنگی، رویه‌های نظری و عملی را در چارچوب سیاستگذاری اطلاعاتی ترسیم می‌کند و این رویه‌ها که به بنیادهای اجتماعی هر ملتی وابسته است، بی تردید با تضادهای فکری و عملی آحاد اجتماعی مواجه خواهد شد.