استعمارگری سایبر

حرکت سریع در امتداد ابر شاهراه یا توقف در یک مسیر فرسوده

گفتمانهای عصر حاضر بر انقلاب ارتباطات جریان دارد و تحت تاثیر کسانی است که این صنعت را به پیش می برند.

در مجله هایی که درباره سایبر بحث می شود آنها اینترنت را از لحاظ سیاسی نیرویی نیرومند دموکراتیک و وحدت بخش می نامند.

بعضی از پژوهشگران معتقدند که اطلاعات گام نخست برای حرکت به سمت آزادی است و معادل آن برای علوم غربی مساوی است با:

داده ها= اطلاعات = دانش= خرد= حقیقت = آزادی

عقیده جریان آزاد داده ها به معنای جامعه آزاد یک عقیده ایمانی است تا منطقی.

کلید ادبیات توسعه امروزه عبارت از این نکته است که دسترسی به اطلاعات فقط در جهت قدرت یابی و آزادی ملت های جنوب عمل خواهد کرد.

اینترنت همانند هر فن آوری دیگری خنثی و بی طرف نیست و پیش داوری ها و تعصب های کسانی که آن را درست کرده اند (آمریکا) در آن وجود دارد.

افکار و عقاید، دانش و اقدامات ارتباطی غرب عمدتاً بر ساختار، سیستم و فرهنگ اینترنت حاکم و مسلط است.

گفتمانهای تمثیلی تغییر می کنند:

در اشاره صریح به فضای سایبر از حد و مرزی جدید سخن به میان می آید مکانی که افراد مستقل و یاغی را برای ایجاد سرزمینی جدید به مبارزه می طلبد.

الگور معاون رئیس جمهور آمریکا، اینترنت را با یک ابر شاهراه مقایسه کرده است. این نظر به این نکته اشاره دارد که پیشرفت در میان افراد سایبر سریع و بسیار زیاد است یا افراد به آزادی و استقلال خاصی دست خواهند یافت.

موانع جاده ای فضای سایبر:

نخستین مانع توانایی مالی است که مانع از خرید رایانه شده و در نبود رایانه افراد قادر به اتصال شبکه نیستند. بحث بعدی هزینه پرداخت اشتراک است که مردم اکثر کشورهای جهان سوم قادر به تامین هزینه مالی آن نیستند در پی اتصال به شبکه اینترنت هزینه تلفن که در کشورهای جهان سوم چندین برابر کشور های شمال است مانع وصل شدن افراد به فضای سایبر می شود. در نتیجه شعار سطحی «دسترسی برابر» به شبکه در مورد کشورهای جنوب واقعیت و کاربردی ندارد.

دومین مانع نبود زیر ساخت یا ساختار اطلاعات است در کشورهای کمتر توسعه یافته میانگین یک تلفن برای 350 نفر می باشد در کشورهای مثل  چین و هند برای هر 100 نفر یک تلفن وجود دارد در آفریقا برای هر 1000 نفر 2 تلفن وجود دارد نتیجه ای که می شود گرفت این است که نیمی از مردم جهان دسترسی به تلفن برای صحبت کردن با هم را ندارند چه برسد وصل شدن به شبکه سایبر.

مانع سوم عامل جغرافیا است دور بودن مناطق روستایی از هم، هزینه انتقال تلفن را برای بسیاری از کشورهای جهان سوم به یک بحران تبدیل کرده است.

آلبرت ممی معتقد است که یکی از کارکردهای استعمارگری در ایهام گذاشتن مهارت های فنی به منظور تابع ساختن و بهره کشی از استعمار شده است.

مانع زبانی:

پس از وصل به اینترنت با مانع بزرگتری روبرو می شویم که آن زبان فضای سایبر است یعنی زبان انگلیسی.

این مسئله باعث می شود که در عصر امروزی با توجه به پیشرفت سریع و روز افزون حتی اگر نسخه هایی از علم روز را برای ترجمه استفاده کنیم وقتی ترجمه آن تمام شد متن مورد نظر عملاً کارآیی خود را از دست داده و منسوخ شده است.

عامل زبان یک نفوذ استعماری دیگری است که باعث نابودی زبان مادری هر کشور شده و افراد باید سر تعظیم در برابر زبان ارباب خود پایین بیاورند.

نژادگری در فضای سایبر:

در وهله نخست کشورهای ثروتمند شمال با شعار ایجاد صدای برابر برای ملت های در حال توسعه بر روی اینترنت، زورگویی و اعمال فشار خود را پیش می بردند، زیرا چارچوب نامتمرکز اینترنت از جریان چند سویه اطلاعات پشتیبانی می کند.

تبعات انتقال تکنولوژی از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه:

1-در وهله اول صدور آسان فناوری غربی بوده است.

2-این فن آوری ها بیشتر سرمایه بر بوده تا کارگر محور.

3-موجب وابستگی به سرمایه، منابع، سلیقه ها و انتظارات خارجی شده است.

4-عمدتاً توسط شرکت های فراملی، که بر این فن آوری کنترل پایدار دارند صادر می شوند.

5-بیش از توده ها به منافع بخش های نخبه خدمت کرده است.

6-به خوداتکایی اقتصادی و همکاری در میان کشورهای در حال توسعه کمک اندکی نموده است.

عوامل دیجیتال:

کشورهای توسعه یافته طرح هایی را برای عضویت و شرکت کشورهای فقیرتر برای ورود به جامعه اطلاعاتی ارائه می دهند و موفقیت را در آن می دانند. مجله اکونومیست توصیه می کند که کسانی که در این امر ساکن بمانند بازنده خواهند بود.

این نظر بیشتر به قاره سیاه بر می گردد و کارشناسان معتقدند که آفریقا به این فرصت سریعاً نیاز دارد. آنها معتقدند که اگر کشورهای آفریقایی توانایی بهره گیری از انقلاب اطلاعات را نداشته و خود را از این موج عظیم دگرگونی تکنولوژیک کنار بکشند، این موج آنها را در هم خواهد شکست.

توسعه اطلاعاتی یکی از طرح های ارائه شده به آفریقاست این طرح ها و کمک ها که اکثراً مشروط است باعث بدهکار شدن کشورهای جهان سوم به کشورهای توسعه یافته و ثروتمند می شود.

سوخت رسانی سایبر

کشورهای شمال در پی متقاعد ساختن کشورهای جنوب هستند که تصاحب و وارد کردن آخرین فناوری های جدید برای بقای بیشتر آنها در اقتصاد جهانی امری سودمند و ضروری است.

کشورهای جنوب از این لحاظ که سوخت مسابقه به سوی پیشرفت است برای شمال اهمیت دارند.

جهانی شدن با انقلاب اطلاعات پیوندی نزدیک دارد.

با بازشدن بازار به روی رقابت آزاد، عامه توانایی تامین نیاز خود را دارند اما هاملینگ معتقد است که تحت شرایط سرمایه داری یک بازار آزاد، ناگزیر به سوی تحکیم و تقویت سرمایه به پیش می رود که همان رشد کشورهای ثروتمند شمال است و به تشکیل یک الیگارشی صنعتی منجر می شود و در عمل به منافع یک گروه خدمت می کند.

فضای استعماری امروز که توسط کانال های مثل بانک جهانی و صندوق بین المللی پول برای کشورهای ثروتمند به وجود آمده است بسیار دلچسب تر از دوران استعمارگری قدیم بوده است. الان سودهای بسیار کلان تری از طریق سایر به جیب کشورهای ثروتمند سرازیر می شود و عملاً کشورهای ثروتمند هستند که بر کشورهای فقیر بدون اینکه در آن کشورها والی یا فرمانداری بفرستند حکمرانی می کنند.

دورماندن از خط تولید

اگر کشورهای فقیر حتی قادر به تامین هزینه های فضای سایبر شدند اطلاعات آن کاربرد چندانی برای آنها نخواهد داشت. زیرا سطح زندگی در این کشورها بسیار پایین است، کشورهایی که آب آشامیدنی سالم برای خوردن ندارند چگونه می توانند از اطلاعات فضای سایبر استفاده بهینه کنند با کدام پول و با کدام امکانات؟

نکته دیگر: بسیاری از کشورها دچار جنگ داخلی هستند، بسیاری در حال مبارزه با بی عدالتی های فضای موجود هستند چه برسد به فضای مجازی سایبر.

مساله دیگر اینکه در کشورهای دیکتاتور و اقتدارگرا، جدای از دانستن و نداستن اطلاعات، مساله خواستن یا نخواستن را نیز باید در نظر گرفت. بسیاری از کشورهای مثل چین، عربستان استفاده از دیش های ماهواره ممنوع است و با فیلترینگ زیادی که بر روی شبکه های اطلاع رسانی می گذارند عملا دسترسی به اطلاعات را آن طور که بخواهند ممکن می سازنند.

و دیگر اینکه اطلاعات ارزشمند به صورت آزادانه و مجانی در دسترس نیستند و برای عضویت در پایگاه هایی که اطلاعات مهم و اساسی را در اختیار اندیشمندان کشورهای جنوب قرار می دهند پول و هزینه هنگفتی را باید پرداخت و این مساله باز می گردد به اینکه کشورهای جنوب قادر به تامین هزینه برای خرید اطلاعات نیستند زیرا با مشکلات عدیده دیگری دست و پنجه نرم می کنند.

نتیجه:

فضای سایبر نوید دسترسی به اطلاعات نامحدود را به کشورها و مردم می دهد. در این میان فضاها و موانع کشورهای جنوب نادیده گرفته می شود، موانعی از قبیل دسترسی به سرمایه، زیرساخت، زبان و تخصص تکنولوژیک.

برای غلبه بر این موانع طرح هایی ارائه شده است که این طرح ها نیز به نوبه خود کشورهای جنوب را به زیر استعمار و وام دهنده کشورهای شمال می برد.