پروفسور حمید مولانا درششم اسفند ۱۳۱۵هجری شمسی درتبریز متولد شد.دارای دکترای ارتباطات و روابط بین الملل از دانشگاه نورت وسترن شیکاگوی آمریکاست ودارای بیش از ۳۰کتاب درحوزه ارتباطات وروابط عمومی است .ایشان درسالهای اخیر به عنوان چهره ماندگار کشور معرفی شد وبه عنوان مشاور رئیس جمهور نیز وارد فعالیتهای روابط عمومی ایران اسلامی گردید. پروفسور مولانا نظرات بسیار جالبی در زمینه ی روابط عمومی داردکه به برخی از آن ها اشاره می شود :
۱-برگرفته ازسخنرانی پروفسوردراستان کرمانشاه درجمع روابط عمومی
-مشروعيت، خميرمايه اصلي روابط عمومي هاست و اين مشروعيت در ابعاد ملي و بين المللي هم بازتاب دارد.
-امروز روابط عمومي ها داراي سه ضلع مثلث دولتها و حکومتها، جامعه و مردم و زيرساختهاي ارتباطاتي (رسانه ها) هستند و مشروعيت بدين معناست که افرادي که در اين مثلث فعاليت دارند بايد قبول کنند که فعاليت آنها بايد به گونه اي باشد که از سوي هر کدام از اين ارکان داراي مشروعيت باشند.
-خوشبختانه پس از پيروزي انقلاب اسلامي، ما مشروعيت از دست رفته را در حوزه روابط عمومي ها دوباره بازيافتيم و به همين دليل با برگزاري جشنواره هاي خاص و انتشار کتابها و مقالات خاصه در بخش روابط عمومي، در 30 سال اخير شاهد تحولات گسترده اي در حوزه روابط عمومي ها هستيم.
-حتي قبل از آنکه غربيها به مقوله روابط عمومي ها به معناي مدرن و امروزي آن بپردازند، ما ايرانيان داراي گنجينه هاي گرانبهايي در روابط عمومي کشورمان بوده ايم.
-روابط عمومي به عنوان يک پديده بايد کاري داراي محبوبيت و جذبه براي مردم باشد و مردم آن را از خود بدانند و حتي در اخبار منتشره از سوي روابط عمومي ها در رسانه ها، بايد مردم به جايي برسند که آنها را دوست بدارند آنچنانکه ديوان حافظ و گلستان سعدي را از خود مي دانند.
-ارتباطات را نبايد صرفا يک فرايند فردي و انتقال گر پيامها فرض کرد، بلکه بايد روابط عمومي ها داراي توان ايجاد رابطه بين دو فرد و يا سازمانها و موسسات با يکديگر باشند و پيام او بايد از سوي مخاطبان درک و معنا شود و نيز اعتماد دوسويه را مبتني بر همکاري مردم با سازمانها ايجاد نمايد.
۲-مقاله پروفسور درروزنامه کیهان
روابط عمومي روابط «بين» عامه مردم نيست، بلكه روابط يك سازمان، يك بنگاه، يك دولت، يك شركت، يك تشكيلات با عموم و يا قسمتي از عامه مردم است. آيا رابطه يك بنگاه يا رابطه يك دولت يا موسسه با عامه مردم جنبه خدماتي دارد يا رفتاري و مصرف گرايي و يا همه اينها؟ عنوان «روابط عمومي» با عنوان «خدمات عمومي» فرق دارد. از موقعي كه عنوان «روابط عمومي» از اوايل قرن بيستم در آمريكا جنبه بازرگاني، تبليغاتي، كنترل، انگاره سازي و پروپاگاندا به خود گرفت، جوانب منفي آن در اذهان مردم بالا رفت. امروز بسياري از افراد اين حرفه وارداتي كه وظايف روابط عمومي را به عهده دارند، به واژه هاي ديگري مانند «امور عمومي» يا «ارتباطات عمومي» گرايش پيدا كرده و از آنها استفاده مي كنند، مانند معاونت امور عمومي، معاونت ارتباطات عمومي و غيره.
روش هاي روابط عمومي كه امروز در دنياي سياست و اقتصاد معمول گرديده است و بسياري از افراد و سازمان ها و كشورها مجذوب آن شده اند، مشروعيت ندارد. برخي از روش هاي متداول روابط عمومي آمريكايي با فرهنگ، سنت، دين و حتي مقررات حقوقي كشورهاي ديگر مغايرت دارد به ويژه در كشورها و فرهنگ هاي اسلامي. ما به يك دگرگوني و انقلاب در رشته روابط عمومي احتياج داريم. اگر حوزه و رشته روابط عمومي بخواهد به عنوان يك نظم مشروع و پايدار در سطح ملي و بين المللي استوار باشد شيوه ها و استانداردهاي آن بايد بر محور اهداف مشخص و معين پايه گذاري شده و حدود فعاليت آن تعريف و براي عامه مردم معلوم شود.
من شش محور اصولي و كاربردي را براي روابط عمومي پايدار و نوآور پيشنهاد مي كنم:
(1) اعتمادسازي و وحدت؛
(2) مردم داري و انتقادپذيري؛
(3) خدمت گرائي و رفاه گستري؛
(4) عدالت سروري و فسادستيزي؛
(5) قانون گرائي و اخلاقي؛
(6) اطلاع رساني و روشنگري.
هريك از اين شيوه ها جوانب اصولي و متمم دارد. مثلا مردم داري اصل و انتقادپذيري متمم آن است و همين طور خدمت گرايي، كه يك شيوه اصلي است و رفاه گستري متمم آن را تشكيل مي دهد.
روابط عمومي به مصداق مردم داري در ايران و در فرهنگ ملي و اسلامي ما تاريخ طولاني و درخشاني دارد كه با آداب و سنت ايراني و اسلامي رشد و نمو كرده است؛ ابعاد آن شرعي، عرفي و مدني و ادبيات و معارف و منابع آن وسيع و عميق است. روابط عمومي به مصداق و معيار غرب و به ويژه آمريكا يك روند وارداتي در ايران است كه در اوايل دهه 1330 شمسي، به ويژه پس از كودتاي 28 مرداد سال 1332 در ادارات دولتي و غيردولتي و در مطبوعات و در صحنه آموزش ظاهر گرديد و من اين جريان را مشاهده و مطالعه كرده ام كه اميدوارم در فرصت مناسب نتيجه آن را در اختيار علاقه مندان قرار دهم.
هر حرفه و دانش، چهره، منزل و ارزش ويژه خود را دارد. مهم است كه بپرسيم اين حرفه از كجا آمده و به كجا مي رود، چه كساني آن را هدايت مي كنند، چارچوب سازماني و كاربردي آن چيست و ارزش آن چگونه تعيين مي شود. در ايران ما بايد به حرفه و رشته «روابط عمومي» به عنوان يك «فرصت خدمت» بنگريم نه «لقمه اي پرچرب».
منابع :خبرگزاری جمهوری اسلامی -۲۲/۲/۸۸
روزنامه کیهان -مورخه ۲۷/۱۱/۸۴
سایت فرهنگ وارتباطات ،دکتر حسام الدین آشنا