به بهانه حادثه تروریستی و نا ارآمیهای زاهدان
متاسفانه در چند روز اخیر شهر زاهدان شاهد نا ارامیهایی بود که متعاقب حادثه انفجار بمب در مسجد حضرت علی (ع ) رخ داد.الحمدلله امروز شهر آرام و زندگی عادی مردم جریان دارد.البته من همیشه سعی کرده ام از درج اخبار منفی استان و شرح درگیریها و ناامنیها در وبلاگ خودداری کنم چرا که خبرگزاریها و روزنامه ها به اندازه کافی به این موضوعات میپردازند.اما در این شرایط ترجیح دادم نظر خود را در این مورد بیان کرده و شرایط را برای گفتگو در این خصوص در و بلاگ فراهم کنم.پیشاپیش به خانواده های قربانیان تسلیت گفته و برای شهدا آرزوی مغفرت و علو درجات می کنم.
راه حل پایان اینگونه درگیریها به نظر بنده در مرحله اول تلاش برای ایجاد همبستگی در استان است.ایجاد همبستگی هم روشهای متعددی دارد که کارشناسان امر به خوبی از آن اطلاع دارند.در ادامه هم باید دست متعصبین قومی و مذهبی از هر دو گروه را کوتاه کرد.در واقع باید تلاش کرد رقابتهای موجود مذهبی و قومی به رقابت علمی" فرهنگی و اقتصادی تبدیل بشود و در نهایت فضا به سوی غیر رقابتی شدن پیش برود.تکفیر خشونت و ترویج انسان دوستی از سوی روشنفکران و علما "افزایش سرمایه گذاری مستقیم دولتی در منطقه برای کاهش فقر و رفع فاصله طبقاتی "گسترش مراکز فرهنگی و ورزشی برای کشاندن جوانان به سمت این گونه فعالیتها به جای سوق دادنشان به سمت بنیاد گرایی مذهبی از دیگر راه حل ها برای ایجاد آرامش است.بهبود رفتار نیروهای امنیتی و انتظامی با مردم و کاهش سختگیری های بی مورد نیز می تواند در آرام کردن اوضاع موثر باشد.از طرف دیگر علما و روحانیون نیز باید در هدایت مردم به سوی قانون پذیری و حفظ آرامش تلاش کنند.شرایط باید به گونه ای پیش برود که خشونت و تروریسم جایی برای خود نمایی نداشته باشد.حاکمیت هم باید شرایطی را فراهم کند که اگر گروهی احساس می کنند خواسته هایی دارند بتوانند مطالباتشان را به صورت مدنی و از طریق ابزارهای دموکراتیک بیان کنند.توسعه تشکلهای غیر دولتی" احزاب سیاسی و اعطای مجوز مطبوعات مستقل می تواند برای ایجاد جو مفاهمه و گفتگو در استان موثر باشد.
گاهی تصور می کنم آیندگان در مورد ما چه فکرهایی می کنند؟ میگویند پدران ما بر سر چه چیزهایی هم دیگر را می کشتند؟ چه کشتنی که چیزی نیست جز برادر کشی .آیا ما مسامانان نمی دانیم که حرمت خون و آبروی مسلمان بالاتر از حرمت خانه خداست؟ پس چرا رعایت نمیکنیم .باور کنیداسلام دین محبت و دوستی است نه دین خشونت و نفرت .چرا با رعایت نکردن حقوق دیگران شرایط را به گونه ای فراهم کنیم که افرادی ادعا کنند برای احقاق حقوقشان دست به خشونت می زنند.
در نهایت اگر هم روشهای موجود برای باز گرداندن انسانیت به ما موثر نیست بیاییم برای زندگی بهتر از روشهای دیگری که جوامع دیگر تجربه کرده اند استفاده کنیم.برای مدتی هم که شده به دین و مذهب کمتر بپردازیم و موسیقی"نقاشی"شعر و ادبیات و در کل هنر و فرهنگ را تقویت کنیم شاید بتوانیم به انسانیت برگردیم....
آنچه گفته شد نظرات شخصی من بود. ارائه نظرات و راه حل های دیگر که می تواند به بهبود اوضاع کمک کند را به عهده دوستان خوانندگان وبلاگ می گذارم .امیدوارم راه حلها عملی و بدور از تعصبات قومی و مذهبی و توهین و افترا باشد و گرنه مجبور به حذف آنها خواهم شد.