اگر اعتماد نباشد، ارتباطات معنايي ندارد
|
|
اعتماد نقش مهمي در ارتباطات دارد چرا كه با افزايش اعتماد، تاثيرگذاري رسانهها نيز افزايش خواهد يافت
به گزارش خبرنگار رسانه خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) پروفسور حميد مولانا - رييس دانشكده علوم ارتباطات بينالملل دانشگاه آمريكا - كه در همايش نقش انگارهسازي رسانهها در تهاجم فرهنگي سخن ميگفت، با بيان اين مطلب انگارهسازي را تصويرسازي و ايجاد ذهنيت در مردم و نوعي مغزشويي عنوان كرد و رسانهها را نيز وسايل جمعي برشمرد كه رساننده پيام هستند.
مشاور رييس جمهور در ارتباطات و روابط بينالملل اظهار كرد: فرهنگ تعاريف مختلفي دارد كه شامل تمامي راه زندگي يك جامعه است و ارزشهايي كه بر آن حاكم است كه دربردارنده عادات، آداب، كيش و اديان جامعه بوده، تمدن نماد ظاهري پيشرفتها و فرهنگ نماد فرهنگي اين تمدن است.
پروفسور مولانا تاكيد كرد: در دنياي امروز نسبت به دنياي 200 سال پيش و به خصوص در 60 تا 70 سال گذشته تغييرات زيادي به وجود آمده كه جهان را كوچك كرده چرا كه با ابزار و ادوات مختلف از جمله هواپيما، راهآهن و ماهواره و اينترنت به تمامي نقاط جغرافيايي دسترسي داريم و لذا دسترسي به دنيا آسانتر شده اما چون اين دسترسي در بسياري از موارد مستقيم نيست دنيا و جهان را بزرگتر و متغيرتر كرده است چرا كه با اطلاعات بيشتري سر و كار داريم اما در عين حال نميتوانيم تمامي اين اطلاعات را مانند قرون گذشته هضم كنيم چرا كه ظرفيت آن را نداريم و انبوه اطلاعات در زندگي ما وارد شده كه اين باعث بروز نامساواتي و عدم توازن در جامعه ما شده است.
وي ادامه داد: يك اتفاق ديگر هم افتاده كه آن نقش رسانهها به عنوان ميانجي بين ما و طبيعت، افراد و گروههاست كه طي 200 سال گذشته ما را از حقايق دور ساخته است و ما ديگر طبيعت را نميبينيم بلكه تصاوير آن را دريافت ميكنيم، ديگر اشخاص را نميبينيم تنها صدايشان را ميشنويم و يك شكاف و فاصلهاي ايجاد شده لذا بشر احساس ميكند خيلي ميداند در صورتي كه اينها را از اطلاعات و دانش و از احتمالا از حكمت ياد گرفته و گرنه تصويرسازي و يا انگارهسازي نقش اساسي در زندگي ما ايفا ميكند.
مولانا افزود: دادهها زياد شدهاند اما تمامي دادهها اطلاعات نيستند و نياز به پردازش دارند، تمامي اطلاعات نيز دانش نيست بلكه بايد تبديل شود و دانش نيز به خودي خود هميشه مطلوب نيست ميتواند مضر نيز باشد لذا بايستي با فضيلت و حكمت همراه شود و گرنه گمراهي با ماست.
او گفت: بشر بدون ارتباطات نميتواند زندگي كند چرا كه ارتباطات به مثابه خون جاري در شريانهاست، اين ارتباطات دستهبنديهاي مختلفي دارد ميتواند درون فردي باشد كه ارتباط انسان با خود و خالقش است، ميتواند ميان فردي باشد كه با فرد ديگري برقرار ميشود، ميتواند گروهي باشد كه بين افراد خانواده، همايش و كنفرانسها برقرار است و در نهايت ميتواند عمومي باشد و از طريق رسانههاي مدرن و در جمع ميليونها نفر كه امروز بيشترين ارتباطات ما از نوع ارتباطات عمومي و رسانهاي است و اين در حالي است كه در گذشته اين ارتباطات بيشتر به شكل درون و ميان فردي بوده است.
وي يكي از كاربردهاي اصلي و شايد مهمترين كاربردهاي رسانههاي مدرن را بسيج و تشكل فكري كه در قالب آن همه احساس ميكنيم كه با هم هستيم عنوان كرد و گفت: اطلاعرساني و ديدهباني محيط، تغيير، تفسير و تحقيق، تقابل ارزشها و فرهنگ، مشروعيت دادن به شخص و يا شخصيت كشي، تعليم و تربيت، ايجاد شفافيت كه گمراهي نيز در كنار آن وجود دارد و نيز مهمترين مورد تعيين دستور روز از جمله كاربردهاي رسانهها در انگارهسازيست.
اين صاحبنظر در علوم ارتباطات و روابط بينالملل با تاكيد بر اينكه تعيين دستور روز يكي از عوامل قدرت است كه اين مهم از كاربردهاي رسانههاست كه دستور روز را براي ما تعيين ميكنند، به اين معنا كه به چه چيزي فكر كنيم نه اينكه چگونه فكر كنيم، بيان كرد: امام راحل (ره) روز ورود به پاريس دستور روز رسانهها را تغيير داد، با مصاحبهها و صحبتها محتويات مهم روزنامهها عوض شد و همينطور به صورت كم و بيش تا به امروز ادامه يافته است.
مولانا بزرگترين نگراني غرب را همين تعيين دستور روز توسط رهبر معظم انقلاب عنوان كرد و گفت: رسانهها نقش مهمي در تعيين دستور روز و كمك به قدرتها دارند البته يكي از كارهاي بزرگ رسانهها هويتشناسي به افراد و مردم كشور و ملتسازي و كشورسازي است، طي 200 سال گذشته منابع اصلي هويتسازي و اجتماعي شدن در در مرحله اول خانواده، سپس مدارس، مساجد، معابر و غيره بود؛ امروز جامعهشناسان ثابت كردهاند كه در بسياري از جوامع شرق و غرب خانوادهها ديگر منبع اصلي ارزشها نيستند و رسانهها جاي آن را گرفتهاند.
وي ادامه داد: اغلب اطلاعات ما از رسانهها، ماهوارهها و از طريق تصاويري كه ديگران نيز آن را از رسانهها دريافت كردهاند اما عامل بزرگي در ارتباطات انساني وجود دارد كه اعتماد است اگر سطح اعتماد ما در رسانهها و روابط انساني بالا رود تاثيرگذاري آنها بيشتر خواهد شد، اعتماد يك ذهنيت است كه با افزايش آن ارتباطات نيز افزايش خواهد يافت.
او اتفاق مهم ديگر در دنياي ما را ايجاد رشته ارتباطات بينالملل عنوان كرد و گفت: روابط بينالملل در قالب ارتباطات گنجانده شده است و ارتباطات در سطح وسيعتري قرار دارد و اينكه چگونه به وجود آمده بايد گفت كه فنآوري و تكنولوژي بزرگترين تاثير را داشته است.
مولانا گفت: اتفاقات مهم در جامعه بشري رخ داد كه ظرفيت ارتباطات را بالا برد كه از جمله آن اختراع تلگراف، تلفن، دوربين عكاسي و گرامافون بود بعد تلويزيون، بيسيم، ماهواره و در نهايت اينترنت و غيره؛ تلگراف بزرگترين اختراع بشريت در قرن 19 بود، وقتي تلگراف آمد روابط بينالملل آسان شد و همزمان سه خبرگزاري مهم انگلستان، فرانسه و آلمان تاسيس شد تا امپراطوري آن زمان را نگه دارد كه تمام اقتصاد دنيا را به هم زد.
مشاور رييس جمهور ادامه داد: اين سه خبرگزاري سه امپراطوري بزرگ را دور هم نشانده و دنيا را تقسيم كردند كه آمريكا به اين امر معترض شد كه وقتي آمريكا نيز به اين گروه وارد شد، ديگر ارتباطات بينالملل مهم شد چرا كه دومين سازمان بينالمللي دنيا سازمان اتحاديه بينالملل مخابرات بود و جالب بود كه اين سازمانها ابتدا در فرهنگ، اقتصاد و سياست درست نشد بلكه در ارتباطات تشكيل شد.
وي به نقش رسانهها در امت اسلامي پرداخت و گفت: رسانهها نقش مهم ديگري نيز دارند و آن قدرتشان در توليد محتويات است و ايجاد مليت اما اسلام مليگرايي ندارد و عقيده دارد بايستي نسبت به طوايف و قبيلههاي مختلف شناخت داشت، اما توليد تا 50 سال پيش مهم بود چرا كه تا آن زمان توزيع هزينهاي نداشت و راحت صورت ميگرفت اما امروز توزيع از توليد مهم تر است و اگر نتوانيم محتويات پيام را توزيع كنيم تاثيرگذار نخواهد بود.
او ادامه داد: اينجاست كه تكنولوژي اطلاعات توزيع محور مهم ميشود. امروز قدرت غرب در محتويات نيست چرا كه محتويات را مردم عوض ميكنند، قدرت او در توانايي توزيع است و منظور از اين توزيع جنبههاي انگارهسازيهاي مغزي است بنابراين تا ذهنيت ايجاد نكنيم نميتوانيم توزيع را انجام دهيم.
اين صاحبنظر معتقد است: موضوع تهاجم فرهنگي قديمي است و مهمترين مساله بينالملل بوده است اما اين امر براي ملت ايران كه 30 سال است مورد هجمه فرهنگي قرار گرفتهاند مهمتر است،؛ اين مساله رسانه و تهاجم فرهنگي ادامه دارد و داراي ابعاد مختلفي است كه شايد با بيان لغات سياسي مثل دموكراسي، جامعه مدني و توسعه بدون مشخص كردن معنا، شايد از جنبه زباني از طريق استفاده از لغات انگليسي و فرانسوي و شايد از جنبههاي اختلاف اديان و غيره بروز يابد البته نبايد اين شائبه ايجاد شود كه رسانهها هميشه نقش منفي دارند بلكه رسانهها ميتوانند به عنوان چراغ هدايتگر باشند.
مشاور رييس جمهور درباره اصلاح الگوي مصرف نيز بيان كرد: اين مطلب بزرگي در زندگي همه جوامع است لذا بايد ديد رسانهها چه نقشي ميتوانند در اصلاح الگوي مصرف ايفا كنند و چقدر ميتوانند اين الگو فعلي كه چندان مطلوب ما نيست را نگه دارند، براي همين بايد مواظب باشيم كه روزنامهها، راديو، تلويزيون تا بيلبوردها تا اسم كوچهها و خيابانها نيز مطابق يك سياست گذاري انجام شود تا براي فرهنگ اسلامي ما مفيد باشد.