سیاست های فرهنگی اینترنت
سیاست های فرهنگی اینترنت
«امپراتوری دوباره باز می گردد»
در سال 1996 نیکولاس نگروپونته با چاپ مقاله ای اشاره می کند که شبکه های تله ماتیک مرحله بعدی امپریالیسم آمریکا نیست بلکه گستره و قلمروی آزادی است که کثرت گرایی جهانی را تسریع و تشویق می کند. و این فکر که شبکه اینترنت راهی برای تسلط فرهنگ آمریکا بر فرهنگ دیگر کشورهاست را بیهوده می پندارد و معتقد بود که این اتهام فرصت استفاده فرهنگی از فضای سایبر را نادیده می گیرد.
او معتقد بود عصر اطلاعات خواهان آن است تا آزادسازی جهانی و قدرت بخشی چند فرهنگی را ارائه دهد، شبکه جهانی اینترنت بیشترین احترام را برای فرهنگ های مهجور دنیا فراهم می سازد.
ماهیت اینترنت باید مورد مطالعه قرار بگیرد همان طور که می دانیم پیشینه اینترنت بر می گردد به وزارت دفاع آمریکا، ساخت این شبکه در سال 1960 که به نام اولیه آرپانت بود برای ایجاد سیستم اطلاعات جهانی تمرکززدایی شده ای نبود بلکه کاربرد آن برای استفاده در جنگ سرد بود.
بنابراین، تبارشناسی اینترنت به صورت مستقیم به یکی از کارگزاران اولیه هژمونی و سلطه آمریکایی بر می گردد و تأثیرات آن هنوز هم در خود ساختار و محتوای این شبکه وجود دارد.
در مرکز مجازی تمرکز زدایی
یکی از متمایزترین خصوصیات اینترنت سیستم نامتمرکز آن است. قبل از آرپانت شبکه های اطلاعاتی به سرور مرکزی وصل بودند، با از کار انداختن سرور مرکزی دسترسی به اطلاعات دیگر میسر نبود اما آرپانت اطلاعات را در سرتاسر شبکه پخش می کرد و باعث ادغام آزاد کامپیوترهای مستقل می شد.
بروس استرلینگ معتقد است این شبکه از هیچ گونه اقتدارمرکزی برخوردار نیست و این باعث می شود آرپانت در مقابل خرابی و نابودی ایمن بماند.
همین ساختار است که مصمم شده مقاومت اینترنت در برابر امپریالیسم فرهنگی و کنترل را شکل بدهد.
نگروپونته می گوید استعمارگری در دنیای نامتمرکز امکان نخواهد داشت. این مساله برگرفته از تاریخچه امپریالیسم غربی و مبارزات ضد استعماری ناآگاه است.
سلطه نامتمرکز دو مشکل را به وجود می آورد:
1-سرزمین جدید را قابل اداره و مدیریت پذیر می سازد.
2-آن سرزمین را تابع و مطیع خود می سازد.
در نتیجه سلطه فرهنگی می تواند وجود داشته باشد و اینترنت نمونه بارز آن است.
عملیات شبکه تمرکززدایی که اینترنت نام دارد و به تخصیص و طراحی دامنه های جداگانه ولی برابر بستگی دارد.
اخیراً دونوع دامنه سطح بالا قابل دسترسی برای عموم شده است.
1-دامنه های معمولی یا ژنریک (دات کام،اورگ و...) که از طریق راه حل های شبکه ای اجرا و بدون توجه به مکان جغرافیایی طراحی می شوند.
2-دامنه های کشورهای که با ایزو مشخص و به صورت محلی اداره می شوند.
این دامنه ها مانند COM,ORG,NET,MIL و ... برای کشور آمریکا دارای مفهوم خاصی است و یک امتیاز برای این کشور در فضای سایبر محسوب می شود.
عنوان دامنه های سطح بالا برای کاربران در آمریکا، پسوندهای معرف ملت مبدا را در خود جای نداده است و کسانی که از علایم و عناوین صریح ملیت استفاده می کنند به عنوان یک شهروند خارجی در میان مردم آمریکا شناخته می شوند.
استفاده از دامنه های مثل کام، نت، اورگ عملا شهروندی شبکه ای و اینترنتی آمریکایی را جهان گسترش می دهد.
سایت های آمریکا به صورت مجازی از فضای سیاسی-اجتماعی جدا شده و ظاهراً با گسترش قملرو بین المللی اینترنت خود نیز با آن گسترش می یابند.
به کاربردن پسوندهای ملیت در سایت های آمریکایی باعث در مرکز قرار گرفتن آنها در فضای سایبر می شود و هر چیز دیگر را به عنوان خارجی و بیگانه معرفی می کنند.
اینترنت در هر دو صورت جهانشمول کردن و نرمال سازی کاربران آمریکایی آنها را در مرکز فضای سایبر قرار می دهد. بنابراین اینترنت با سلطه آمریکا مخالفتی نکرده و از آن گریزان نیست. با وجود فضای نامتمرکز این شبکه آمریکا یک موقعیت ممتاز را در درون زیرساخت دیجیتالی اشغال کرده است.
سخن گفتن از کثرت گرایی و پلورالیسم
شهروندان آمریکایی درباره استفاده از اینترنت از یک موقعیت ممتازتری برخوردارند.
زبان انگلیسی که زبان اینترنت است اصولاً بر پایه سودمندی قابل توجیه است. جایگاه ممتاز زبان انگلیسی در هیچ کجا تعیین نشده است موقعیت آن پی آمد مستقیم توسعه استعماری و قدرت اقتصادی است.
استفاده و سودمندی از زبان انگلیسی در جهان کنونی را نمی توان نادیده گرفت اگر چه استفاده از این زبان برای استفاده از شبکه و تسهیل در گفت و گوی بین فرهنگی سودمند است اما به بهای گزافی به دست آمده است.
دیوید کریستال معتقد است جایگاه جهانی زبان انگلیسی به دو دلیل است:
1-گسترش قدرت استعماری بریتانیا
2-پیدایش آمریکا به عنوان قدرت برجسته اقتصادی
سودمندی زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی از طریق خشونت و تعدی قابل ملاحظه است، اینترنت برکسانی که از زبان انگلیسی استفاده نمی کنند یک مانع گفتاری را از طریق خط محدود الفبایی اش تحمیل می کنند.
نتیجه:
با پیدایش هر تکنولوژی اثرات مثبت و منفی نیز بروز می کند و هیچ تکنولوژی خنثی و بی طرف نیست، سیمون نیر معتقد است که تکنولوژی ها همواره محصول یک فرهنگ خاص هستند.
اینترنت محصول وزارت دفاع آمریکا است و معماری و ساخت آن برای مقاصد غیر از قدرت بخشی چند فرهنگی و همکاری توسعه یافته بود.
نیروهای کند زیر سلطه، دیگر حول عناصر مادی که حاضر و آماده با استعمارگری اروپایی و آمریکایی همراه بودند، متمرکز نمی شوند.
دیگر امپریالیسم به صورت گردانی نظامی از نیروهای اشغالگر که با دیوان سالاری مرکزی هماهنگ شده است عمل نمی کنند.
در عصر اطلاعات، امپریالیسم فرهنگی نیز خود با همان شکل و محتوای دیجیتال وارد می شود، تحول آتی اینترنت علاوه بر استانداردها و پروتکل های جدید بین المللی به یک دیدگاه انتقادی خودواکنشی نیاز دارد.