ارتباطات بین الملل


در سال 1840 الفبای مورس تلگراف را قابل استفاده کرد تا سال 1927 ایجاد ارتباط تا فراسوی اقیانوسها فقط به عهده سیستم تلگراف بود که 70% از سطح زمین را می پوشاند. بعدها ارسال صوت از طریق رادیو و پس از آن رادار و تلویزیون پا به عرصه گذاشتند. بدین ترتیب تغیرات پی در پی در زندگی مردم ایجاد شد. برای مثال همان تغیراتی را که ورود اتومبیل در دهه ی 1920 بر زندگی انسانها به جا گذاشتند تکنولوژیهای ارتباطی نیز روشهای زندگی ما را تغییر دادند به گونه ای که تصویر ذهنی ما از سیاره ای که در آن زندگی می کنیم و ماورای آن را نیز تغییر دادند.

تلگراف، تلفن، فکس، رادیو، تلویزیون، پرتاب ماهواره های ارتباطی، کامپیوتر،ارسال صوت و تصویر از طریق لوله های حامل امواج نوری یا لیزری و...سبب شدکه ما به دورة وفور ارتباطات یا عصر اطلاعات پا گذاریم.

اگرچه تاثیر این رسانه یا پدیده های جدید بر خدمات اجتماعی، رفاهی، بهداشتی، شهری(آتش نشانی،پلیس،ارسال نامه های پستی و...)، خدمات سیاسی مثل مشارکتهای سیاسی بدون خارج شدن از منزل یا نظرخواهی های فوری و... و همچنین تاثیر آن برخدمات اقتصادی مثل خرید از داخل منزل یا شرکت در کنفرانسهای تجاری و فرهنگی از طریق تلفن تصویری و... انکار ناپذیر است اما به نظر می رسد که پا گذاشتن به دوره وفور ارتباطات و اطلاعات هنوز اندیشه ها، استدلال و ساختهای ارتباطی ما بسیار محدود و بازگو کننده دوران کمبوداند.بدین ترتیب که به موازات تغییرات تکنولوژیک ارتباطی عقاید، ساخت روانی وپندار و کردار ما تغییر نکرده است. به نظر می رسد ارتباط جمعی هنوز جزئی از حواس ما به شمار نمی آید و جنبة خارجی دارد.

امروزه در جامعه فرا صنعتی تاکید بر جمع آوری و توزیع اطلاعات است نه تولید و توزیع کالاهای مادی . بنابراین ما نه در حوزه اقتصادی و برخورداری از کالاهای مادی بلکه در حوزه اجتماعی و فرهنگی و به خصوص سیاسی با چگونگی حق برخورداری از ارتباط و دریافت اطلاع روبرو هستیم. حق برقراری ارتباط، جز حقوق سیاسی و اجتماعی اولیه هرفرد است.

در نتیجه دسترسی همه افراد به تمام اطلاعات نیز حق اساسی آنهاست اما این حق اساسی بشر مستلزم ساخت دیگری از حقوق انسانی است{یعنی حق استدلال فردی} که با پیشرفت های تکنولوژیکی بازتاب آن را فراوان می توان مشاهده کرد.

*مسائل و مشکلات وفور تکنولوژیهای ارتباطی:

1- افزایش حجم اطلاعات که احتمالاً کاهش تاثیر آن را بر مردم به دنبال دارد.هرچه افزایش مداوم اطلاعات بیشتر باشد تاثیر پذیری مردم از آن کمتر است و علت آن این است که تولید بیش از حد اطلاعات افراد را دچار اضافه بار اطلاعات می کنند و دیگر کسی نیست که خریدار این اطلاعات باشد.

2- تکنولوژیهای ارتباط جمعی در 2 جهت متضاد حرکت می کنند:

الف: سلطه دولتها بر این تکنولوژیها و در نتیجه برا اطلاعات سبب می شود که دولتها بر مردم متمرکز شوند و نتیجه آن انفعال و سرخوردگی مردم و تسلط اقلیت یک جامعه بر اکثریت خواهد بود. این امر سبب پدید آمدن ارتباط یک سوی با مردم خواهد شد که صرفاً اطلاعاتی دارای محتوای سیاسی (ایدولوژیک) و تجاری خواهد بود.

ب:افزایش این تکنولوژیها باعث از بین رفتن جامعه بسته ملی شده و به افراد دیدی جهانی و وسیع داده و فرصت انتخاب اطلاعات را متناسب با سلامتیشان به آنها می دهد. این امر می تواند جریان آزاد پیام یا اطلاعات را سبب شود و در نتیجه به بهبود شرایط زندگی مردم بیانجامد.این امر یعنی جریان آزاد اطلاعات ملزم به سیاست گذاری درست ارتباطی از سوی کسانی است که رسانه ها را در اختیار دارند← سیاست گذاریهای دولت.

در امر سیاست گذاری هم دولتها و هم شرکتهای تجاری صاحب رسانه ها وهم نهادهای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... که از مزایای رسانه ها در ایجاد ارتباط با مردم برای تحقق بخشیدن به طرحهای توسعه بهره می برند باید دخالت داشته باشند.

سیاست گذاری یعنی به عهده گرفتن مسولیت اعمال برنامه های طرح ریزی شده ارتباطی و نظارت به اجرای آنها، اما اجرای سیاستهای ارتباطی مستلزم توجه به نیازهای ارتباطی و اطلاعاتی است. در ارتباط با این نیازها مسائل رسانه ای مطرح می شود که از2 دیدگاه قابل بررسی است.

1- مسئله آزادی رسانه ها

2- مسئله حق اساسی شهروندان در برخورداری از اطلاع و ارتباط

در مورد اول در دهه 1970 توجه به عواملی سبب شد که به پدیدة آزادی رسانه ها بیشتر پرداخته شود از جمله:

- در سال 1971 سرنوشت رسانه ها و نقش آنها در جامعه و آیندة اقتصادی آنها مورد بررسی قرار گرفت.

- در سال 1972 رسانه ها متوجه شدند که باید تا حدودی اعمال محدودیتهایی را بر تبادل آزادانة اطلاعات از سوی دولتها بپذیرند.

- در سال 1973و1974 معلوم شد که دریافت اطلاعات و برقراری ارتباط به عنوان حق مسلم و طبیعی افراد انسانی است که می تواند برقراری جریان آزاد اطلاعات را در میان افراد جامعه تسهیل کند. در واقع همین جریان آزاد اطلاعات و آزادی بیان و مطبوعات است که به عنوان معیاری برای اندازه گیری میزان دموکراسی در جامعه در نظر گرفته می شود. از این رو در ارتباط با نیازهای اطلاعاتی و ارتباطی جامعه سوالاتی مطرح شد مبنی بر اینکه موانع دسترسی آزادانة مردم به اطلاعات و برقراری ارتباط چه چیزهایی هستند.

اما دیدگاه دوم رسانه ها و فعالیتهای ارتباطی را پشتیبانی برای طرحها و برنامه های توسعه در مقام زمینه ها مثل کشاورزی، بهداشت، حمل و نقل، آموزش، فرهنگ، صنعت و...می داند و معتقد است اگر کارکرد رسانه ها مطابق با تحقق توسعه در این زمینه ها باشد بدین معناست که سیاست گذاری درست بوده و باید ادامه یابد در غیر این صورت باید سیاستهای ارتباطی را به گونه ای طرح ریزی کرد که اولویت ها به رفع شکاف و فاصله بین نیازهای مردم جامعه و کارکرد محتوای رسانه ها اختصاص داده شود در واقع این دیدگاه کارایی نظام ارتباطی را بر حسب منطبق کردن کارکرد رسانه ها با نیازهای افراد جامعه مورد ارزیابی قرار می دهد. از این روست که تشخیص نیازها در سیاستگذاریهای ارتباطی اهمیت داشته و تخصیص منابع مالی و پولی به آن نقش تعیین کننده دارد.طبیعی است که برای بازده اقتصادی این سیاستها باید مسیرهای اطلاعاتی و ارتباطی دقیقاً منطبق با نیازهای واقعی طرح ریزی شود.

*جریان بین المللی ارتباط: جریان اخبار:

با وجود تکنولوژیهای جدید ارتباطی و استفاده از ماهواره ها و ارسال سریع اخبار از خبرگزاریها و سرویس های مطبوعاتی و رادیو وتلویزیون به سراسر دنیا همه دنیا از این امکانات به طور یکسان استفاده نمی کنند. تقریباً در تمام کشورهای دنیا خبرگزاری وجود دارد اما توزیع آنها در جهان نامتعادل است و دامنة کار آنها متفاوت می باشد.اکثر خبرگزاریها عاملی برای ارسال اخبار خود به دیگر کشورها متکی به 3 خبرگزاری بزرگ دنیا یعنی اسوشیرپرس در امریکا، فرانس پرس در فرانسه و رویتر در انگلیس و همچنین به شبکه های تلویزیونی بین المللی مثل CNC، BBC،CBS ،NBC (سی انی سی،بی بی سی،سی بی اس،ان بی سی)و...هستند.

اما برای به وجود آمدن تعادل در جریان اطلاعات بین این 2 دسته از کشورها (کشورهای شمال و جنوب) چه باید کرد؟پیشنهادات ارائه شده عبارتند از:

1- کشورهای در حال توسعه به ایجاد اتحادیه های خبری بخش منطقه ای روی آوردند با سرمایه گذاری مشترک.

2- بدون در نظر گرفتن مرزهای ملی و تفاوت در نظامهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و...به تولید برنامه های مشترک بپردازند.

*تاریخچه مختصری از ارتباطات ماهواره ای و ماهواره ها:

در سال 1957 پرتاب اسپوتنیک مسابقة فضایی و تلاش امریکا برای رسیدن به شوروی را به دنبال داشت این ماهواره که فقط علائم رادیویی به زمین می فرستاد و بدون اجازه از مرزها عبور می کرد فقط 3 هفته در فضا ماند.

درهمین سال(score) توسط نیروی هوایی امریکا به فضا پرتاب شد و پیام ضبط شده ای از آیزنهاور رئیس جمهور وقت امریکا بخش کرد.این ماهواره در واقع اولین تکرار کننده و انعکاس کنندة آسمانی ماهواره ای بود. چون کار آن ضبط یک پیام ارسالی از ایستگاه زمیینی به ماهواره و سپس فرستادن آن به ایستگاه زمینی دیگر بود حداکثر طول پیام آن 4 دقیقه و ظرفیت آن یک کانال صدا با 60 کلمه در دقیقه بود.

در سال 1962 و1963 شرکت بل سیستم به ترتیب (گیرنده-فرستنده های)1telestar و 2 telestar را به کار گرفت این 2 اولین گیرنده-فرستنده های موفق با باند عریض بودند.

کنگرة امریکا در همین سال قانون ماهواره های ارتباطی را مورد تصویب قرار داد و شرکت ارتباطات ماهواره ای comsat را تأسیس کرد.

مجموعه ماهواره های syncom اولین ماهواره های ارتباطی موفق با چرخش در مداری ساکن نسبت به زمین بودند و پس از آزمایشهای سرانجام2 syncom و3 syncom که درسال 1964 در مدار قرار گرفتند. این ماهوارها که محصول فعالیت مشترک بین ناسا و وزارت دفاع امریکا بودند از فرکانس های نظامی برای ارسال syncom از

زمین بودند و به ماهواره و از ماهواره به زمین استفاده می کردند.

در سال 1965 اینتلسَت1(entelsat ) اولین ماهواره تجاری مربوط به سازمان بین المللی ماهواره های مخابراتی به نام اِرلی برد(early bird) به معنای نخستین پرنده بود که توسط ناسا به فضا پرتاب شد.

*نکته: اینتلست: یعنی سازمان ماهواره های تلویزیونی بین المللی امریکا.

این ماهواره (early bird) اولین ماهواره ای بود که کانال ارتباط ماهواره ای بین امریکای شمالی و اروپای غربی را در سال 1965 برقرار کرد و در ارتفاعی نزدیک به 36000 کیلومتری زمین بر فراز اقیانوس اطلس بر مدار قرار گرفت. این ماهواره دارای 240 مدار تلفنی بود که انتقال برنامه های تلویزیونی هم با آن صورت می گرفت.

در سال 1968 ماهواره های سری سوم اینتلست با ظرفیت 1500 کانال تلفنی و 2 کانال تلویزیونی پرتاب شد و کمیته های متعددی از طرف سازمان ملل در زمینه تکنولوژی فضایی تشکیل شد و اکثر کشورها فعالیتهایی را در این زمینه شروع کردند.

برای (اینتلست5) 15 ماهواره در نظر گرفته شده بود که اولی در 1980 به فضا فرستاده شد و عمر مفید آن 7 سال بود که دارای 12000 خط تلفنی و 2 برنامة تلویزیونی رنگی بود.

اینتلست6 در 1986 به فضا پرتاب شد و دارای 36000 خط تلفنی و4 برنامة تلویزیونی رنگی بود.از 4 ماهوارة مخابراتی اینتلست 2 ماهواره بر فراز اقیانوس اطلس و 1 ماهواره بر فراز اقیانوس آرام و 1 ماهواره بر فراز اقیانوس هند قرار گرفتند.

در برابر اینتلست(یعنی سازمان ماهواره ای تلویزیونی بین المللی) که عملاً به وسیله امریکا رهبری می شد دولت شوروی سابق با همکاری 9 کشور سوسیالیست از جمله کشورهای اروپای شرقی، مغلستان و کوبا سازمان ارتباطی جهانی دیگری به نام اسپوتنیک را تشکیل دادند. این شبکة ارتباطی با استفاده از ماهواره های مداری "مولینا" فعالیت می کردند.

دولت شوروی سابق در قالب یک برنامة خاص ارتباط ماهواره ای موسوم به "اوربیتا" چندین ماهوارة مولینا به زمین فرستاد و از طریق آنها با کمک 35 ایستگاه گیرنده واقع در کشورهای سوسیالیستی از جمله کوبا ارتباطات تلفنی و تلویزیونی مشترک کشورهای عضو را تأمین می کرد.

اما استفاده از ماهواره های بخش مستقیم تلویزیونی و به طور کلی وجود ماهوارهای بین المللی مخابراتی و تجاری اینتلست و... سبب شد که این ماهواره ها نه تنها کنترل حدود تلفن بلکه پخش برنامه های ماهواره ای را در کشور خود و دیگر کشورها در اختیار بگیرند.این روند باعث ورود به حوزه اطلاعاتی دیگر کشورها شد و با نفوذ در حوزة اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آنها امنیت دیگر کشورها را به خطر انداخت. بنابراین طبیعی بود که کشورهای عضو سازمان جنبش غیر متعمد در دفاع از خود به فعالیت بپردازند.

وجود ماهواره های بین المللی و مخابراتی و تجاری سبب شد که کشورهای غربی و حتی شوروی نه تنها کنترل خطوط تلفن بلکه پخش برنامه های ماهواره ای را در کشور خود و در دیگر کشورها در اختیار بگیرند. این روند باعث ورود به حوزه اطلاعاتی دیگر کشورها شد و با نفوذ در آنها حوزه اقتصادی، فرهنگی،سیاسی و امنیتی آنها را به خطر انداخت. این امر موجب شد که کشورهای عضو سازمان جنبش غیر متعهد را به دفاع از خود در برابر این ماهواره ها واداشت.

بعد از جنگ کشورهای نو استقلال یافته در آسیا، آمریکای لاتین و افریقا با یکدیگر متحد شده و با پس گرفتن سیاست نه شرقی و نه غربی(یعنی نه شوروی سوسیالیستی و نه آمریکای سرمایه داری) سازمانی تشکیل دادند تحت عنوان جنبش غیر متعهدها (یعنی هیج تعهدی به بلوک شرق و غرب نداشته و مستقل عمل می کنند) اعضای این جنبش در آغاز 29 کشور بودند که به رهبری نِحرو در سال 1955 در شهر باندونگ اندونزی تشکیل جلسه داد و اصول و استراژیکهای مهم خود را طرح و به تصویب رساند که از جمله این اصول احترام به حاکمیت ملی و تمامیت ارزشی کشورها و عدم مداخله در آنها و مبارزه با تبعیض نژادی و مبارزه با توسعه نیافتگی و...بود. البته بعدها اعضای آن به 150 کشور رسید.

اتحادیه این کشورها باعث شد که 2 بلوک سعی کنند در روابط بین المللی اهداف خود را همسو با اهداف آنها نشان دهند اما به هرحال این سازمان در درون تشکیلات خود از مشکلاتی رنج می برد(مانند ناهمگونی کشورها با هم، نداشتن تکنولوژیهای پیشرفته، توجه به منافع گروهی در هر کشور که منافع ملی را تحت شعاع قرار می داد و نبود ضمانت اجرا برای طرحهای توسعه و...)

به هر حال گسترش هاهواره های اطلاعاتی که ابتدا به قصد جاسوسی و در چارچوب جنگ سرد برای رقابت با قطب مخالف به فضا فرستاده شدند کشورهای جهان سوم را نگران ساخت. آنها اعلام کردند که جریان آزاد اطلاعات موردنظر غرب احترام به مالکیت ملی و استقلال داخلی آنها را نقض می کندو در عین حال فرهنگ آنها را تحت تأثیر قرار می دهد.

اهمیت سیاسی مسائل مربوط به استفاده از ماهواره های پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی بر این بود که برخی از دولتها نگران نفوذ تبلیغ های دولتهای رقیب و به خطر افتادن امنیت ملی خود بودند.

از این رو سازمان جهانی یونسکو برای نخستین بار در سال 1962 استفاده از ماهواره های ارتباطی در روابط بین الملل را مورد توجه قرار داد و در سال1968 با توجه به لزوم توافق های بین المللی برای جلوگیری از اختلافات دولتها در زمینه استفاده از ماهوارها به تهیه یک اعلامیه خاص درباره اصول حاکم و استفاده از برنامه های تلویزیونی ماهوارها پرداخت. اصول مهم این اعلامیه که در سال1972 کنفرانس عمومی یونسکو به تصویب رسید به شرح زیر است:

1- هیچ کشوری نمی تواند بدون موافقت قبلی در خاک کشور دیگر برنامه تلویزیونی پخش کند.

2- در مورد پیامهای تبلیغاتی تلویزیونی باید بین کشورهای تهیه کننده پیام ها و کشورهای دریافت کننده آن توافق وجود داشته باشد.

3- در زمینه پخش مستقیم منابع تلویزیونی از طریق ماهواره ها باید به اختلافات و تفاوتهای موجود در قوانین ملی کشورهای دریافت کننده این برنامه ها توجه کرد.

آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی این اعلامیه و قانون را مغایر با جریان آزادی بیان دانسته و آن را نوعی سانسور تلقی کردند. لذا با آن مخالفت نمودندو علی رغم این مخالفت مجمع عمومی سازمان ملل در سال 1982 و1983 این اعلامیه را به تصویب رساند.

بیستمین کنفرانس گروهی یونسکو:

در این کنفرانس که در پائیز 1978 تشکیل شد اعلامیه ای به تصویب رسید که مفاد و اهداف آن به شرح زیر است:

*مفاد اعلامیه عبارت بود از:

1- کمک به آرمان کشورهای در حال توسعه برای برقراری یک نظم جدید جهانی اطلاعات و ارتباطات عادلانه تر و تعیین مبارزات کشورهای جهان سوم علیه امپریالیسم فرهنگی و خبری.

2- آزادی بیان و عقیده و اطلاعات به عنوان جزئی از حقوق بشر و آزدیهای اساسی و عاملی جهت تحکیم صلح و تفاهم بین المللی شناخته شد.

3- تعدد منابع خبری، دست یابی همگانی به اطلاعات و برخورداری روزنامه نگاران از آزادی در اطلاع رسانی، اهمیت پاسخ گویی و مشارکت همگان در تهیه اطلاعات یاداوری شد.

4- کمک نهادهای خبری به تحکیم صلح و تفاهم بین المللی و رساندن صدای کسانی که نمی توانند عقاید خود را بیان کنند به گوش جهانیان مورد توجه قرار گرفت.

*اهداف این کنفرانس:

1- تحکیم صلح و تفاهم بین المللی.

2- مبارزه علیه نژاد پرستی یا آپارتاید.

3- مبارزه علیه تحریک به جنگ از طریق وسایل ارتباط جمعی.

4- استقرار نظم اطلاعاتی جدید که باعث برابری جریان اطلاعات بین کشورهای جهان سوم و کشورهای پیشرفته شود.

اواخر دهة 70 در یونسکو و سازمان جنبش غیر متعهدها به دنبال ایجاد نظم نوین اقتصادی، بر استمرار یک "نظم نوین اطلاعاتی و ارتباطی بین المللی تاکید شد به نام NWICO"

New world Information & Communication Order = NWICO

این درخواست برای بازسازی دموکراتیک امکانات اطلاعاتی و ارتباطات بین المللی بود تا طی آن کشورهای پیشرفته غربی با همکاری کشورهای فراملی از رسانه ها و مراکز خبری جهان سوم حمایت کرده و در انتشار و انتقال اخبار و اطلاعات خود به دیگر کشورها از تبلیغات سیاسی و تجاری خود داری کنند. از این رو مطابق با گزارش "شون مک برایر" رئیس یکی از کمیسیونهای یونسکو تحت عنوان "یک جهان چندین صدا" فراخوانی صادر شد مبنی بر اینکه:

1- همه مردم بتوانند از ارتباط و دریافت اطلاعات به عنوان یک حق بهره مند شوند.

2- زنان، جوانان، اقلیتهای قومی و مذهبی و زبانی بتوانند به رسانه ها دسترسی داشته باشند.

3- سانسور و حتی ایجاد شرایط خود سانسوری باید لغو گردد.

4- از ویژگیهای رسانه ای مبنی بر یک سویه بودن جریان انتقال اطلاعات به نفع کشورهای غربی، همه مردم آگاهی پیدا کنند.

5- همه بتوانند به اطلاعات علمی و تکنولوژیکی دسترسی یابند.

6- هرگونه اطلاعات سیاسی که منجر به بی ثباتی سیاسی کشورهای خاغرجی شود محدود گردد.

7- همة کشورها بتوانند به طور برابر به فضا و طیف های الکترومغناطیسی دسترسی یابند.

منتقدان چپ (کشورهای سوسیالیستی یا کمونیستی) معتقد بودند گزارش مزبور به حد کافی از فعالیتهای شرکتهای چند ملیتی یا فراملی انتقاد نکرده و نمایندگان امریکایی در کمیسیون "مک براید" (در دوره حکومت کارتر) از راه حل های تکنولوژیکی اطلاعاتی و رسانه ای برای توسعه ارتباطات حمایت می کردند و از هر تلاشی برای مشروط شدن و مجوز داشتن یا کنترل بر شرکتهای مطبوعاتی خصوصی در امریکا تفره می رفتند.

از آن زمان به بعد رسانه های امریکایی عموماً تقاضای جهان سوم در زمینه مناسبات رسانه ای و اطلاعاتی عادلانه تر با قدرتهای بزرگ را نادیده گرفتند و سال 1985 از اقدام دولت ریگان برای خروج از یونسکو حمایت کردند.

اما 3 اتفاق عمده سبب شد که یونسکو این اعلامیه را به فراموشی بسپارد و روند فعالیتهای کشورهای عضو جنبش غیر متعهد در خصوص تعدیل جریان اطلاعات و ارتباطات خنثی گردد:

1- پدیده مقررات زدایی و خصوصی سازی که از امریکا آغاز شده بود.

2- خروج آمریکا و انگلیس از یونسکو در سال 1985.

3- فروپاشی شوروی و اعلام برتری نظام سرمایه داری به عنوان ایدولوژی مسلط دنیا توسط امریکا.

مقررات زدایی← به معنای این بود که هر که پولدارتر باشد می تواند وسایل ارتباط جمعی را از مالکان قبلی آن بخرد و تحت کنترل و مالکیت کامل خود درآورد.

خصوصی سازی← به معنای خارج شدن امور عمومی و اجتماعی از کنترل دولت و قرار گرفتن آن در اختیار بخش خصوصی است در نتیجه رفاه اجتماعی و مشارکتهای سیاسی یا اساساً دموکراسی که باید دولت پاسخگوی آنها در برابر مردم باشد با رفتن تحت پوشش بخش خصوصی تعهدات آن نیز از بین می رود چون بخش خصوصی در برابر مردم و رفاه اجتماعی آنها پاسخگو نیست و تنها هدف آن سودآوری برای سرمایه گذاران و بخش مرفه جامعه است.

به این ترتیب فقرا عملاً از صحنه مشارکت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی حذف شده و آزادی بیان فقط برای ثروتمندان تحقق

پیدا می کند.از این روست که این امر آزادی بیان امریکایی و نظام سرمایه داری را زیر سئوال می برد.

با فروپاشی شوروی و تسلط ایدئولوژی سرمایه داری یونسکو خواستار آن شد که آمریکا و انگلیس مجدداً به سازمان یونسکو باز گردد و در عین حال سیاستها و خط مشی خود را بر پایه همان اهداف 1950و 1960 یعنی حمایت از جریان آزاد اطلاعات گذاشت. درحال حاضر تاکید یونسکو بر تأسیس و توسعه وسایل ارتباط جمعی آزاد و مستقل و کثرت گراست.

اما این مباحث پیامدهایی مثبت را برای جهان سوم در نظر داشت. از جمله : ایجاد آژانس خبری غیر متعهدهای مستقر در یوگسلاوی که خبرهای 85 کشور عضو و 41 آژانس خبری وابسته به آنها را پخش می کرد.

آژانس خبری کاراییب ، آژانس خبری پان آفریکن، اینتر پرس سرویس که مقر آن در رُم بود و یک ماهواره ی خبری جهانی برای انتقال اخباری داشت که در جایی منتشر نشده بود.

اینتر پرس سرویس در بیش از 60 کشور دفتر نمایندگی و خبرنگاری داشت و با 4 شرکت بزرگ خدمات تلکس قرار دادبسته بود. شاید مهمترین دستاورد بحث های نظم نوین ارتباطی و اطلاعاتی جهان افزایش آگاهی در زمینه رابطه قدرت اطلاعاتی با سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در سطوح جهانی بود که منجر به برداشتهای پیچیده تری از تداوم قدرت و مشروعیت دولتها می شود.

*اقدامات بین المللی در زمینه آزادی ارتباط جمعی:

از اواسط قرن 19 با گسترش مطبوعات و تاسیس خبرگزاریهای بین المللی وضع قوانین برای تامین آزادیهای مطبوعات و تاسیس انجمهای بین المللی لازم شمرده شد تا ضمن دفاع از آزادی مطبوعات سوء تفاهم های بین المللی نیز رفع شده و با اطلاعات نادرست مبارزه و از تبلیغات مغرضانه جلوگیری شود. از این رو 2 کنگره بین المللی مطبوعات در سال 1893 در شیکاگو و در سال 1894 در آنوربلژیک برگزار شد ولی چون به اهمیت مطبوعات از نظر بین المللی پی برده شده بود از آنها نتیجه ای گرفته نشد.

در آغاز قرن بیستم ابتدا وقوع جنگ جهانی اول و سپس جنگ جهانی دوم سبب شد که برای کنار گذاشتن دسته بندیها و اختلافات دولتها، جامعه ملل به اهمیت نقش مطبوعات در صلح و تفاهم بین المللی پی برده بود و اقداماتی را در این زمینه انجام دهد یعنی اقداماتی در جهت حفظ صلح جهانی و کاهش تشنجات بین المللی.

به ابتکار جامعه بین الملل 9 سال پس از پایان جنگ جهانی اول یعنی در سال 1927 اولین کنفرانس با حضور 38 کشور جهان تشکیل شد تا درباره کاهش خطرات ناشی از سوءتفاهم های بین المللی و بهبود انتقال اطلاعات به مذاکره بپردازند و در سال 1931 تحقیقی را برای مبارزه با اقشار اخبار نادرست و مخلّ صلح و تفاهم بین المللی آغاز کرد. بر اساس این تحقیق معلوم شد که مطبوعات برای تضمین آزادی خود باید از استقلال مالی برخوردار باشند.

بعد از جنگ جهاني اول اقدامات عملي جديدي در مورد مسائل مربوط به آزادي بين المللي مطبوعاتي صورت پذيرفت از جمله:

تشكيل كميته اي براي مبارزه عليه اخبار نادرست و انعقاد موافقت نامه هاي دو جانبه و چند جانبه در اين زمينه.

تاسيس يك دادگاه بين المللي روزنامه نگاران.

دفتر بين المللي كار كه به بررسي شرايط حرفه اي بپردازد و نتيجه اقدامات اين كميته عبارت بود از:

تشكيل فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران در سال 1927 در پاريس.

فدراسيون بين المللي مديران روزنامه ها در سال 1927 در لاهه.

فدراسيون بين المللي مطبوعات دوره اي در سال 1928 در پاريس بود.

هدف اين فدراسيونها حمايت از منافع حرفه اي روزنامه نگاران بوده از اين رو از مهمترين كوششهاي آنها:

1- تاسيس دادگاه شرافت روزنامه نگاري در سال1930

2- تصويب عهدنامه تصيح اخبار نادرست در سال1937

3- تبيين قرداد جمعي كار با قيد وجدان

4- برخورداري از كارت حرفه اي بين المللي

در همان زمان برخي سازمانهاي حرفه اي منطقه اي نيز ايجاد شدند و موافقت نامه هاي مطبوعاتي جامعه اي هم به امضا رسيدند كه معروفترين آنها موافقت نامه هاي آلمان و لهستان در سال1934 و آلمان و اتريش در سال1936 بودند.

*برخي سازمانهاي بين المللي ارتباطات و اطلاعات:

نخستين كنفرانس بين المللي ارتباطي در سال1865 بنا به دعوت ناپلئون سوم امپراطور فرانسه و با شركت نمايندگان 20 كشور در پاريس تشكيل شد و اولين قرارداد بين المللي ارتباطي به نام "اتحاديه بين المللي تلگراف" به امضا رسيد و در همان سال آيين نامه تلگراف تصويب شد.

در سال 1868 در كنفرانس ويَن يك دفتر دائمي براي اتحاديه فوق مورد موافقت قرار گرفت و شهر "بِرن" پايتخت سويس به عنوان مقر اين دفتر انتخاب شد.

در سال 1932 در كنفرانسي در"مادريد" كه پايتخت اسپانيا بود تشكيل شد و به نام اتحاديه "ارتباطات را ه دور" تغيير يافت.

بعد از جنگ جهاني دوم در سال 1947 نمايندگان اتحاديه بين المللي"ارتباطات را ه دور" كنفرانسي در آتلانتيك سيتي تشكيل دادند و اين اتحاديه پس از تجديد سازمان جزء واحدهاي تخصصي سازمان ملل درآمد و دفتر بين المللي ثبت فراكانسها تاسيس شد و سال بعد شهر ژِنو به عنوان مقر دائمي اتحاديه انتخاب شد.

عهدنامه بین المللی "ارتباط راه دور" به وسیله نمایندگان تام الاختیار 130 کشور جهان در سال 1965 در شهر "مونترو" در سویس به امضا رسید.

اهداف اتحادیه بین المللی"ارتباط راه دور" (ITU=International Tele Communication Union) عبارت بودند از:

توسعه همکاری بین المللی برای استفاده صحیح و مؤثر از ارتباطات راه دور.

تکمیل و توسعه وسایل فنی ارتباطی برای استفاده عموم.

تعیین امواج کوتاه و مشخص کردن طول موج مورد استفاده در هر کشور جهت عدم تداخل در امواج رادیویی دیگر کشورها.

هماهنگی فعالیتهای فوق.

در سال 1844 تلگراف توسط ساموئل مورس اختراع شد.

در سال 1876 تلفن توسط گراهانبل اختراع و در سال 1885 کنفرانس"بِرن سویس" آیئن نامه بین المللی تلفن را به تصویب رساند.

در سال 1895 رادیو "توسط مارکنی ایتالیایی" اختراع شد و اولین کنفرانس رادیویی در سال1906 در بِرلن تشکیل شد که در آن 27 کشور نمایندگان خود را فرستاده بودند. در این کنفرانس آیئن نامه و اصول مقررات ارتباطات رادیویی به تصویب رسید.

در سال 1920 اولین دستگاه پخش رادیویی در لندن شروع به کار کرد. در سال 1925 "اتحادیه بین المللی پخش رادیویی" با شرکت موسسات سخن پراکنی رادیویی جهان به منظورمبادله بین المللی برنامه های رادیویی و نظارت بر تقسیم امواج رادیویی در ژِنو تشکیل شد که علاوه بر مسائل فنی رادیو به مسائل مربوط به آزادی استفاده از برنامه های رادیویی و به خصوص مبارزه با سوءاستفاده از این آزادی توجه داشت به همین سبب در همان سال تاسیس اعلامیه ای انتشار داد و ضمن آن از اعضای خود خواست که از هر گونه تبلیغاتی که برای کشورهای دیگر مشکلات سیاسی به وجود آورد خودداری کند.پس از آن جامعه ملل در مورد بهره برداری صحیح از برنامه های رادیویی از انستیتو بین المللی همکاری های فکری تقاضا کرد که جنبه های آموزشی پخش رادیویی و تأثیر آن در ایجاد روابط خوب بین المللی را مورد مطالعه قرار می دهد.

در سال 1936 به دعوت جامعه ملل کمیته ای از کارشناسان یک عهدنامه بین المللی درباره استفاده از پخش رادیویی در راه صلح جهانی تهیه کردند که از 1938 به اجرا گذاشته شد.

در سال 1959 کنفرانس اداری امور رادیویی در ژِنو تشکیل شد و فهرست طول موجهای بین المللی تهیه گردید.

لازم به ذکر است که در طول جنگ جهانی دوم رادیو به ابزار اساسی تبلیغات بین المللی تبدیل شد و همچون سایر وسایل ارتباط جمعی تحت اداره و نظارت مستقیم دولتها قرار گرفت و به دلیل اهمیت یافتن وسایل مادی مورد نیاز مؤسسات جدید ارتباطی امکان حفظ استقلال اقتصادی آنها از بین رفت و سلطه دولتها بر آنها افزایش یافت.

مقدمات شروع جنگ جهانی دوم که با کناره گیری آلمان از جامعه ملل بی اعتنایی ایتالیا به تصمیمات آن جامعه آغاز شده بود و از طرفی آمریکا هم بلافاصله پس از پایان جنگ اول خود را از مسائل جهانی کنار کشیده بود سبب شد که جامعه ملل نتواند اقدامات بیشتری در زمینه مطبوعات انجام دهد ولی کار مهمی که انجام داد این بود که با گسترش وسایل ارتباطی به جای آزادی مطبوعات، اصطلاح "آزادی اطلاعات" را به کار برد که البته مفهوم آن با مفهوم امروزی آزادی اطلاعات فرق دارد.

مصوبات جامعه ملل درباره آزادی اطلاعات از این قرار بود:

1- حق فعالیت آزادانه روزنامه نگاران.

2- عدم سوءاستفاده از آزادی اطلاعات.

3- ایجاد یک قدرت اجرایی به وسیله خود روزنامه نگاران در زمینه حقوق و وظیفه آنها