برای مشاهده نقد واده به بخش اعلام نظرات مقاله مذبور در چند ستون پایینتر مراجعه فرمایید
با سلام و تشکر از دوستی که وقت گذاشته و نظری به این طویلی داده اند.
1.در ابتدا توجه شما را به تعاریف مهنسی فرهنگی جلب میکنم در این باره کافی است توی گوگل این واژه را جستجو کنید و به تعاریف متعدد ان پی ببرید.
به نظر میرسدابتدا بیشتر روی واژه مهندسی اعتراض دارید که لازم است بگویم مهندسی فقط شامل پیچ و لوله و هندسه نمیشود .وازه ها معنی و کاربردهای متعددی دارند همچنانکه گفته میشود مهندسی فکر ,مهندسی نظام اجتماعی,مهندسی تولید و غیره.به نظر شما مترجمین ما باید واژه ENGINEERING را به چه چیزی جز مهندسی ترجمه کنند؟
2.فرهنگ ملی هر کشور از خرده فرهنگها تشکیل میشود و اصولا چیزی به نام فرهنگ ملی بدون توجه به فرهنگهای محلی معنا پیدا نمیکند.تعارض فرهنگهای ایرانی هم منافاتی با ملیت و ایرانیت ندارد بلکه اگر با تعامل همراه باشد به رشد و بالندگی فرهنگ ملی کمک هم خواهد میکند.بی توجهی به خرده فرهنگها و تحقیر و به فراموشی سپردن انها همانند آنچه که هم اکنون بر فرهنگ بلوچ یا آذری میرود باعث وا گرایی فرهنگی و نفوذ فرهنگ غیر ایرانی میشود.
3.چه اشکالی دارد که برای فرهنگ هم مثل ساختمان طرح و ایده بچینیم و بعد اجرا کنیم.شما حتما مطالب زیادی درباره فرهنگ سازی شنیده اید و قطعا نمیتوانید انرا نفی کنید.مثال: گسترش فرهنگ ائمه,صدور فرهنگ انقلاب,فرهنگ معاشرت و... حال که نوبت به فرهنگ سازی قومیتها و خرده فرهنگها میرسد فرهنگ سازی امری تابو و ناشایست میشود؟امروزه حتی برای لباس پوشیدن,رانندگی,تغذیه و استفاده از تکنولوژی های جدید فرهنگ سازی میشود که به نظر میرسد امری لازم و ضروری باشد .
4.از آنجایی که بنده در مقاله مذکور به دنبال راه هایی برای بروز برخی ویژگی های پنهان مانده شهر زاهدان و اصولا سیستان و بلوچستان بوده ام که مراسم ختم بخاری یکی از این فرصتها و بهانه ای برای آن بوده است و بنده در اواخر مقاله تاکید کرده ام که با دید مذهبی به قضیه نگاه نکنید؛ فکر میکنم جنابعالی نه با اصل موضوع بلکه با این گونه مراسم که باعث مطرح شدن بلوچها و شاید اهل سنت در سطح کشور میشود مخالف هستید که بنده را متهم به دگم ذهنی و تعصب کرده اید واژه ای که بیشتر خودتان به آن متهم میشوید.
5.گرچه بنده از مذهب زدگی جامعه ایرانی چه شیعه و چه سنی آن دلخور و حتی نگرانم اما اگر اجازه بدهیم هر کس کار خودش را بکند و سختگیری بی جهت بر مردم تحمیل نکنیم نه تعاضی به وجود می اید و نه ملت بیچاره تحت تاثیر احساسات مذهبی به تکفیر هم می پردازند و از همه مهمتر یک قدم به دموکراسی نزدیک تر میشوند البته اگر به آن اعتقادی داشته باشیم...
6.منتظر نظرات ارزشمند جنابعالی و سایر دوستان هستم.