«ختم بخاري و مهندسي فرهنگي»
«ختم بخاري و مهندسي فرهنگي»
امانالله تمندهرو- دانشجوي كارشناسي ارشد علوم ارتباطات اجتماعی
اولين جلسه كلاس «اصول خبر نويسي» هيچ وقت از يادم نميرود. وقتي كه دكتر نصرالهي استاد درس از دانشجويان جديد رشته تحصيلي دوره كارشناسي و شهر محل سكونتشان را ميپرسيد. نوبت به من كه رسيد و گفتم اهل زاهدانم او با حالتي خاص جواب داد: «خوب ديگه ترياكمان تامين شد!» اينكه من چه واكنشي نشان دادم و چه پاسخي به او دادم مهم نيست. مهم اين است كه يك استاد دانشگاه كه داراي سوابق مطبوعاتي طولاني بوده و از مديران صدا و سيماي كشور و موسس و مدير برنامه مشهور «گفتگوي ويژه خبري» شبكه 2 سيما بوده است چه تصويري از شهر زاهدان بر ذهن او نقش بسته كه به محض شنيدن اين اسم به شوخي يا به جدي ترياك و مواد مخدر به ذهن او متبادر ميشود.
اين خاطره بیش از دو سال است كه در ذهن من باقي مانده و هميشه مترصد فرصتي بودم تا از خود و همشهريانم دليل ايجاد اين تصور در ذهن هموطنانمان را بپرسم. به راستي چرا شهر زاهدان و اصولا سيستان و بلوچستان در ذهن و تصور ايرانيان تداعي كننده مواد مخدر، ناامني و فقر است و چطور مي شود اين تصوير غلط را از ذهنشان زدود؟ پاسخ اين سئوال را به شما ميسپارم و ميگويم مگر تنها شهر زاهدان معبر قاچاق در كشور است و يا اينكه قاچاق موادمخدر و كالا و به دنبال آن شرارت در تمامي كشور وجود دارد و باتوجه به اقتصاد ناسالم و غير توليدي و نيز وجود افراد طمعكار در جامعه و سود سرشار ناشي از قاچاق به نظر ميرسد اين پديده نه هيچگاه بلكه به زودي از بين نرود.
من به مقوله فقر كه ميتواند ريشه بسياري از شرارتها باشد اشارهاي نميكنم و ريشهكني آن را به مسوولان كه وظيفه آنان است ميسپارم. اما به بحثمان ميپردازم كه دليل ايجاد تصور منفي از استان چه بوده و چگونه ميشود آن را تغيير داد؟
شايد خود صدا و سيما كه يكي از مديرانش زاهدان را معادل با موادمخدر ميداند با توليد و پخش فيلمهاي مربوط به مواد مخدر كه نقشهاي منفي اين فيلم ها در لباسهاي محلي اهالي اين استان ظاهر ميشود يكي از عوامل ايجاد اين ذهنيت باشد.
البته چند سالي است كه توليد اينگونه فيلمها متوقف شده اما اثرات خود را در گذشته برجاي گذاشته است. اثرگذاري و باورپذيري اينگونه فيلمها تا حدي بوده است كه حتي در يكي از اين فيلمها كه چند سال قبل پخش شد قاچاقچيان درگير با ماموران در مرز تركيه هم لباس محلي اين استان را بر تن داشتند.
آخر كسي نبوده كه به كارگردان اين فيلم بگويد: آدم عاقل مرز تركيه كجا و لباس محلي سيستان و بلوچستان كجا؟
عامل ديگر ضعف اطلاعرساني مثبت از استان و عدم معرفي جذابيتها، آداب و رسوم منحصر به فرد، طبيعت بكر، پتانسيلهاي گردشگري و تنوع قومي و مذهبي سيستان و بلوچستان در سطح كشور است. در اين قسمت تقصير كار عمدتا بر دوش نهادها و ارگانهاي فرهنگي نظير سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، فرهنگ و ارشاد اسلامي، رسانه ملي و مطبوعات استان است.
حال چاره چيست؟ گفته ميشود براي پاك كردن يك تصور منفي از كسي يا چيزي، بايد چندين برابر آن تصويرسازي مثبت انجام داد تا بتوان آن تصور منفي را كاهش داده يا از بين برد.
ابزارهاي فراواني براي اين كار وجود دارد. در علم ارتباطات مبحثي وجود دارد به نام «مهندسي خبر» و اطلاعرساني كه در قالب مهندسي فرهنگي جاي ميگيرد. معناي آن اين است كه با برنامهريزي هدفمند و از طريق ارسال اخبار، گزارشهاي خبري، مصاحبه، فيلم، دعوت از خبرنگاران رسانههاي گروهي ملي و محلي نوعي تصويرسازي جديد از شخصي، مكاني و يا پديدهاي ايجاد كنيم.
اين كار نه در طول يك روز، يك ماه و يا يك سال، بلكه طي فرآيندي چند ساله انجام ميپذيرد. ذكر مثالي در اين زمينه خالي از لطف نيست. سالها پيش كه من به عنوان خبرنگار در روابطعمومي و امور بينالملل سازمان منطقه آزاد چابهار كار ميكردم مديري داشتيم به نام مجتبي جبل عاملي. وي از اساتيد ارتباطات بود كه همان سالها دار فاني را وداع گفت. او اهميت اطلاعرساني را ميدانست و به من ميگفت تا ميتواني از چابهار و هر چه كه ميتواند از اين شهر براي مردم ايران جالب باشد خبر تهيه و به مطبوعات كشور ارسال كن. او هدف از اين كار را اين ميدانست كه با هر خبري كه از چابهار ارسال ميشود و مردم اسم چابهار را در روزنامهها و راديو تلويزيون ميشنوند تصوير مثبت و جذابي از اين شهر در ذهنشان نقش ميبندد و در نهايت تصميم ميگيرند كه به اين بندر سفر كنند. سفر به اين شهر همان و رونق گردشگري و توسعه اقتصادي و فرهنگي همان.
حال كه موضوع تا حدي روشنتر شد ميپردازيم به شهر زاهدان و اينكه چه جذابيتهايي از اين شهر ميتواند تصويرسازي مثبتي در ذهن هموطنانمان ايجاد كند؟
با خطير دانستن وظيفه دوستان مطبوعاتي خود در اين زمينه به چند زمينه منحصر به فرد زاهدان براي جذب گردشگر و ايجاد ذهنيتي جديد در مردم ايران و يك جذابيت ويژه آن اشاره ميكنم. زاهدان شهري خشك و كويري است. اما آيا ميدانيد كشور آفريقايي مغرب همه ساله با برگزاري مسابقات و تورهاي بينالمللي اتومبيلراني صحرا ميليونها دلار از جذب گردشگر و تبليغات سود ميكند. حتي بيلبوردهاي تبليغاتي كه در شهرها رونق چنداني ندارد، در صحراهاي مغرب اجارهشان پيشخريد ميشود. پس طبيعت خشك و صحرا ميتواند حتي براي بسياري از هموطنانمان جذاب باشد. تورهاي صحرانوردي، تماشاي شنهاي روان، گلههاي شتر و سراب ويژگيهاي طبيعت اطراف زاهدان هستند.
وجود مرز و جذابيتهاي آن ويژگي ديگر اين استان است. بسياري از استانهاي مرفه كشور آرزوي داشتن حتي يك كيلومتر مرز با يك كشور خارجي را دارند، در حالي كه سيستان و بلوچستان صدها كيلومتر با كشورهاي خارجي هممرز است كه مي تواند جذابيت خود را داشته باشد. كه يك مورد آن خريد جنس خارجي است. حضور جمعيت هنديهاي مقيم زاهدان، عبادتگاه و نوع زندگي آنان نيز جذابيت ديگري است كه ميتواند زاهدان را تبديل به شهري بينالمللي بكند كما اينكه شهروندان تاجيكستاني، پاكستاني و افغانستاني هم در اين شهر سكونت دارند و البته منشاء جذابيت، اگر به درستي معرفي شوند.
وجود سه كنسولگري و در واقع نمايندگي سياسي كشورهاي هندوستان، پاكستان و افغانستان در زاهدان شايد تاكنون براي بسياري از هموطنان ناشناخته مانده باشد. اهميت اين امر آنجا نمود مييابد كه بسياري از شهرهاي بزرگ كشور چنين نمايندگيهايي ندارند و اينكه كنسولگري هندوستان در زاهدان به همراه نمايندگي اين كشور در مشهد و سفارتخانه آن در تهران تنها مراكز اعطاي ويزاي دانشجويي و گردشگري براي هزاران جوان ايراني طالب ادامه تحصيل در هندوستان هستند.
دانشگاه بزرگ و بسيار زيباي سيستان و بلوچستان جذابيت ديگر اين شهر است كه چشم هر تازه واردي را به زيبائيهايش خيره ميكند. بد نيست بدانيد اين دانشگاه زيباترين و در عين حال يكي از بزرگترين دانشگاههاي كشور است. پس بايد قبول کرد كه زاهدان به جز موادمخدر كه اخبار آن همه روزه در نشريات كشور منتشر ميشود جذابيتهاي ديگري هم دارد.
كلام را خلاصه ميكنم و ميپردازم به يكي از ويژهترين جذابيتهاي زاهدان كه از سوي رسانههاي ملي كمتر و يا اصلا به آن توجهي نميشود. با مراسم چند روز قبل هفده سال است كه در اين شهر مراسم ختم صحيح بخاري برگزار ميشود.
ختم بخاري مراسمي است كه با حضور هزاران نفر از مسلمانان ايران و باحضور ميهمانان خارجي همه ساله در زاهدان به مناسبت پايان دوره تحصيلي طلاب اهل سنت دارالعلوم مكي زاهدان برگزار ميشود. معرفي اين مراسم نقطه آغازي است براي معرفي تدريجي زاهدان به عنوان شهر علم و دين و اگر هشيار باشيم اهميت آن را ميتوانيم به اندازه شهر قم و يا مشهد در كشور مطرح كنيم. بدون شك هيچ پديده و يا جذابيتي در زاهدان وجود ندارد كه در دل گرماي بيش از 40 درجه تابستان دهها هزار نفر را از سراسر جهان و اقصي نقاط كشور به اين شهر بكشاند. خبر مراسم ختم بخاري، (نميخواهم از ديد مذهبي به آن بنگرم و از شما هم ميخواهم چنين ديدي به آن نداشته باشيد.) حداقل به خاطر تغيير چهره شهر زاهدان.
اگر مسوولان و رسانههاي محلي و ملي و نهادهاي فرهنگي اين نكته را درك كنند كه ميتوانند طي دو الي سه روزي كه اين مراسم برگزار مي شود و مسافران به اين شهر ميآيند در هزاران نفر تصويرسازي مثبت ايجاد كند و با توزيع بروشور و سيدي و كتاب و... آنها را شارژ فرهنگي نمايند.
و اگر خدمات رفاهي، درماني و بهداشتي مناسبي به آنان ارائه كنند، قطعا آنان نيز سفيران خوبي براي معرفي چهره تازهاي از شهر و استانمان خواهند بود،نه فقط بار ديگر به همراه خانواده و دوستان خود به شهر ما ميآيد بلكه با تشويق ديگران به سفر ديار دلاور مردان سيستان و بلوچستان هم باعث رونق گردشگري و ايجاد هزاران شغل در استان، بدون نياز به سرمايهگذاري كلان خواهند شد و هم انگ مواد مخدر، شرارت و البته فقر از استان مان رخت برميبندد. به اميد آنكه دورترها را نيز بنگريم شايد كه سپيده دمي در انتظار باشد.
+