گپي با شهروندان ،سخني با شهردار ی
امان الله تمنده رو
ميگويند که شهر يک موجود زنده است و هويت و موجوديت هر شهر بامردمان،ساختمانها،فضاي سبز و معابرش شکل ميگيرد.مهمترين عنصر هم در شکلگيري هويت شهري مردمان آن هستند، زيراآنان بارفتار و عملکرد خود به ديگر اعضاي اين موجود زنده هويت ميبخشند.
مدنيت و رعايت حقوق شهروندي و مشارکت شهروندان در برنامههاي توسعه شهري از ديگر ويژگيهاي زندگي شهري است. شهر موفق و توسعهيافته هنگامي ساخته ميشود که شهروندان و شهرداري با همکاري و تعامل سعي در بهتر کردن چهره شهر بکنند.باروي کار آمدن شوراها و انتخابي شدن شهرداران به نظر ميرسد رابطه مردم با شهرداريها نزديکتر شده و تشکيلات شهرداري از اداره دولتي به نهادي مردمي تبديل شده که خود گام مثبتي رو به جلو است. اما تا رسيدن به نقطه مطلوب که، آنيکي شدن مردم و شهرداري است هنوز فاصله زيادي باقي است. مراد از يکيشدن مردم و شهرداري در اين بحث ايناست که هر دو خود را در ساختن و اداره شهرسهيم بدانند،نه ازنظرتشکيلاتاداريوسازماني، بلکه ازنظرمشارکتيدرتماميشئون شهري ازجمله حفظ نظافتوزيباييمعابر شهري، ايجاد وحفظ فضايسبز،پرداختعوارض وهمکاري در برنامههاياداره شهرازجمله روانسازي ترافيک و جمعآوريزباله.شهرداريهابدونکمکوهمکاري مردم قطعا قادر به اداره شهر نخواهند بود.
با اين توضيحات ميپردازيم به جنبههاي عملي تحقق اين مشارکت. مثال را از شهر زاهدان که ساکن آن هستم ميآورم: شما اگر عابر پياده بوده و از بسياري از کوچههاي سطح شهر زاهدان و حتي ديگر شهرهاي استان عبور کرده باشيد متوجه روانآبهايآلودهاي ميشويدکه در سرتاسر بسياري از کوچههاي شهر جاري است. قطعا در اين کوچهها نه چشمه آبي وجود دارد و نه لولهاي ترکيده، بلکه اين آبها از حياط منزل همين شهروندان و اگر راحتتر بگويم از منازل من و شما وارد کوچه و خيابان ميشود. متاسفانه فرهنگ بدي در شهر وجود دارد که مردم فاضلاب ناشي از شستشوي لباس و يا ظروف خود را درون کوچهها رها ميکنند که علاوه بر ايجاد بيماريها و الودگي لباس عابران پياده،باعث تخريب شديد آسفالت معابر هم ميشود. حفر چاههاي جذبي در منازل و رها نکردن فاضلاب در کوچه و خيابان تا هنگام راهاندازي سيستم فاضلاب شهري، نمونهاي از مشارکت شهروندان در حفظ پاکيزگي محيط شهري است.
خشک بودن شهرهاي استان خصوصا زاهدان و کمبودفضاي سبز نمونه ديگري از عدم مشارکت شهروندان است. بطوريکه زاهدان داراي کمترين ميزان فضاي سبز در ميان مراکز استان کشور است. شايد مردم شهرداري را در اين نقيصه مقصر بدانند اما من معتقدم ايجاد فضاي سبز در شهرها يک فعاليت مشارکتي است که با همکاري مردم ميسر ميشود.
به طور مثال اگر شهروندان شهر 700 هزار نفري زاهدان در يک طرح سه ساله و در هر سال به تعداد جمعيت اين شهر و هر خانواده به تعداد نفراتش يک نهال در حياط و جلوي درب منزل ،حاشيه خيابانها و داخل پارکها بکارند و خود در حفظ و آبياري آن مشارکت کنند، پس از چند سال بيش از 2 ميليون درخت در اين شهر خشک خواهيم داشت. البته شهرداري هم بايد در تامين نهال رايگان متناسب با آبو هواي منطقه براي مردم و نيز نگهداري درختان همکاري کند.
نکته بعدي پيادهروهاي غير مسطح در شهرهاي استان ازجمله زاهدان است. مشاهده ميشود که شهروندان در هنگام ساخت و تعمير منازلشان ،به طور دلخواه به تعداد منازل کنار خيابان، ارتفاع پيادهروها از کف خيابان متفاوت است و هر صاحبخانهاي سطح پيادهرو را با حياط منزل خود تنظيم کرده و ارتفاع پيادهرو را تغيير داده و عابران پياده هنگام عبور از جلوي منازل بايد گاهي ازپلههايي بالارفته وگاهيدرون گودالهايي فرو روند. ناهم سطح بودن پيادهروها علاوه بر نازيبا کردن معبر باعث مشکلات رفتوآمدي فراواني براي معلولان،کودکان و افراد مسن ميشود. گفته ميشود در شهرهاي توسعهيافته از نظر معماري شهري،يک شهروند ميتواند از محل پياده شدن از پلکان هواپيما در فرودگاه تا درب منزلش را با ساک مسافرتي چرخدارش بدون هيچ مشکليدر پيادهرو طي کند اما درشهرهاي ما حتي نميتوان براي نمونه يک خيابان با پيادهروي هم سطح پيدا کرد. هماهنگي همسايگان ساکن در خيابان در هنگام ساخت و ساز و تحويل رايگان يا ارزانتر کفپوش مناسب مانند موزائيکهاي يک شکل از سوي شهرداري به متقاضيان ساخت پيادهرو مي توان راهگشاي اين مشکل باشد.
عدم رعايت معماري منظر در ساخت و سازهاي شهري مقوله ديگري از ناهماهنگي مردم و شهرداري است. معماري منظر هم به نقشه و نماي ساختمانها برميگردد و هم به نقشه و معماري ميادين و پارکها. اگر دقت کرده باشيد نماي بيروني هيچ يک از ساختمانهاي شهرهاي ما با هم همخواني ندارد، بطوريکه در يک رديف صد متري از ساختمانها ميتوان همنماي آجرسفال ،هم سنگ گرانيت و هم سيمانتگري و هم انواع ديگر آن را يافت. شهرداري هم هيچگونه مقررات و يا نظارتي بر نوع و نحوه اجراي نماي ساختمانهاي شهر ندارد و هرکس هر طور که بخواهد ساختمان خود را نماسازي ميکند. جالب اينکه بسياري از نماها به نوع آب و هواي منطقه که عموما گرم و خشک است نميخورد و نتيجه اينکه چشمانداز نماي ساختمانهاي شهر نه با يکديگر هماهنگي دارد و نه تناسبي با آبو هواي منطقه دارد. اگر به شهر يزد سفر کرده و نماي يکپارچه سفال ساختمانهاي شهر را ملاحظه کرده باشيد متوجه عرايض بنده در رعايت نوع نما و زيبايي آن خواهيد شد. ميادين شهر هم به همين ترتيب داراي هيچگونه تناسبي از نظر مساحت و ابعاد هندسي با خيابانهاي شهر نيستند بطوريکه خودروها در هنگام دور زدن ميدانها دچار مشکل ميشوند. نوع درختان و درختچههاي کاشته شده درون ميادين و بلوارها نيز از لحاظ معماري منظرهماهنگويکنواختنيست بطوريکه گاه درختهاي داخل ميدان جلوي ديد راننده را ميگيرد و در جاي ديگر که نياز به سايه انداختن درخت بر روي پياده رو ميباشد،درختها از نوع سوزني و کمسايه کاشته شده است.
در هر حال مشکلات شهري تمام شهرهاي استان زياد است و مشکلات زاهدان باوجود جمعيت 800 هزار نفري و اتباع بيگانه عوارض نپرداز و سربار بيشتر از ديگر شهرهاست. بودجه حدود 30 ميليارد توماني شهردار زاهدان با وجود آماده نبودن بسياري از زيرساختها و هزينهبر بودن فعاليتهاي عمران شهري در مقايسه با بودجه 240 ميليارد توماني شهرداري تبريز و بودجه 130 ميليارد توماني شهرداري يزدتکافوي نيازهاي شهري زاهدان را نميکند و به نظر ميرسد براي جبران کمبودهاي فضاي سبز،تعريض خيابانها،مکانيزه کردن جمعآوري زباله و ديگر اقدامات بايد از اعتبارات ملي واستانيبه شهرداري زاهدان کمک شود.
در پايان نيز لازم است از تلاشهاي مديريت و مجموعه سازمان پارکها و فضاي سبز زاهدان که اخيرا شاهد اقدامات جهشي آنان در ايجاد و توسعه فضاي سبز اين شهر هستيم تقدير شود. چه خوبست همشهريان عزيزنيرهمگام با شهرداري باکاشتحداقل سالييکنهال،سرسبزي و طراوات را به شهر خاکستريمان اهدا کنند.