پاسخ به دوستی که اظهار نظر کرده بود البته با توهین:

اولا ممنون که منطق گفتگو را را برای ارتباط انتخاب کرده اید هرچند با خشونت.
دوما بفرمایید کجای وبلاگ ابروی بلوچها برده شده.بنظر شما باید چه چیزی در مورد بلوچها بنویسیم که هم معرف خشونت و شرارت نباشد وهم نظر شما را تامین کند؟
سوما بنده روش آموزشی و اطلاع رسانی رو انتخاب کرده ام .شما هم  اگه حرفی داری میتونی یه وبلاگ باز کنی و هر چه دل تنگت میخواد توش بیاری
چهارما تا جایی که بنده به یاد دارم هیچ جا خودم رو سردار و رئیس نخوندم و اصولا علاقه ای هم به وارد شدن به این وادیهای مزخرف ندارم.
پنجما بفرما جنبش فلان چه گلی به سر  مردم بلوچ زده که باید راجع بهش بنویسیم جز ترویج خشونت و نا امنی و بدبین کردن ملت ایران به این قوم سرفراز
ششما مرگ و زندگی افراد دست خداست نه بنده هایی چون تو.من هم بدم نمییاد باشهادت از دنیا برم اگه مردش پیدا بشه که منو به خالقم برسونه خیلی بهم لطف میکنه..
هفتما حداقل من جسارتش رو داشتم که اسم خودمو بیارم ولی جنابعالی بد جوری خودت رو قایم کردی که چراغ خاموش تهدید میکنی...حداقل اول بفرست بیمارستان بعد قبرستان.
هشتما اینکه سواد و مدرک برای خدمت به مردم ,ارشاد وایجاد تغییر در جامعه و زدودن خشونت ورسیدن به صلح و دوستی است نه برای سردار شدن و کشتن افراد.
و آخر اینکه فکر نمیکنم شما بلوچ باشی و خواسته باشی یه هم کیشت رو با این ادبیات تهدید کنی و اگه از بد خواهان قوم بلوچی بدون که نه تونستی منو عصبانی کنی و نه بترسونی .کارت بیشتر به یک شوخی بیمزه شبیه بود جیگر...منتظرت جوابتم با قلم یا با...