مدیریت بحران (در روابط عمومی):

                    (۲)

۱- بحران از نگاهی نو:

وقتی از بحران صحبت می کنیم بلا فاصله حوادث و پدیده های غیر مترقبه مثل سیل، زلزله، بیماری های مهلک فراگیر، جنگ،قحطی وگرانی و پدیده های خاص اجتماعی مثل اعتصابها، تظاهرات، شورشها و امثال آن در نظرمان مجسم می شود و لاجرم مدیریت بحران را نیز مدیریت بر رسیدگی به این حوادث تلقی می کنیم بر خلاف این تصور و تصور عامه از بحران این حوادث بحران نیستند بلکه بحران شرایطی است که این پدیده ها به دنبال وقوع خود ایجاد می کنند اما این شرایط چه ماهیتی دارند؟ که ما از آنها به بحران تعبیر می کنیم .یک بررسی اجمالی نشان می دهد در شرایط عادی و معمولی با ساز وکار مدیریتی و بینش ودانش عمومی در هر جامعه ای و حتی در هر خانواده ای و برای هر فردی نوعی انطباق بین نیازها و منابع وجود دارد که ممکن است ایده آل هم نباشد اما از ویژگی انطباق بین نیاز و منابع برخوردار است .اگر شرایط تغییر کند به نوعی که این تعادل نسبی ونه ایده آل را به هم بزند، بحران به وجود می آید پس بهترین تعریف برای بحران این است :

عدم انطباق بین نیازها و منابع، به هر علت از جمله حوادث غیر مترقبه یا پدیده های اجتماعی را بحزان می نامیم .

بنابراین اگر یک حادثه غیر مترقبه هر چند بزرگ یا پدیده اجتماعی هر چند فراگیر، چه آنها که بشرسبب ایجاد آنها می شود و چه آنها که رویدادهای غیر منتظره یا بلاهای طبیعی عامل به وجود آمدنش باشند چنانچه به هر علت از جمله توسعه یافتگی انطباق بین نیازها و منابع در شرایط جدید وجود داشته باشد بحران نامیده نمی شوند و اگر حتی هیچ حادثه و رویدادی از انواع حوادث فوق در یک جامعه به وجود نیامده باشد و عواملی مثل مدیریت یا توسعه نیافتگی و... موجب بروز شرایط عدم انطباق بین نیازها و منابع شود این جامعه با پدیده بحران روبروست.

عوامل اصلی شکل دهنده سازمانهای نا آرام عبارتند از:

الف:تغییر مکرر مدیریت

ب:عدم صلاحیت تخصصی

ج:وجود قوانین دست و پاگیر

د:فرهنگ سازمانی غیر موثر

ه:وجود تضاد و تعارض گسترده

           - تعارض افقی

           - تعارض عمودی

           - تعارض اجتماعی

و:پایین بودن انگیزه و رضایت شغلی

ز:فقدان مشارکت

ح:فصاد اداری

هر کدام از این عوامل موجب عدم انطباق بین منابع و نیازها می شوند و می توانند در سازمان ها بحران بیافرینند مثلا پایین بودن انگیزه و رضایت شغلی باعث پایین بودن بهروری کارکنان و ایجاد شرایطی می شود که منابع موجود نیروی انسانی نیازهای سازمان به نیروی انسانی را بر آورده نمی کند این عدم انطباق یک بحران است .

در شناخت بحران می توان گفت این عوامل شرایطی را به وجود می آورند که انطباق بین نیازها و منابع از بین می رود بنا براین بحران به وجود می آید .

                                                                                                            ۲- مدیریت بحران چیست؟ 

مدیریت بحران یعنی انجام وظایف، ایفای نقش و کسب مهارت های مدیریت در شرایط بحران .

در بحران آنچه محوریت دارد شرایطی است که عدم انطباق بین نیازها و منابع را سبب شده است بنابراین مدیریت بحران یعنی مدیریت در شرایط بحران .

مدیران برای رسیدن به اهداف فعالیتهای مشخصی که رابطه متقابل یا تعاملی با هم دارند را انجام می دهند که این فعالیتها به اختصار ۵ وظیفه، ۳مهارت را شامل می شوند.

وظایف عبارتند از :برنامه ریزی، سازماندهی ، به کار گیری، هدایت و رهبری و نظارت و کنترل .

مهارتها عبارتند از : مهارت های ادراکی ، مهارت های ارتباطی – روابط انسانی – و مهارت های فنی .

سوال کلیدی و محوری این است : آیا بعد از ایجاد شرایط جدید و شناخت این شرایط تبیین وظایف ، نقش ها و مهارت ها مدیریت بحران است یا تعریف دیگری دارد ؟

پاسخ این است :

مدیریت بحران به این معناست که هر مدیری بحران های مقدرسازمان و فعالیت خود را باید بشناسد و شرایط احتمالی را بتواند پیش بینی کند و برای هر شرایط مقدر،فعالیت های مدیریتی را باز تعریف و مهیا داشته باشد حتی اگر در تمام دوران مدیریت او و مدیران قبل از او هرگز این شرایط مقدر محقق نشده باشد چون شرایط بحران اقدام عاجل می طلبد و فرصتی را برای پرداختن به مطالعه و بررسی و طراحی و تامین به مدیر نخواهد داد مدیر فقط فرصت دارد منابع و امکانات خود را بر اساس شرایط قرار داده و مدیریت نماید .