روز خبر نگار
امیر کریم زاد شریفی

نمی دانم تا چه حدی به " متا فیزیک" معتقدید ولی من این اصل را باور دارم چون در مراحل مختلف خودش را به من باورانده است...
اولین روزی که قلم به دست گرفتم نمی دانستم این قلم با من چه کار دارد ولی می دانستم که کاری دارد که به دستم آمده است...
زمانی که برای پاسخ به نیازهای درونی ام رو به سوی ورزش آوردم دیدم که این فضا برای من جایی ندارد البته ورزش حرفه ای منظورم است و زمانی که به سوی شغل آزادرفتم همین حس را لمس کردم.
و آن زمان که دیوار اتاقم را با بریده جرایدی تزئین کردم ، متوجه شدم که از سوی عالم رسانه برایم صداهایی ارسال می شود و این بود که شدم خبرنگار و 8 سال از عمرم را چنین سپری کردم...
و می گویند این هفته روزی از 365 روز سال را به پاس خبرنگاران ارج می نهند...
روز خبرنگار فرصتی است برای بیان دغدغه هایی که هر سال بهتر بیان می شود دریغ از تحقق و عمل...
ساعات تنهایی یک خبرنگار را فقط خبرنگار می تواند درک کند ...
تنها، خبرنگار تنها را خبرنگار می فهمدو بس...
هر سال مسئولان عالی رتبه و پایین رتبه از مقام شامخ خبرنگاران سخن به میان می آورند البته حوالی روز خبرنگار، این مقامات می آیند و می روند و آن دیگری می آید با زبانی دیگر چنین و چنان می گوید که گویی کلید حل تمامی مشکلات راپیدا کرده و خود به مثابه یک قهرمان حل الگشای مشکلات صنف خبرنگاری خواهد بود!
اما به دور از همه این ها دوستان و همکاران عجب شغلی داریم:
1- پر دردسر
2-بی منت
3-پرزحمت
4-کم درآمد
5-پرحادثه
6-بی حمایت
و در نهایت سخت و زیان آور
به هر حال خود انتخاب کرده ایم و باید بایستیم، تا زمانی که به متافیزیک چیز دیگری را برایمان خبر آورد...
خدایم را شکر می گویم...
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم....
یا حق