|
كتاب رسانهها و بازنمايي نوشته دكتر سيد محمد مهدي زاده منتشر شد.
رسانهها و بازنمايي/ سيد محمد مهديزاده/ تعداد صفحات: 181/ قطع: رقعي/ چاپ اول: 1387/ قيمت: 2000 تومان/ شمارگان: 2000 نسخه شابك: 9-12-9934-964-978
به گزارش روابط عمومي دفتر مطالعات و توسعه رسانهها كتاب رسانهها و بازنمايي نوشته دكتر سيد محمد مهدي زاده چاپ و منتشر شد
نويسنده به مناسبت انتشار اين اثر در باره محتواي كتاب و مفهوم بازنمايي توضيحاتي ارايه داده است: رسانهها بر شناخت و درك عموم از جهان تأثير ميگذارند، به اين معنا كه آگاهي و ذهنيت مردم نسبت به جهان بستگي به محتوايي دارد كه از رسانهها دريافت ميكنند؛ زيرا رسانهها واسطه و ميانجيِ بينِ آگاهيهاي فردي و ساختارهاي گستردهتر اجتماعي و سازنده معنا هستند. رسانهها همچون آينه براي انعكاس واقعيت عمل نميكنند، بلكه بر ساختِ اجتماعي واقعيت تأثير ميگذارند. بر اين اساس، بازنمايي، ساختِ رسانهايِ واقعيت است. بازنمايي نه انعكاس و بازتاب معناي پديدهها در جهان خارج، كه توليد و ساخت معنا براساس چارچوبهاي مفهومي و گفتماني است. لذا، بازنمايي رسانهاي معناسازيِ خنثي و بيطرف نيست، چراكه هرگونه بازنمايي ريشه در گفتمان و ايدئولوژياي دارد كه از آن منظر بازنمايي صورت ميگيرد.
وي افزود: به عبارتي، واقعيت براساس بازنماييهاي رسانهاي شكل ميگيرد و ساخته ميشود. هيچ امر فرازباني، فراگفتماني و فراتاريخي وجود ندارد كه به نحو عيني و شفاف انعكاس يابد؛ بلكه هرگونه فهم و شناختي از واقعيت، امري است كه در زبان و گفتمان ساخته ميشود. معنا نه اكتشافي طبيعي، كه برساختهاي اجتماعي است. معاني و بازنماييِ رسانهاي اگرچه برساختهاي اجتماعي و فرهنگي است، اما ايدئولوژي و گفتمان سعي ميكند آن معاني و بازنمايي را امري ”طبيعي“ و فراگفتماني و فرازباني جلوه دهد. به عبارتي، يكي از استراتژيهايي كه در ايدئولوژي و گفتمان بهكار گرفته ميشود تا در قالب عقل سليم درآيد، ”طبيعيسازي“ است.
دكتر مهدي زاده در باره مباحث گوناگون كتاب رسانه ها و بازنمايي اظهار داشت: كتاب حاضر پس از طرح مباحث نظري در خصوص بازنمايي و نسبت زبان، گفتمان و ايدئولوژي با بازنمايي و نهايتاً بازنمايي رسانهاي در فصل اول، به سه حيطة بازنمايي يعني بازنمايي ”مذهب“، بازنمايي ”جنسيت“ و بازنمايي ”نژاد“ در سه فصل بعدي ميپردازد. فرض بنيادين كتاب اين است كه بازنماييها و معناسازيهاي رسانهاي، امري ذاتي و طبيعي نيست، بلكه برساختهاي اجتماعي، فرهنگي، زباني و گفتماني است. بازنمايي، مبتني بر گفتماني است كه مولّد نوع خاصي از دانش و معرفت است و بر آن اساس، مبادرت به توليد معنا ميكند. چنانكه گفتمان استعماري غرب، شرقيها و مسلمانان را، گفتمان پدرسالاري، زنان را و گفتمان نژادپرستي، سياهپوستان را به نحو خاصي بازنمايي ميكند. علائم و نشانههاي زباني و رسانهاي كه بازنمايي بهواسطة آنها صورت ميگيرد معصوم و بيطرف نيستند بلكه بر گفتمان و مناسبات و روابط قدرت دلالت ميكنند. رويههاي دلالت، همان رويههاي قدرت است. كيهان افزود اين كتاب از 4 فصل؛ نتيجه، واژگان و اصطلاحات فارسي – انگليسي و منابع به شرح زير تشكيل شده است: 1. بازنمايي زبان و بازنمايي گفتمان و بازنمايي ايدئولوژي و بازنمايي ايدئولوژي، زبان و قدرت بازنمايي رسانهاي: رسانه، گفتمان و قدرت
2. گفتمانِ استعماريِ غرب: سياست بازنماييِ شرق صورتبندي گفتمانيِ ـ تاريخيِ شرقشناسي بازنماييِ اسلام و مسلمانان در رسانهها
3. گفتمان پدرسالاري: بازنمايي جنسيت جنسيت و بازنمايي بازنماييِ زنان در رسانهها بازنماييِ زنان در تبليغات تجاري هرزهنگاري و بازنماييِ تنِ زنان
4. گفتمان نژادپرستي: بازنماييِ نژاد نژاد و بازنمايي بازنماييِ سياهپوستان در رسانهها ابهامات موجود در بازنماييِ نژاد |