غزل انتخاباتي از ابولقاسم حالت، چاپ شده در هفته­نامه توفيق در سالهاي 39 و 43 با امضاي "خروس لاري

دعايت مي­كنم

از براي راي، هي مدح و ثنايت مي­كنم
راي چون دادي به من ديگر رهايت مي كنم
با سجل مرده­هايت چون مرا كردي وكيل
مي­خرم خرما و خير مرده­هايت مي­كنم
جمعي از چاقوكشان هم حامي من بوده­اند
وقت اگر كردم بدان­ها آشنايت مي­كنم
تا نپنداري وكالت خودپسندم كرده است
گر مرا مهمان كني، سر در سرايت مي­كنم
چون تو بهرم جسته­اي اين پيشه­ي پر سود را
پول مي­گيرم از اين راه و دعايت مي­كنم
چون براي خاطر من پاره كردي كفش خويش
گيوه­ي ايام فقرم را به پايت مي­كنم
داده­اي يك راي و داري در عوض صد انتظار
من تعجب راستي از اشتهايت مي­كنم
دردها داري كه از درمان آنها عاجزم
ليك گاهي سرقت از پول دوايت مي­كنم
تا تورا مسكين نسازم خود نخواهم شد غني
زين جهت بايد ببخشي گر گدايت مي­كنم
هيچ نشناسم تو را تا انتخابات دگر
دور ديگر چون رسد، از نو صدايت مي­كنم