روزنامه نگار کیست؟
روزنامه نگار کیست؟
ام.وی کاماث
ترجمه قاسم طلوع
آدم های زیادی درگوشه وکنار دنیا هستند که گاه و بی گاه مطلبی می نویسند، چند تکّه خبر از این طرف و آن طرف می فرستند و خودشان را روزنامه نگارمی خوانند آیا واقعا اینها روزنامه نگارند؟ اگر اینها روزنامه نگارند چگونه می توان آنها را از افراد حرفه ای به طور منظّم برای روزنامه ها و مجله ها و ارگانهایِ داخلی کار می کنند جدا کرد؟ حال بگذریم از آن عده ای که برای رادیو و تلویزیون مطلب خبر تهیه می کنند. پس واقعاً چه چیز یک روزنامه نگار را می سازد؟
روزنامه نگار حرفه ای را به راحتی می توان شناخت.او در استخدام یک روزنامه است، برای روزنامه اش گزارش تهیه می کند یا ممکن است مقاله یا سرمقاله بنویسد یا به تصحیح مطالب بپردازد. یک روزنامه نگار حرفه ای با نام های مختلفی شناخته می شود: گزارشگر، مقاله نویس، خبرنگار ویژه، مسوول تنظیم خبر، معاون سردبیر، مسوول بخش ورزش، مسوول اخبار شهری، مسوول بخش تجاری، دبیرِ اخبار عمومی وسردبیر دامنه کارهایی که او انجام می دهد به وسعت دنیای پیرامون اوست او در مورد هر چیزی که جنبه خبری داشته باشد، گزارش تهیه می کند؛ خواه در مورد جرم و جنایت، نظم و قانون، برنامه های سیاسی، دادگاهها، قوه مجریه وقوه مقننه باشد، و خواه درباره مردم، مُد، هنر، موسیقی، نمایش، ادبیات و غیره. کار روزنامه نگار بیش از اینهاست. او نوشته های دیگران را تصحیح می کند، اخبار را تفسیر و انتقا دوجمع بندی می کند. قبل از هر چیز روزنامه نگاری، برکسی که آموزش های لازم و تخصصی را در زمینه کار پیچیده انتشار یک روزنامه دیده است، یک شغل محسوب می شود، و این در مورد آماتورهای مطرح نیست. روزگاری بود که می گفتتد روزنامه نگار به طور مادرزاد روزنامه نگار است و چنین نیست که یک نفر را به مدرسه روزنامه نگاری بفرستند و او در پایان روزنامه نگارشود. مهاتماگاندی هیچگاه قدم به مدرسه روزنامه نگاری نگذاشت. اما درآن روزگار، وضع فرق می کرد. هرکسی با مقداری ذوق و قریحه تبلیغی می توانست خودش را روزنامه نگار معرفی کند. یک ماشین چاپ بخرد و یا کرایه کند و روزنامه ای را بیرون آورد و اما امروزه وضع کاملاً فرق می کند وکار پیچیدتر شده است. و بی شک،حتی همان افرادی که مادرزادی روزنامه نگار هستند،اگر دوره های تخصصی روزنامه نگاری را طی کنند،خیلی بهتر از دیگران خواهند بود.
درهندوستان اولین مرکز آموزش روزنامه نگاری در دانشکده هنر دانشگاه ملّی مدرس درسال 1920 تاسیس شد. موضوعات درسی عبارت بود از: تاریخ روزنامه نگاری، قانون های مطبوعات، سرمقاله نویسی و مدیریت روزنامه.
صادقانه باید بگوییم که برای روزنامه نگار خوب بودن دیدنِ آموزش های تخصصی کافی و صحیح، اهمیت بسزایی دارد،اما این هشدار را هم می دهیم که هرکسی که مدرک روزنامه نگاری می گیرد،لزوما روزنامه نگار نیست.
حا ل به سوال بعدی می رسیم: چه چیز یک روزنامه نگار را می سازد؟ برای این سوال به تعداد رهبران و بزرگان روزنامه نگاری پاسخ وجود دارد.
جیمز رستون از نیویورک تایمز، «سرحالی و زنده دلی» را اصل می داند. پل میلر از گروه روزنامه های گانت در آمریکا «زرنگی و حیله گیری» را مهم می داند. و هربرت بورکر، یکی از سردبیران معروف «روکردن حقیقت و مو از ماست کشیدن» را ویژگی اصلی روزنامه نگار می داند.
البته، یک روزنامه نگار باید پر انرژی باشد و باید بتواند حقیقت را بیرون بکشد و حتی اگر لازم باشد از فریب کاری استفاده کند، اما اینها همه پاسخهایی جزیی هستند. روزنامه نگار شدن احتیاج به خیلی چیزهای دیگر غیر از انرژی یا علاقه به کار دارد. با وجود این، سخنان آقای رستون در مدرسه روزنامه نگاری کلمبیا اهمیت زیادی دارد:
«من طرفدار پرو پا قرصِ تربیت و آموزشِ تخصصی روزنامه نگاران هستم. در عین حال، ما در بین روزنامه نگاران نیویورک تایمز افرادی را داریم که چندین مدرک دانشگاهی دارند و افرادی هم هستند که تحصیلات عالیه را بنا به دلایلی به پایان نرسانده اند... اما هر دو گروه خوب کار می کنند. وقتی پرونده این آدمها را ورق می زنیم، با این واقعیت مواجه می شویم که همه آنها این کیفیت بالا _ یعنی سرحالی، انگیزه، زنده دلی _ را دارند، حال شما هر نامی که دوست دارید به آن بدهید بنابراین به نظر من کاملترین و بهترین آموزش ها در امور تخصصی نمی توانند یک روزنامه نگار برجسته بسازند، مگر اینکه ویژگی اصلی یعنی سرحالی وزنده دلی نیز همراه تخصص باشد».
اس. ساداناند سردبیرِ فری پرس ژورنال (Free Press Journal) نیز حرف آقای رستون را تایید می کند و نمونه آن را تی. ساداناند می داند که هرگز به دانشگاه نرفت اما تمامی کسانی که او را می شناختند، اذعان داشتند که روزنامه نگار بزرگی است. او مردی بود کاملاً سرحال، سرزنده و با انگیزه. یعنی همه آن ویژگیهایی را که آقای رستون می گفت، داشت. در واقع او آنچه را که در ساداناند بود، در دیگران جست و جو می کرد. نکته مهم در مورد چنین آدمهایی این است که گرچه مدرک دانشگاهی ندارند، اما نیرو و علاقه کافی به کارشان دارند و در صورت لزوم آموزشهای مور د نیاز را برای روزنامه نگار خوب و موفق بودن می پذیرند. در ایامِ گذشته هرکسی که انگیزه لازم را درخود می دید، به شغل روزنامه نگاری می پرداخت و همزمان با کارش، آموزش هم می دید. آنها عمدتاً مردانی خود آموخته بودند. اما امروز با رقابتی که برسر کسب شغل های مهم وجود دارد، عاقل آن است که قبل از گرفتن پست، آموزش های لازم را ببیند.
ماهیت آموزش های لازم برای روزنامه نگار شدن
برای آغاز کار دانشجوی روزنامه نگاری باید از نظر معلومات هنری، علمی یا تجاری نمره خوبی بگیرد. با این حساب احتمالاً چنین فردی می تواند با رعایت قواعد دستور زبان، مطلب بنویسد و با ساخت جمله نیز آشناست. همچنین بهتر است دانشجویی که در یک محیط غیرانگلیسی فارغ التحصیل شده است، درس های تخصصی انگلیسی را بگذراند تا بیشترین بهره راز مطالعات مربوط به روزنامه نگاری به زبان انگلیسی ببرد، این بدان معنی نیست که دانشجوی ناآشنا به انگلیسی نمی تواند از درسهای روزنامه نگاری بهره ببرد. اما برای کارکردن در یک روزنامه خوب و معتبر [در هند]، روزنامه نگار باید با زبان انگلیسی آشنا باشد. دقت، امانت و حساسیت نسبت به اخبار، سرمایه های اصلی اند وقتی که به زبان مادری درسهای روزنامه نگاری وجود ندارد.آنگاه روزنامه نگار مشتاق تنها یک راه در پیش روی خود دارد: حضور درکلاس های زبان انگلیسی.
آنچه که مهم و اساسی است این است که روزنامه نگار باید بتواند مطالبش را به راحتی به زبانی بنویسدکه با آن می خواهد خوانندگانش را مورد خطاب قرار دهد روزنامه نگار با واقعیت ها سروکار دارد، اما واقعیت ها در قالب لغت ها بیان می شوند حال به هر زبان و لهجه ای که باشد. روزنامه نگاری که به زبان تسلّط نداشته باشد، نمی تواند امیدی به تاثیرگذاری بر خوانندگانش داشته باشد این نکته، اهمیت تسلّط بر چند زبان را نشان می دهد. هر چه فرد زبانهای بیشتری بلد باشد، شانس بیشتری برای پیدا کردن شغل دارد خصوصاً که دولت ها با هم بر سرانجام کارهایشان به زبانهای بومی و منطقه ای به رقابت می پرداخته اند. حتی در دهه های 1930 و 1940و 1950 در هندوستان، گزارشگرانی که صرفاً با زبان هندی، اردو، گجراتی و مراتانی آشنایی داشتند وآن را می فهمیدند بر دیگران ارجحیت داشتند. چیزی که درگذشته این همه ارزش داشته مطمئنا امروزه با ارزشتر هم شده است این را نیز باید افزود که روزنامه نگاری که با زبانهای خارجی دیگری مثل فرانسوی، آلمانی، روسی یا عربی آشنا باشد، مطئناً برای گرفتن شغلهای خارج از کشور ازکسی که فقط یک زبان انگلیسی بداند، شانس بیشتری دارد.
آیا روزنامه نگاری یک شغل است، حرفه است، صنعت است یا تجارت؟ جالب است که بگوییم که روزنامه نگاری یک حرفه است، مثل حقوق یا طب یا مهندسی. اما درعین حال، صنعتی است که باید آموخته شود. و وای بر روزنامه نگارناشری که از اصول مدیریت بازرگانی خبر نداشته باشد! ساداناند روزنامه نگار بزرگی بود، اما تاجر خوبی نبود و آخر کار هم شکست سختی خورد. مطمئناً اگر مدیر بازرگانی خوبی بود، در روزنامه نگاری هم وضع بسیار بهتری می داشت. روزنامه نگاریِ موفق، لزوماً روزنامه نگاری خوب نیست، اما روزنامه نگار ی خوب باید روزنامه نگاری موفق هم باشد. اولین هدف روزنامه نگار، ایجاد ارتباط است و روزنامه ای که فروش نرود، به اولین هدف خود دست نمی یابد.
بنابراین، گفتن این جمله که «روزنامه نگاری، یک حرفه رفیع وبلند مرتبه است، نه یک صنعت یا تجارت» کمی مغرورانه است و باید از آن حذرکرد. نوشته خوب، هم سرمایه مطلوب و ارزشمندی است، وهم خوب به فروش می رسد و مسوول تنظیم اخباری که صفحات نشریه را خوب تنظم کند باید هم وزنش طلا به پای او ریخت گفتن اینکه صفحه آرایی، یک حرفه است و نه یک هنر، برداشت غلطی است. بی شک روزنامه نگاری یک حرفه است، اما روزنامه نگاری که خودش را به حرفه اش محدود کند به احتمال زیاد خواهد فهمید که استعدادش چندان رشک برانگیز نیست: دانشی است بی مشتری. تاریخ روزنامه نگاری پر است از سرگذشت مردانی که غرورشان به آنها اجازه نمی داد که خود را دلّال و تجارت پیشه بدانند.
حرفه ای کیست؟
حرفه ای کسی است که آموزش های لازم را در رشته تخصصی اش دیده است. فردی که در دانشکده پزشکی دوره لازم را ندیده و مدرک آن را نگرفته باشد، حق طبابت ندارد. حقوقدان، حسابدار برجسته، و در برخی کشورها حتی آرایشگرها و «متخصصان زیبایی» باید مدرک لازم راکه نشان دهنده صلاحیت آنهاست، کسب کنند. بنابراین، اگر روزنامه نگاران هم از نظر استعداد شغلی از طرف هم ردیفان و همکارانشان، شناسایی کافی به دست آورند، کاری مناسب کرده اند. اما درهندوستان، به خاطر نبود یک سازمان مشخص، صرفاً در لیست حقوقی یک روزنامه بودن نشان دهنده صلاحیت داشتن روزنامه نگار است در چنین شرایطی تنها راه تشخیص حرفه ای از آماتور فهم این نکته است که آیا شخص مورد نظر به طور تمام وقت و فعال در روزنامه استخدام شده است یا نه. اگر چنین است یا اندکی مسامحه می توان او را فردی حرفه ای دانست. ولی روزنامه نگارِ «آزادنویس» (Free- Lance Journalist) یعنی کسی که در استخدام روزنامه نیست، ولی مرتباً در یک ستون خاص مطلب می نویسد، فقط یک آزاد نویس است، نه یک حرفه ای.
آزاد نویسی (Free_ Lance Writing)
فرهنگ لغت رندوم هاوس (The Random House Dictionary)، «آزاد نویس» را این گونه تعریف می کند: فردی که به عنوان نویسنده، طراح، مجری وغیره کار می کند، ولی از یک کارفرما یا سازمان و جای خاص به طور منظمی حقوق نمی گیرد. مسلماً این تعریف یا توصیف از این واقعیت ریشه می گیرد که در قرون وُسطا، ماجرا جویان نظامی که اغلب رتبه شوالیه ای داشتند، برای کسانی خدمت می کردند که پول بیشتری می دادند و به اصطلاح، شمشیرشان را برای کسی که بالاترین پیشنهاد را می داد، از نیام بر می کشیدند.
این واژه، امروزه به نویسندگان، طراحان و سایر کسانی اطلاق می شود که آثارشان را به کسی که بهترین پیشنهاد را بدهد، می فروشند اینها ممکن است آماتور یا حرفه ای هایی باشند که بازنشست شده اند اما کارشان ارزشمند و مقبول است. اما در جاهایی که روزنامه ها خیلی خوش حساب نیستند و آزاد نویسی راه آسانی برای گذران زندگی نیست. البته روزنامه نگارِ آزاد نویسی که توانایی ارائه آثارِ قابل قبولی را داشته باشد ممکن است بتواند به صورت قراردادی کارکند، و در این صورت، مستمرّیِ ثابتی خواهد داشت. نویسنده قراردادی باید مجموعه مطالبی را برای سردبیر تهیه کند. اگر قرار شودکه نویسنده مقاله ای را تهیه کند، سردبیر اخلاقاً موظف به چاپ مقاله است آن را بپذیرد، مگر اینکه واقعاً «به درد نخور» باشد. با این همه، سر دبیر موظف نیست، اگر چه باید دستمزد آن را بپردازد معمولاً سردبیرها مقالات وموضوعات را برای «روزمبادا» نگه می دارند یا شرایطی را تعیین می کنند که به آنها حق قبول یا ردّ مطالب رسیده رامی دهد.
برای یک مبتدی، آزاد نویسی روش خوبی برای گذران زندگی نیست، آدمی که می خواهد آزاد نویس باشد، یا باید به زندگی بخور و نمیر اکتفا کند و یا باید امکانات مالی کافی داشته باشد تا بتواند بدون وابستگی به درآمد نویسندگی، زندگی اش را بگذراند. بسیاری ازآزاد نویس ها، شغلِ دیگری دارند که زندگی آنها ر ا تامین می کند.
کمتر نویسنده ای می تواند انتظار داشته باشد که به طور تمام وقت و موفق، به کار آزادنویسی بپردازد، مگر اینکه شایستگی و شهرت کامل به دست آورده باشد اغلب اوقات صلاحیت کافی نیست، بلکه باید دیگران نیز او را صاحب صلاحیت بدانند. سرشناس بودن برای آزاد نویسان به اندازه صلاحیت داشتن مهم است امروزه، بسیاری از مجله ها و روزنامه ها تعدادی آزاد نویس مشهور دارند. مثلاً نشریه ساینس تودی (علم امروز) یک کادرِ ثابت آزاد نویس دارد که مطالب بسیار خوبی در مورد موضوعات علمی می نویسند.
برای یک آزاد نویس، عاقلانه آن است که در زمینه ای که رقیب کمی دارد، متخصص شود مگر اینکه خیلی مشهور باشد. آزاد نویسی که به اصطلاح رویِ بورس باشد، تنها خیلی زود مقام و منزلت پیدا می کند در این صورت، وقتی که نویسندگانِ رسمی و تمام وقتِ روزنامه سرشان شلوغ است یا تخصص کافی ندارند، سردبیران مرتباً به این افراد روی می آورند و درخواست مطلب می کنند. در پایان، می خواهم نکته ای رابه جوانترهایی که می خواهند روزنامه نگار شوند، تذکر دهم. از همان هفته اولی که درروزنامه مشغول به کار می شوید، مطلبی ننویسید که باعث تحقیرِ سیاستمداران یا سرشکستگیِ دولتمردان شود.تا وقتی که رویِ خط بیفتید، مدت زمانی طول می کشد تنها راه ممکن، سختکوشی و تلاش بی امان است، و قبل از هر چیز، باید شایستگی شما به اثبات برسد. اگر در مدرسه انشایا مقالات خوبی می نویسید. تضمینی نیست که حتما روزنامه نگار خوبی هم بشوید. روزنامه نگاری، با کنارِ هم گذاشتنِ جملات و عباراتِ جذاب خیلی فرق دارد.
حاشیه
٭ مشخصات کتاب شناختی این نوشته، به قرار زیر است:
M.V.Kamath, So you want to be a journalist? , in:
Professional Journalism, new Dehli: WIKAS PUBLISHING HOUSE PVT LTD, 1988. pp 1-7