مقاله ای از علی حسن حیدری چشم انداز اینده اقوام ایرانی کرد اذری بلوچ وعرب
مقاله ای از علی حسن حیدری چشم انداز اینده اقوام ایرانی کرد اذری بلوچ وعرب
چشم انداز آينده:
اما درباره چشم انداز آينده تحركات قوميتها درايران بايد گفت كه ازنظر جامعه شناسي نقش قوميتها تابع سه عنصر متغير است ، اين سه متغير عبارتند از :
1- ميزان سازمان يافتگي وانجسام رهبري درميان قوميتها .
2- نوع برخورد حكومت مركزي و مديران ارشد نظام سياسي با قوميتها .
3- ميزان انزوا يا تماس قوميتها با حكومت مركزي ( رابطه ي پيرامون با مركز).
نكته مشترك ميان هدايت كردن مساله قوميتها دراشكال افراطي و اعتدال ويا درتمام مناطق قوميت نشين اين است كه همگي برنهادينه كردن تحركات درچارچوب مقاومت مدني وبرخورد نرم افزاري با تكيه بر گفتمان به ارث مانده ازهشت سال دوم خرداد تلاش مي كنند. اين امرنوعي انسجام و سازمان يافتگي را درميان رهبران قوميت گرا به ويژه دركردستان وبلوچستان وتا حدودي نحوه ي برخورد حكومت مركزي بايد گفت كه اصول ثابت نظام جمهوري اسلامي ايران درخصوص مناطق قوميت نشين تحت تاثيردوعامل چالش زا قرارگرفته است اولين مساله حاكميت هشت ساله دوم خرداد و سلطه گفتمان اصلاح طلبي وبرجسته كردن مطالبات قومي دراين دوران است ومساله دوم شكل گيري الگوي عراق براساس قانون اساسي جديد است كه مدل فدراليسم را تبليغ مي كند.
به يك تعبير بايد گفت كه ديدگاههاي گروههاي دوم خرداد وشخص آقاي خاتمي كه درديدار ازكردستان تصريح كرد « سهم اقليت هاي قومي ازقدرت اندك است » ، و نيز ديدگاه ديگرمديران ازجمله رمضان زاده سخنگوي خاتمي دچار نوعي دوگانگي درمباني راهبردي خود شده است كه دراين ميان نخبگان اقوام ، - همچنانكه درتحولات مختلف مشاهده مي شود – خود را با گفتمان منفي دوم خرداديها گره زده اند وحتي بعد ازاتمام اين دوران و حاكميت گفتمان اصولگرايي درمناطق مختلف ازجمله كردستان شاهد تشديد فعاليت گروههايي مانند جبهه متحد كردي ، ائتلاف اصلاح طلبان كرد ، جنبش دانشجويي كردي ونشريات قارچ گونه با گرايش قومگرايي هستيم. كه به عنوان نمونه گرايش هاي زيررا دنبال مي كنند :
1- تلاش و تحركات جدي وبرنامه ريزي شده براي سازماندهي و انسجام بخش به رهبري تشكلها وتشكيلات سياسي و مدني موجود وايجاد مجموعه هاي مشابه .
2- ورود احزاب ونهادهاي ملي به منطقه وهمراهي وحمايت ازمواضع ومطالبات اقوام وتلاش براي ادغام مسايل ملي با مسايل منطقه اي وقومي .
3- تلاش براي تجديد نظراساسي دربكارگيري واستخدام نيروهاي متخصص بومي درسطح مديريت منطقه اي با طرح شعارهايي مبني بربومي كردن مديريت منطقه اي به ويژه درسه استان ، كردستان ، بلوچستان (با ماهيت قومي – مذهبي ) و آذربايجان ( با ماهيت قومي ).
4- جذب سرمايه هاي سرگردان منطقه و سرمايه داران بومي براي جايگزين كردن نهادهاي مدني NGO هاي اقتصادي با هدف تضعيف نقش نهادهاي دولتي درسايه غفلت وكوتاهي دولت از خلاهاي سياسي و اقتصادي درمنطقه .
موارد ياد شده درسايه شعارهايي رشد نمود كه درزمان دوم خرداد مبني بر«ايران براي همه ايرانيان» ، دموكراتيزه كردن نظام سياسي و كسب حقوق شهروندي مطرح مي شد . اقدامات فوق ازسوي نمايندگان قومگراي مجلس ششم و برخي نمايندگان مجلس هفتم باضافه برخي افراد قومگراي عضو جريانهاي سياسي مثل مجاهدين انقلاب اسلامي وجبهه مشاركت هدايت مي شود . ماهيت تحركات وبرنامه ريزيهاي جريانهاي تركيبي قوم گرا واصلاح طلب كه درپي بهره برداري ازاحساسات قومي و مذهبي براي تقويت و تثبيت جايگاه سياسي واجتماعي خود هستند، آينده ي پر چالش وپيچيده اي را پيش روي نظام قرارداده است. به ويژه آنكه اين عوامل دركنارخود ابزارهاي تبليغاتي ومطبوعاتي بسياري را همراه داشته و طرحهايي مثل طرح « خود ( كردستان ، آذربايجان ، بلوچستان و خوزستان ) به دليل ويژگي هاي متفاوت بافت قومي ومذهبي ، درحال تجربه وضعيت متمايزي هستند . شناخت اين ويژگي ها مي تواند به چشم انداز بهتر قوميتها درايران كمك كند .
و – ويژگي هاي جوامع قوميتي درايران
واقعيت اين است كه مناطق اقليت هاي قومي ومذهبي طي سالهاي اخيرمتحول شده اند وتغيير اساسي كرده اند . ازجمله افزايش تحصيلكردگان دانشگاهي درسطوح مختلف، ارتقاء سطح آگاهي مردم نسبت به قوانين داخلي وخارجي وتحولات داخلي وبين المللي ، گسترش امكانات ارتباطي وتاثيرپذيري فرهنگ جهاني ازجمله ويژگي هاي مشترك مناطق قوميت نشين است . ازديگرويژگي هاي همسان ومثبت قوميتها ، اينكه اكثرقريب به اتفاق نخبگان ، رهبران سياسي محلي وحتي مردم مناطق درراس اقليت هاي قومي به دليل شناخت سياسي ، روش هاي مسلحانه را براي بيان خواسته هاي خود روش عقيمي مي دانند كه موضوعيت خود را ازدست داده است لذا امكانات خود را برروي فعاليت هاي سياسي مدني با استناد به منشورهاي بين المللي درخصوص حقوق سياسي و مدني اقليت ها متمركز كرده اند. آمريكا نيز به اين نكته رسيده است كه بهره برداري به سبك دهه هاي اول انقلاب درايران ، جواب لازم وكافي را نمي دهد لذا راهبردهاي خود را برروي دامن زدن به مطالبات اجتماعي وشورش هاي مبتني براختلافات قومي ومذهبي كه متاثراز تحولات 11 سپتامبر ، پتانسيل هاي آن فعال شده است ، متمركز كرده است .
الف : ويژگي هاي قوم كرد؛
1- كردها ازحيث مذهبي به دو گروه سني شافعي وشيعه تقسيم مي شوند. كردهاي كردستان اهل سنت وشافعي مذهب هستندو ازآنها مذاهب ديگراهل سنت منسوب مي باشند .
2- اگرچه كردها خود را ازنژاد اصيل ايراني مي دانند اما درطول تاريخ معاصر ونيزازلحاظ خصلتهاي فرهنگي با ديگرمناطق كشور خود را متفاوت دانسته وگرايش به نواحي كردنشين خارج ازمرزها دارند و نوعي همگوني بين خود و آنها احساس مي كنند.
3- كنش سياسي و آرمانگرايي كردها ، جمعيتي ناآرام و درتكاپوي يافتن هويت مستقل فرهنگي و سياسي را به تصوير مي كشد كه درطول تاريخ به دنبال كسب خود مختاري سياسي ومدني بوده وتلاش مستمري براي رسيدن به اين نقطه داشته اند درواقع خود مختاري درشعارهاي قاضي محمد، عزالدين حسيني ، مفتي زاده ، قاسلمو وهمچنين جريانهاي فعال فعلي دركردستان اعم از جنبش دانشجويي واصلاح طلبان كرد درچارچوب مدل فداراليسم مطرح بوده است و اهداف آنها دراين راستا تحليل مي شود .
درحال حاضر جريانهاي داخلي وخارجي كرد ازجمله گروهك پژاك ، حزب دموكرات و كومله با گرايش سياسي و نظامي ، جبهه متحد كردي ، اتحاديه دموكراتيك كردستان وجنبش دانشجويان كرد، جبهه اصلاح طلبان كرد با محوريت مجاهدين انقلاب اسلامي برخي ازاعضاي جبهه مشاركت كه همگرايي بسياربالايي با شاخص هاي موجود درطرح هاي آمريكا را دارند درحوزه ي سياسي پيگير مطالبات سياسي ومدني قومي كرد هستند .
لذا كردستان درطرحها اولويت اول را داشته وبه دليل اختلاف زباني ومذهبي وتجربه خود مختاري دردهه بيست ، بالاترين پتانسيل را براي پذيرش وهمراهي با طرحها يي مانند پيترز را دارا مي باشد كه آن را به مدلي شبيه مدل كردستان عراق نزديك مي سازد .
ج – ويژگي هاي آذريهاي ايران :
1- آذريهاي ايران ، خود را جز ء لاينفك ايران مي دانند ودرتمام ادوار ومقاطع تاريخ ، نقش سرنوشت ساز ، موثرخود را درتحولات سياسي واجتماعي ايران به خوبي ايفا كرده اند. تحولات يكصد سال اخير ازجنبش مشروطه خواهي گرفته تا انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي همواره حاكي از حضور موثرآزادي ها دارد .
2- آذربايجانيها تبريز را كانون فرهنگ ، هنروادبيات تركي مي دانند و ازنظرجايگاه سياسي نيزساير بلاد ترك نشين را تابعي ازخود مي شمارند وهمواره خواهان مناطق ترك نشين به آذربايجان بوده اند. ازاين رو تحولات واگرايانه و جدايي طلبانه درآذربايجان موضوعيت ندارد .
3- آذربايجاني ها به خاطرپيوندهاي ديني و علقه هاي فرهنگي درهم تنيده شده با فرهنگ ايراني و منافع سياسي و اقتصادي تفكيك ناپذير آنها با منافع ملي ،خواهان حفظ وحدت و يكپارچگي و توسعه اقتدارملي بوده و امنيت خود را درراستاي امنيت ملي مي بينند .
4- آذريهاي ايران به علت عدم سنخيت قومي وتفاوت مذهبي با ترك هاي عثماني درطول تاريخ دربرابر آنها توجه اينكه تعصبات قومي وزباني درميان آذريها بسيارشديد و تند است وهمين مساله باعث اصطكاك آنها با فارس ها وبه ويژه با كردهاي مناطق اطراف آنها مي شود. بنابراين تقاضاي قرارگرفتن زبان تركي دركنار زبان فارسي به عنوان زبان رسمي و آموزشي و نيز تدريس با گويش محلي را مطرح مي كنند .
تفاوت اين مطالبات با مطالبات مشابه درمناطق كردنشين و بلوچ نشين اين است كه خواسته هاي مذهبي و زباني درميان كردها و بلوچ ها جنبه عقيدتي وسياسي به تحركات آنها داده است ومطالبات آنها جنبه ساختار شكني و تحول دراصول قانون اساسي را دارد . اما در ميان آذريها مطالبات درظاهر و باطن تنها يك خواسته مدني درچارچوب قانون اساسي است .
نكته آخر دراين بخش اينكه اگرچه درمقطعي از تاريخ گذشته ، آذربايجان مطمع نظرابرقدرتها ي به ويژه روسيه تزاري بوده است ، اما امروزه آذربايجان ديگريك تهديد نيست بلكه حتي مي تواند يك فرصت باشد بدين معنا كه آذربايجان مي تواند درتحولات منطقه قفقاز منشاء اثر واقع شود و سهم ايران را درمعادلات آسياي ميانه ، قفقاز ودرياي خزر ومساله امنيت وثبات منطقه افزايش دهد .
ب- ويژگي بلوچ ها : قوم بلوچ در ناحيه ي جنوب شرقي ايران قرارگرفته اند كه با جنوب غربي افغانستان ، قلمرو بلوچستان پاكستان و اهل سنت شبه قاره هند مجانست وتعامل دارند .
بلوچستان ايران و بلوچستان پاكستان درسه متغير "مذهب" ، "زبانگ و "قوميت" با يكديگر تجانس دارند. موقعيت جغرافيايي بلوچستان ودوري آن از مركز كه در مثلث كويرداخل ايران ميان بلوچستان مركز واقع شده است ، باعث شده كه اين منطقه ازموقعيتي كاملا حاشيه اي برخوردارگردد. به گونه اي كه بلوچستان به سرزمين فقر، عقب ماندگي ، اعتياد و منطقه قاچاق مواد مخدرشناخته شود.
ازديگر مسايل اين بخش ازكشور وجود سازمانها واكيپ هاي مخوف مواد مخدر است كه رابطه نزديكي با گروهاي قوم گرا و نيروي هاي بيگانه دارند. با توجه به تفاوت هاي قومي ، مذهبي و زباني اين ناحيه با مركز ، حركت و تحركات اين منطقه شتاب همساني با مناطق كردنشين و بلكه شديدتردارد. ظهور طالبان و القاعده با سرمايه گذاري هاي سعودي ها و اجراي پاكستان باعث شده است تحركات بلوچها كه ماهيت عقيدتي هم دارد جهت آن عليه اصول وپايه هاي نظام و قانون اساسي باشد و به تعبيري ساختار شكنانه داشته باشد. كه اين مساله حساسيت مضاعف مي طلبد تا ازوضعيت ويژه فعلي فراترنرود.
چرا كه اين منطقه درطرح ها يي مثل ريگا و پيترزجايگاه ويژه اي دارد بنابراين بايد دربرنامه هاي استراتژيك سياسي واقتصادي جايگاه ويژه را براي اين منطقه و كردستان لحاظ كرد واقدامات مدبران پايداري را آغازكرد .
د – ويژگي قوم عرب
آخرين سوژه قومي كه درطرح هاي آمريكا ورژيم صهيونيستي ازآن ياد شده است ،قوم عرب خوزستان است .عربهاي ايران در بخش مركزي و جنوب غربي استان خوزستان قرارگرفته اند . مردم اين منطقه عمدتا شيعه مذهب وازحيث مذهبي با بخش مركزي ايران همگوني دارند. اعراب خوزستان همانند آذري ها خود را وابسته به « هويت ملي ايران » مي دانند و درصد همگرايي درآن بركشش هاي واگرايي غلبه دارد . اگرچه چالش هاي قومي همچون شيخ خزغل در1920 – 1925 همزمان با پايان جنگ جهاني اول و « جنبش خلق عرب » تحركات نيز دربرابر كشش نيروهاي مركز گرا توفقي دربر نداشت با وجود اينكه درآن مقطع اشتراك عقيدتي اندازه زمان حال با دولت مركزي نداشتند .
ويژگي ديگرمناطق عرب نشين ، اينكه اين منطقه به علت همجواري با عراق و ارتباط مستقيم با خليج فارس و نيزبرخورداري ازمنابع عظيم انرژي ازوضعيت استراتژيكي برخوردار است كه هم براي نظام جمهوري اسلامي ايران وهم براي طراحان طرحهاي ريگا و پيترز داراي اهميت قلمداد مي شود . چه اينكه تحولات عراق اين نقش را كاركردي تركرده است .
نكته حائز اهميت درباره خوزستان اين كه منابع انرژي موجود دراين منطقه و موقعيت سرزمين و ساحلي آن ، اين منطقه را براي كشورها مخالف ايران بسيار جذاب كرده است و مي تواند تهديدات مقطعي قومي را بوجود آورد .
اما ازسوي ديگر مزيت هاي موجود باعث تاثيرگذاري اعراب خوزستان براعراب جنوب عراق و كشورهاي حاشيه خليج فارس شده كه اين مساله به مثابه ي فرصتي است كه ايران اسلامي را درموقعيتي برتر قرار مي دهد .