سازه های خبر(۱)
برنارد شاو، طنزنویس نکته گوی ایرلندی زمانی گفته بود: ((روزنامه ها مثل این که نمی توانند بین یک تصادف دوچرخه و ویرانی تمدن بشری، تفاوتی بگذارند. نقش روزنامه یافتن اطلاعات تازه در مورد موضوع های مورد توجه همه، با دقت و سرعت ممکن و انتقال روان آن به خواننده است. همین! ))
ممکن است روزنامه کارکردهای دیگری هم داشته باشد. مثل این که به خواننده نظر خود را در مورد فیلم در حال اکران اعلام کند یا این که چگونه می توان در آپارتمان گوجه فرنگی به عمل آورد، تیم فوتبال فلان چگونه روز جمعه در مقابل حریف ظاهر می شود یا چرا فلان وزیر باید استعفا کند، اما همه اینها بدون درج خبرها و تازه ها، روزنامه را به یک مجموعه نوشتاری نظری یا جنگ متنوعی از مطالب از پیش دانسته تبدیل می کند. شاید برخی این نکته را عجیب و باور نکردنی به حساب آورند: نظر، خبر نیست،اما اطلاعات هست.
یک نقل مستند دیگر در این زمینه را سی پی اسکات، سردبیر وقت منچستر گاردین در یک سر مقاله بیان کرده است: ((وظیفه اصلی روزنامه گردآوری خبر است. در نفس چنین وظیفه ای این نکته وجود دارد که نباید گذاشت چنین کارکردی به مخاطره افتد. این که روزنامه چه اطلاعی می خواهد بدهد، آن چه از ارایه آن خودداری می کند و چگونگی عرضه مطالب اهمیتی ندارد. نکته مهم ستردن گرد و غبار از روی صفحه واقعیت ها و چیزهایی است که به آن لطمه می زند. اجرای این دستور اگر غیر ممکن نباشد، دشوار هست.))
وی اضافه کرده است: ((این حرف را اگر لازم باشد، یک میلیون بار باید تکرارکرد: اظهار نظر آسان و ساده، اما یافتن نکته و رقم پراهمیت است.))
نکته مهم در این گفته، اهمیت تفاوت میان خبر واظهار نظر است. اگر خطاب به یک تالار مملو از روزنامه نگار بگویید: کدام یک از شما می تواند در مورد تیتر اول روز یادداشتی بنویسد؟ تقریبا همه اعلام آمادگی می کنند، اما اگر از همان گروه روزنامه نگار بخواهید که در مورد همان خبر در حال انتشار روز، اطلاعات، رقم و نکته تازه ای اضافه کنند، هیچ یک دست بلند نخواهد کرد. واقعیت این است که همه کس در هر موضوعی، نظری برای ابراز دارد. در مقابل، کمتر کسی اطلاعات مستند و موثق در اختیار دارد. نظر، یک پدیده فراوان و اطلاعات، فرآیندی دست یافتنی و نیازمند کوشش است. با این همه توضیح، خبر چیست؟ برای خبر، تعریف های متعددی به اندازه تعداد خبرهای چاپ شده ارایه شده است. تعریف معمول و سنتی در انگلستان این است که اگر سگی پای انسانی را گاز بگیرد، خبر نیست. برعکس گاز گرفتن پای سگی از جانب یک انسان خبر به شمار می آید.این نکته، این دو ویژگی خبر را به یاد می آورد: غیر معمول و جالب بودن.
خبر سازه های دیگری هم دارد: تازه است و پیشتر کسی آن را نشنیده، اما بسیاری از انواع اطلاعات را می توان یافت که ویژگی های یاد شده را داشته باشد و خبر نباشد. برای مثال: کارمندی اتومبیل نویی خریده است. این پیام، تازه و غیر معمول است و کسی هم آن را نشنیده،اما خبر نیست، زیرا تنها برای گروه محدودی از مردم جذابیت دارد (خانواده، دوستان، بستگان یا احتمالا سازندگان خودرو!).
بنابراین خاصیت خبر فقط تازگی و غیر معمول بودن نیست. این هم هست که باید گروهی پر تعداد از مخاطبان را جذب و جلب کند. این ویژگی آخری (توجه عمومی) از منافع عمومی، اصطلاح بهتری است. این عاملی است که بر توده اثر می گذارد یا تاثیر عظیمی بر زندگی توده دارد. با آن که این عنصر تعداد زیادی از اخبار را شامل می شود، اما همه خبرها را در بر نمی گیرد.
خبر جدایی یک زوج نویسنده ربطی به منافع عمومی ندارد،اما برای عموم جالب است.
به همین سبب، خبر را می توان چنین تعریف کرد:
خبر، اطلاعات تازه و غیر معمول در مورد موضوعی است که توجه عموم را برانگیزد و پیشتر کسی آن را نشنیده باشد.
این تعریف البته جامع نیست،اما برای شناخت بهتر خبر کلید خوبی است و زمینه را برای بحثی تحت عنوان سازه های خبر مهیا می سازد. این تعریف روشن می کند که خبر به طور عمومی سازه هایی دارد که باید در آن رعایت شود،اما خبر تصوری انتزاعی و پدیده ای خودکفا نیست.
خبر تنها در ارتباط با تعدادی پدیده دیگر ساخته می شود. این پدیده ها هم با مخاطب معین و هم با خبر معین ارتباط می یابد.
این پدیده ها به ما کمک می کنند تا دریابیم در واقع چه می خواهیم از خبر به دست آوریم، قدرت خبر در کجاست و سازه های آن کدام است؟ هرقدر این سازه ها قوی تر باشند، بیشتر ممکن است خبر خواننده را غافلگیر کند.این درست که غافلگیر کردن مخاطب در برابر مضمون هر خبر کار مطلوبی است و این که چشم های خواننده گشاد شود و تا خبر را تا آخر نخوانده است زمین نگذارد، اما زندگی خوشبختانه یا متاسفانه چنان جریان ندارد که خواننده در برابر هر خبری به چنین حالتی دچار شود؛ حالتی که گویا با توفیق خبرنگار و روزنامه هم ارتباط مستقیم دارد.
سازه های چنین اخباری میان خرید خودروی کارمند و کشته شدن 450 نفر در حادثه سقوط یک هواپیمای مسافربری و این که هواپیمای حامل یک رییس جمهور که بر روی یک منطقه مسکونی افتاده باشد! در نوسان است. تفاوت فاحش میان مضمون این دو رویداد، فضایی است که در آن بحث های جذابیت خبر شکل می گیرد و همین جا، سازه های خبر مطرح می شود.
سازه های خبر در عرصه دستیابی به اطلاعات و داوری در مورد اولویت و میزان عینی بودن آن معنا می یابد. جمع آوری این عناصر و قضاوت در اهمیت آنها کار روزنامه نگار، دبیر و سردبیر است. آنان قدرت شناخت خود را در هر قضاوت به کار می گیرند و می کوشند تا در حد توانایی از نگاه تخصصی آنها را تفکیک کنند،اما هرگز نمی توان ادعا کرد که این کار را صد در صد درست انجام می دهند.
آنان تنها در زمینه ها و پایه های یک خبر می توانند داوری کنند. یکی معتقد است که بی خانمانی، جالب و مهم است. دیگری ممکن است این موضوع را بی اهمیت و کسالت آور بپندارد. این نگاه نظری هم طبیعی و هم مطلوب است، به شرط آنکه روزنامه نگار مراقب آن باشد و نظر شخصی خود را با عینیت اشتباه نگیرد.
خبرنگاران باید بدانند هر پیام یا آگاهی که به دست می آورند، خبر نیست. گاهی یک مطلب که قابل دادن به سردبیر باشد (یا در نهایت خواننده)، ممکن است به روزها یا هفته ها تحقیق و جست وجو نیاز داشته باشد.
خبرنگار ممکن است در این مسیر با انواع مشکلات دست و پنجه نرم کند و از انواع موانع بگذرد و با این همه، این تلاش ها ذره ای بر جذابیت خبر نیفزاید. کمتر خواننده ای را می توان یافت که به دشواری های روزنامه نگار در راه تهیه خبر اهمیت دهد. اکنون به اختصار بعضی از مولفه های مهم در سازه های خبر را بررسی می کنیم:
موضوع:
موضوع سازه ای پر اهمیت است که مطلب در آن جای می گیرد: جنایت، محیط زیست، بهداشت، اقتصاد، مصرف، نظامی گری، روابط کشورها، سیاست و .. از دیدگاه نظری، همه موضوع ها اهمیت یکسانی دارند، اما در عمل برخی نسبت به برخی اهمیت بیشتری دارند.
جنایت برای مثال از اهمیت بیشتری دارد، زیرا به طور آشکار توجه گسترده تری را جلب می کند.
هر موضوع خود به زمینه های کوچکتری تقسیم می شود. برای مثال خلاف زیر مجموعه هایی چون دزدی، قتل، کلاهبرداری، آدم ربایی، اخاذی، مواد مخدر، ارتشا، تجاوز و فحاشی دارد. برای مخاطب عام هریک از زمینه ها، اهمیتی ویژه دارد که به طور عادی بر پایه کمیابی اتفاق در یک کشور یا منطقه مورد توجه قرار می گیرد. این توجه به موضوع و متن هم بستگی دارد. برای مثال آدم ربایی به دلیل این که بندرت اتفاق می افتد نسبت به فحاشی بیشتر برای مردم جالب به نظر می رسد.
تحول:
در یک رویداد خبری، اتفاق بخصوص یا تحول در موضوع یا زیر مجموعه آن، نکته جالب توجه آن را می سازد. سازه اصلی و مهم در این بخش کمیابی است و این سازه معمولا بدون دخالت مخاطب، خود به خود وجود دارد.
ارزیابی مستقیم از این که موضوع تا چه اندازه غیر معمول است، موقعیت خبر را تعیین می کند. این که خبر از واقعه های نادر باشد، همراه با تازگی آن جذابیت خبر را می سازد.
منبع:
قدرت و ارزش یک خبر از تحول یا رویداد بخصوص بیشتر به منبعی که تحول براساس اطلاعات او شکل گرفته است، ربط می یابد. یک سیاستمدار از جناح یا حزب مخالف ممکن است به خبرنگاری اطلاع دهد که فلان وزیر قصد کناره گیری دارد.اگر یکی از نزدیکان به کابینه یا یک وزیر یا یکی از نزدیکان آن وزیر این را به خبرنگار بگوید، به روشنی این اطلاع موثق تر و مهمتر است. منبع به عنوان یک سازه خبر، این جا اهمیت می یابد. حال اگر خبرنگار خود کشف کند که آن وزیر چنان قصدی دارد، سازه خبر محکم تر خواهد شد، بخصوص اگر خبرنگار علت واقعی این استعفا را کشف کند و با خوانندگان در میان گذارد.
حد آگاهی:
این موضوع که چند نفر از مضمون خبر پیش از انتشار اطلاع دارند، مشخصه ای ارزشمند در خبر است.
خبر وقتی بیشترین ارزش را داراست که در نخستین گزارش برای همگان غیر از منبع آن، ناشنیده و نانوشته مانده باشد؛ حتی برای دوستان و نزدیکان و بستگان خبرنگار. وقتی خبر یا تحول آن را همه شنیده و خوانده باشند و جریان و جزییات آن از رادیو و تلویزیون یا روزنامه های دیگر پخش شده باشد، توجه کسی را جلب نخواهد کرد.
تازگی:
خبر برخلاف دوست یا عتیقه با بیش ماندن و کهنه شدن ارزش نمی یابد. سازه تازگی از خصوصیت های عمده خبر و تحول در آن است،اما این سازه در نفس خود ارزشی ندارد. اگر یک خبرنگار به یک تحول با اهمیت یک هفته پس از وقوع آن دست یابد، سازه مهم در آن، تازگی ـ به طور مطلق ـ نخواهد بود. نکته مهم در این است که تا این زمان چند نفر از آن رویداد یا تحول آگاه شده اند.
بنابراین تقابل زمان و حد آگاهی، اینجا معنا می یابد. خبر قتل یک دختر بچه که ده روز پیش اتفاق افتاده است، می تواند به عنوان خبر درجه اول روز تلقی شود؛ به شرط آن که تعداد کمی از مردم از آن آگاهی یافته باشند.
اگر خبر این واقعه انتشار نیافته باشد، ده روز یا حتی کمی فاصله بیشتر میان لحظه رویداد تا زمان انتشار چیزی از ارزش این سازه نمی کاهد.
اگر میان وقوع تحول در رویداد و گزارش از آن وقفه روی دهد و این وقفه موجب افزایش جذابیت خبر شود، تعجیل در انتشار آن از ارزش خبر خواهد کاست. برعکس وقتی تاخیر در انتشار ـ به شرط اطلاع نیافتن عموم از آن ـ خبرنگار را قادر به تکمیل آن کند، تعجیل در انتشار خبر بیهوده است،یعنی اینجا تازگی نسبت به کمال خبر، در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد و حتی سازه ای منفی به حساب می آید. در مقابل تاخیر در انتشار می تواند خطر آگاهی عمومی را دربر داشته باشد.
خوانندگان (مخاطبان):
مخاطب سازه ای است که معمولا با ساختمان خبر یا در تحول در آن بی ربط به نظر می رسد. مخاطب ممکن است خاص یا عام باشد، اما برای روزنامه نگار بسیار اهمیت دارد که ماهیت این سازه را هرچه بیشتر شناسایی کند. خبرنگار بدون تجربه کافی نمی تواند در مورد حدود علاقه ها و سلیقه های مخاطب داوری کند و به هیمن سبب نمی تواند دریابد موضوع هر تحول یا خبر تا کجا مورد پسند مخاطب قرار می گیرد. درست مثل این که کسی در یک تالار تاریک برای جمعی ناشناخته سخنرانی کند.
کاربرد آگاهی از ماهیت مخاطب، به طور کلی در غنای این داوری تاثیر دارد ولی این آگاهی در همه جزییات و همه خبررسانی ها نمی تواند کاربرد داشته باشد. هرگاه کسی گزارش را در جایگاه کالایی در خور بازاریابی ارزیابی کرد، به کار روزنامه نگاری دست یافته است. با این همه بی معنا ساختن افسانه ها و روشن کردن فرضیه ها نیز بخشی از وظیفه روزنامه نگار است. در این کار به شرطی موفق خواهد شد که از عکس العمل منفی خواننده نهراسد و دلواپس بی مهری برخی از آنان نشود. روزنامه نگار نمی تواند همیشه نگران شیفتگی خوانندگان نسبت به خود باشد.
مایکل فراین، نویسنده انگلیسی وقتی کتاب (مرد قلعی)را می نوشت، به همین نکته پیروی از افکار عمومی نظر داشت: ((یک رایانه به گونه ای برنامه ریزی شده که می تواند روزنامه ای تهیه کند که مضمون آن، براساس خواست افکار عمومی شکل می گیرد. مردم در تماس با رایانه، سلیقه ها و ترجیح های خود را (این که چه زمانی می خواهند موضوع تمام شود، چه کسی باید چه کسی را بکشد، خبرها چگونه شروع شوند و پایان یابند) به رایانه منتقل می ساختند و این که در ماه چند حادثه سقوط هواپیما باید درج شود، می خواهند در صحنه سقوط هواپیما چه چیزی یافت شود، خبر قتل را چگونه و به چه شکل می خواهند؟ مقتول دختربچه باشد؟ پیرزن باشد؟ زن آبستن باشد؟ یا ... روزنامه، اطلاعات را جمع می آورد و به طور دقیق آنها را در انتشار رعایت می کرد.))
در سراسر دنیا تعداد زیادی نشریه بازاری منتشر می شوند که براساس فرضیه های شخصی پدید آورندگان از سلیقه خوانندگان کار می کنند و بدون هیچ تحقیق واقعی از ذائقه خوانندگان فعالیت می کنند.
موضوع:
در هر منطقه مورد نظر (کشور، شهر، بخش) وضعی و شرایطی وجود دارد که حدود کمیابی یا رواج موضوعی در آن با منطقه دیگر تفاوت دارد. این تفاوت، معیار توجه مردم به یک حادثه یا تحول در یک موضوع در منطقه ای نسبت به منطقه دیگر است، به همین سبب ارزش های خبری بسته به این که کجا روی داده باشد، فرق می کند (ارزش مجاورت).
خبر تیراندازی در یک نشریه محلی دانمارکی بسیار با اهمیت تر از یک روزنامه نیویورکی تلقی می شود. در منطقه اولی تیراندازی یک استثناست. در دومی واقعه ای است که هر روز بارها تکرار می شود. گاهی این تفاوت مربوط به حادثه نیست، بلکه به تحول در حادثه یا شکل رویداد بر می گردد. گاز گرفتن یک انسان به وسیله سگی چندان خبر قابل انتشاری نیست،اما اگر یک سگ گاز گرفتن مردم را تکرار کند و جراحت پدید آورد، آن وقت خبر مهمی است. اهمیت هر یک خبر بخصوص، در واقع تابعی از کمیابی آن است. گاهی همه در جریان زمینه حوادث قرار دارند،اما گاهی باید با تحقیق و پیگیری به دست آید و باید آن را جزیی جدا نشدنی از تحول در خبر دانست و به همین سبب باید در خبر گنجانیده شود.
زمینه خبر از این نظر هم مهم است که از روزنامه نگار در مقابل اتهام منفی بافی، احساساتی شدن و گرایش به خبرهای سیاه دفاع می کند. برای نمونه اگر در جایی زندگی می کنید که مردم به ورود به بیمارستان، زیر مراقبت پزشکی قرار گرفتن و معاینه شدن عادت دارند و کسی در پی محرومیت از خدمات پزشکی بمیرد، این واقعه خبر مهمی است. خبرنگاری که این خبر را گزارش کند، معمولا منفی باف شناخته می شود.
مثبت یا منفی بودن، مشغله ذهنی خبرنگار نیست. به علاوه خود آنان که خبرنگاری را به منفی بودن به سبب گزارش آن خبر متهم می کنند، رغبت خواندن این خبر را خواهند کرد؟ وقتی روزنامه نگاری مراقب این عناصر پایه ای باشد، داوری در مورد قوت و قدرت سازه های خبر تنها با بررسی خبر با خبر مشخص می شود.
به تیترهای زیر توجه کنید:
پیش نویس صلح بوسنی در سازمان ملل
ممنوعیت دولتی واردات خودروهای خارجی
طلاق هنرپیشه معروف
سیاستمدار مخالف دولت خواستار برگزاری کنفرانس مطبوعاتی در مورد عملکرد وزیر بازرگانی شد
سیاستمدار مخالف خواستار مصاحبه مطبوعاتی برای اعلام نامزدی خود در انتخابات آینده شد
سه دختر جوان طی یک هفته در یک شهر کوچک کشته شدند
دولت خواستار حرکت اصولی تر در مبارزه با رستوران های نامناسب شد
کدام یک از این خبرها به نظر یک خواننده مهمتر است؟ کدام یک را باید به عنوان تیتر اول در صفحه اول برگزید؟
پیداست که چنین گزینشی بدون توجه به مخاطب و این که چگونه روزنامه ای منتشر می شود، غیر ممکن خواهد بود. اول فرض کنیم که روزنامه شما یک روزنامه عمومی و پرفروش در شهری بزرگ است. بعد فرض کنید روزنامه ای پیشتاز در روش اقتصادی مثل فاینانشیال تایمز لندن، وال استریت ژورنال نیویورک یا کامرسنت دیلی مسکو است. به نظر می رسد خبر قتل سه دختر در روزنامه عمومی پرفروش و خبر ممنوعیت واردات خودروی خارجی برای روزنامه اقتصادی می تواند تیتر اول شود.
در طی سال ها در یک روزنامه سراسری انگلستان یک خبرنگار که باید چنین گزینشی را هر شب می کرد، برای سهولت در این کار دشوار، سرفصل هایی مرتب کرده بود که به او را این مقایسه و انتخاب دشوار یاری می داد. گرچه این سرفصل ها کمک خوبی بود، اما در چنین دسته بندی و سرفصل سازی هایی به هر حال استثناهایی هم وجود دارد.
این سرفصل ها را از کم اهمیت به مهم بر می شماریم:
رویدادهایی که بر پایه «نقل» و آنچه دیگران می گویند (چه کسی و چه) شکل می گیرد: برخی خبرها در مورد برخورد و عقاید یا نظرهای تازه است. به این دسته خبرها «می گویند» نام داده اند: چیزی اتفاق نمی افتد، تحولی در خبری از لحاظ عملی نیست؛ فقط کسانی چیزی گفته اند.
این خبرهایی است که با فعل های: اخطار کرد، پیشنهاد کرد (نظر داد) یا خواست، ساخته می شوند.
در یک شماره ماه می 1994 از روزنامه مسکو تایمز که روزنامه معتبر انگلیسی زبان روسیه به حساب می آید، یکبار 9 تیتر از 13 تیتر صحفه اول از نوع خبرهای «نقل» بود. آیا می توان فرض کرد در سرزمین وسیع و پر جمعیت روسیه، در یک روز فقط 4 رویداد عملی رخ داده است؟
در مورد این دسته از خبرها، دو نوع دام برای خبرنگار همیشه وجود دارد.
اول این که آنان همیشه فرض می کنند هرچه سیاستمداران بگویند، خبر است. این فرض درست نیست.
روزنامه نگار باید این پند را زیر شیشه میز خود بگذارد که در دنیا فقط سیاستمداران خبر نمی سازد. از قضا معمولا حرف های سیاستمداران را پیش از اعلام می توان حدس زد. این حرف ها وقتی قابل خبر شدن است که خلاف انتظار ما گفته شوند. این که یک سیاستمدار اصلاح گرای لیبرال،دولت را به کندی آهنگ اصلاحات متهم کند خبر نیست،اما وقتی او ائتلاف حزب خود و حزب کمونیست را اعلام می کند، خبر است.
دام دوم توجه به «شبه رویدادی» به نام مصاحبه مطبوعاتی یا مصاحبه جمعی است. مصاحبه مطبوعاتی در نفس خود برخلاف تصور بسیاری از روزنامه نگاران خبر نیست. در این مصاحبه ها در واقع هیچ خبر تازه ای روی نمی دهد و ذره ای دنیا را جا به جا نمی کند،یعنی چیزی بگوید که در مسیر سیاست یا طرح اوست(چون مصاحبه مطبوعاتی دعوتی است؛ نه به تقاضای روزنامه نگار) نکته مهم برای مصاحبه کننده، مضمون یک پیام بخصوص است که او اراده کرده است به گوش مردم برسد.
چیزهایی که برخی می گویند اتفاق خواهد افتاد:
گاهی خبرهایی در مورد خواست ها و تهدیدهای برخی از چهره ها شکل می گیرد. این خط و نشان ها را سیاستمداران بیش از حد عادی به کار می گیرند و برخی روزنامه نگاران تازه کار به آن دامن می زنند.
این روزنامه نگاران هنوز تصور می کنند حضور در جلسه مصاحبه جمعی مطبوعاتی بسیار بیش از جست و جو برای خبرهای واقعی اهمیت دارد. البته اگر دارای این تقوا باشند که بی طرفی را حفظ کنند و آن تهدید یا درخواست را در حد اهمیتی که دارد، کار کنند، بی اشکال خواهد بود.
خبرهایی درباره گفته های مردم از آنچه اکنون روی می دهد یا به زودی اتفاق می افتد:
اینها خبرهایی است که در مورد نتایج تحقیق ها و آن چه مردم در اطراف خود می بینند و روزنامه را با خبر می کنند، نوشته می شود. معمولا از میان این آگاهی ها،خبرهایی واقعی و مهم یافت می شوند.
خبرهایی در مورد آنچه روی داده است:
این دسته از خبرها، به تحول ها، رویدادها، حوادث، فجایع، بلایا، محاکمه ها و رویدادهای جدی، واقعی و جالب دیگر برمی گردد، بنابراین در این گروه، مهمترین و جذاب ترین خبرهای روزنامه جای می گیرد.
نتیجه این که:
خبرهایی که مردم نسبت به آنها حساسیت نشان می دهند، مهمتر هستند و توجه به بازخورد خوانندگان مهمترین معیار اهمیت سازه های خبر است.
هرقدر در مورد یک خبر منتشر شده، مردم بیشتری با شما تماس بگیرند و ابراز نظر کنند، آن خبر سازه های محکمتری داشته است. اگر خبری موجب واکنشی فراگیر در جامعه شود یا به تصمیمی، تصویب قانونی، بخشنامه ای یا تحولی بینجامد، توفیق قاطعی داشته است.
هر قدر تاثیر انتشار یک خبر، پایدارتر و ماندگارتر باشد،خبر موفق تر بوده است:
گاهی تهیه و انتشار برخی از خبرها، بیش از یکی دو روز مردم را تحت تاثیر می گیرد و جریانی ماندگار در جامعه پدید می آورد. هرچه این ماندگاری دامنه گسترده تری داشته باشد، خبر موفق تر بوده است.
خبر و گزارش:
مسیحیان قرون وسطی عقیده داشتند کسانی که به دلیل گناهان این جهانی به جهنم می روند، باید شکنجه پایان ناپذیر سرما و گرمای بسیار شدید را تحمل کنند... ظاهرا گناهکاران همواره این امید بیهوده را در دل می پرورانند که میان دو مجازات، شاید زمانی را در هوای معتدل میان سرما و گرما بگذرانند.
وقتی خبر و گزارش و تقابل این دو مطرح می شود، روزنامه نگاران به این دغدغه دچار می شوند که حد و خط جدایی این دو کجاست و آیا منطقه مشترک (معتدل) میان این دو وجود دارد یا نه؟ تصور این است که خبر یا گزارش خبری، نوشتاری خشک، بدون جاذبه و دور از امکان هنرنمایی نوشتاری است. حال آن که باید گزارش را شوخ و شنگ، با آب و رنگ و خواندنی از کار درآورد و در آن، قیدی دست و پای روزنامه نگار را نمی بندد. تصور می کنند خبرنگار شخصی بسیار جدی است که با دشواری پاره های اطلاعات را گرد می آورد،اما گزارشگر کسی است که اینجا و آنجا می گردد. جمله ها و نکته های زیبا و جذاب پیدا می کند و اغلب از دردسر جست و جو برای یافتن نکته ها آزاد است، اما باید دانست:
اول: با هیچ خط مشخصی نمی توان گزارش را از خبر جدا کرد. روشن است که این دو در عمل تفاوت هایی با هم دارند. میان خبر کشته شدن 268 نفر در یک آتش سوزی مهیب و گزارش(چگونه باغچه مقابل خانه را زیباتر کنیم) تفاوت زیادی وجود دارد.
اولی یک خبر حادثه ای است و دومی گزارشی سبک، اما انصاف این که خبر و گزارش ـ مثل آتش و زمهریر ـ هرگز چنین تفاوت اغراق آمیزی ندارند و در فاصله میان این دو نمونه های بی شماری نزدیک به دو سمت و سو می توان یافت.
دوم: خبر و گزارش در کجا به هم می پیوندند؟ کجاست که خبر به گزارش تبدیل می شود؟ حجم خبر و گزارش را چگونه باید تعیین کرد؟ این دو به چه میزان باید از پیام و نکته و اطلاعات بهره گیرند؟ این دو از نظر پردازش به زمینه هایی چون شیوه های زندگی، روابط و مردم تا کجاها می توانند پیش روند و چه محدودیت هایی دارند؟
در پاسخ به این سوال که گزارش چیست؟ اگرچه تعاریف متنوع وحتی طنزآمیزی چون گزارش نمی تواند شامل رویدادهای خیلی جدی باشد، وجود دارد. این تعریف ها چندان ما را به عمق نمی برد، همچنین به این کار نمی آید که میان خبر و گزارش خط دقیقی کشیده شود و گاه اندکی گمراه کننده هستند و به موضوع و شیوه های برخورد با موضوع هم بستگی دارند.
امتیاز ظاهری میان خبر و گزارش هم اعتباری است، هم مشروط و هم غیر دقیق.
سوم: خبر و گزارش هر دو مخابره کردنی هستند و کاری در حوزه روزنامه نگاری به حساب می آیند که هر یک به دیگری سایه ها و نیم سایه هایی می اندازند. آنچه تصور می شود در کوشش برای تدارک خبرهای جدی قراردادی باشد، چیزی غیر از درگیری با اطلاعات نو نیست. بعضی به درد صفحه های خبری روزنامه می خورند، برخی هم به این درد نمی خورند. در هرحال شیوه برخورد با متن خبر جدی، شیوه ای در میان شیوه های دیگر است.
چهارم: باید در نظر داشت که شیوه های برخورد و تدارک خبر به طور سنتی با شیوه های تدارک و برخورد با گزارش، زمینه های مشابه و مشترک فراوان دارند. این شباهت ها و اشتراک ها بیشتر به موضوع (سوژه) و شیوه ارتباط می یابد. بیشتر صفحه های خبری روزنامه ها بخصوص از ماجراها و درون مایه های قصه مانند تاثیر می گیرند. همچنین بیشتر صفحه های گزارشی بیشتر از آن که دارای نوشته های فاضلانه و متن های انشا محورانه باشد،از تحقیق، جست و جو و معیارهای تدارک خبر مایه می گیرند.
خلاصه این که خط روشن و واضحی میان خبر وگزارش نمی توان کشید. بهتر آن است که هر دو را دو وجه از کار اطلاع رسانی به حساب آوریم.
*با ادای احترام به تمامی اساتید،کارشناسان و صاحبنظران ارتباطات در تدوین مطالب فوق بیشتر از منابع ذیل استفاده شده است:
1 _ بدیعی،نعیم و حسین قندی_ روزنامه نگاری نوین _ تهران _ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی _ 1378
2 _ معتمدنژاد، کاظم با همکاری دکتر ابوالقاسم منصفی _ روزنامه نگاری _ تهران انتشارات مرکز نشر سپهر _ 1382
3 _ جزوه های آموزشی خبرگزاری ایسنا