جشن هولی، پلیس هندوستان،پلیس ایران!!
جشن هولی، پلیس هندوستان،پلیس ایران!!
امان الله تمنده رو
امروز هشتم مارس در هندوستان به مناسبت "هولی "تعطیل رسمی است.به همین مناسبت در سراسر هند مراسم جشن و رنگ پاشی برقرار است .در مطلب ذیل ضمن اشاره به فلسفه هولی ،گذری نیز می کنم به ماجرایی که امروز اتفاق افتاد و خواندن آن شاید برای دوستان خالی از لطف نباشد.
هولي (جشن رنگ ) يكي از جشنها ي سنتي مردم هند است كه در آغاز فصل بهار براساس تقويم هندي برگزار مي شود. درجشن هولي كه ريشه در باورهاي اساطيري هندوها دارد ،مردم هند از كوچك و بزرگ در مراسم جشن رنگ شركت مي كنند. معنی کلمه ی هولي در زبان هندی، "سوختن" است و در اصل جشن هولی دلالت بر پيروزی خوبی بر بدی دارد و در اکثر مناطق هند، در دو روز و با نام های "هولی" و "دولتی" یا به زبانی ساده تر، "هولی کوچک" و "هولی بزرگ" برگزار می شود که معمولا پس از انجام عبادت و گذاشتن نشان بر مجسمه ی کریشنا و رادا، مردم با پودرهای رنگی یا بالن های پر از مایعات رنگی که به "گولال" و "آبیر" معروفند، به هم رنگ می پاشند. درحقیقت این جشنواره را می توان جشنواره ی تابناک و درخشان نامید، چرا که رنگهای روشن ومتنوعي در آن استفاده می شود٬ هندي ها معتقدند رنگهای روشن زندگی بخش، نیروزا و نشاط آوراست. بنابر برخی از روایات این جشن درابتدا به خاطر حاصلخیزی زمین برگزار می شده است، از طرف دیگر اين جشن به يمن عشق فناناپذیر کریشنا و رادا هم برپا مي شده علاوه برپاشیدن رنگ و آب به همديگر ، جشن هولی شامل رقص و آوازنيز می باشد و آتش بازی های بزرگ در هر کوچه و خیابانی برگزار می شود با اين باور كه آتش فضا را از وجود روح های شیطانی پاک می کند و نشانی بر سوزاندن "هولیکا"ی شریر و نابکار(دشمن کریشنا و رادا) بوده است ونام هولی برگرفته از این رسم است. از صبح هولی مردم به رقص و شادي و آوازخوانی مشغولند و هرچه به سمت ظهر پیش می رود، مردم به سمت رودخانه ها و برکه ها و اماکن تفریحی رفته ٬ دور هم جمع می شوند و عصر آن روز غذاها و شیرینی های مخصوص را که از قبل آماده کرده اند، می خورند و هرچه به شب نزدیک می شود،سکوت همه جا را فرا می گیرد. جشن هولی در شهرهای "ماتورا" و "ورینداوان ناندگایون" و "برستار" به صورت مذهبی تری برگزار می شود، چرا که این شهرها منزلگاه کریشنا بوده اند. رنگ، سروصدا ٬رقص ٬آواز و پذیرایی هولی یک معنا را می رسانند: همراهی ، اتحاد ، برابری و شادي! هیچ جشن دیگری را نمی توان یافت که درس دینی و مذهبی را همراه هماهنگی اجتماعی چنین ساده بیاموزد. در ايام اين جشن كه به مدت دو روز برگزار مي شود ، سراسر هند تعطيل رسمي است. واما امروز صبح که بخاطر تعطیلی دو روزه دانشگاه در خانه نشسته بودم صدای درآمد.پشت در کسی نبود جز "گریش" پلیس معروف کنترل دانشجویان خارجی علیگر.اوبه محض دیدن من پودرهای رنگی که از قبل آماده کرده بود را پاشید روی سر و صورت من و با تعجب و شوک من گفت:" هولی هه ،هولی!" بعد هم کمی رنگ داد به من که به صورت او بپاشم بعد هم مرا در آغوش گرفت و رفت سراغ دیگر همسایه ایرانی ما و او را هم رنگ پاشی کرد و لحظاتی بعد رفت دنبال کارش.شاید این کار اوعادی به نظر برسد اما اگر بدانید پلیس مهاجرت هند چه پلیس سخت گیری است از این رفتار دوستانه پلیس بیشتر تعجب می کنید .بطور مثال چند هفته پیش مجوز اقامت یکی از دوستان ایرانی به پایان رسیده بود و او با هزار التماس و پا درمیانی دیگر دوستان ایرانی حاضر به تمدید اقامت او نشد اما هیچ گونه بی احترامی نیز به او نکرد.البته اگر واقع بینانه تر به رفتار پلیس نگاه کنیم این عمل او بخشی از وظیفه کنترل نامحسوس اتباع خارجی بخصوص ایرانیهای مقیم هند است که هر از چند گاهی انجام می دهد.به لطف هنر نمایی های قبلی !!هموطنان ایرانی مان در هند ،پلیس این کشور چندان روی خوشی به ایرانیها نشان نمی دهد خصوصا پس از انفجار سه هفته پیش خودروی حامل دیپلمات اسرائیلی در دهلی که متاسفانه رد پای یک ایرانی که شاید می خواسته به روابط خوب سیاسی ایران و هند لطمه بزند در این انفجار کشف شده بود و روزنامه های معروف انگلیسی زبان "هندو" و "د تایمز آو ایندیا" در گزارشهایی مفصل به آن اشاره کرده و آنرا به انفجارهای همزمان در بانکوک که چند ایرانی عامل آن بودند و خنثی سازی عملیات مشابه در تفلیس ربط داده بودند. در روز پس از انفجار دهلی نیز پلیس به طور نامحسوس و به بهانه صرف چای یا احوالپرسی به منزل بعضی ایرانیها سر زده و از بودن و نبودن و ارتباطاتشان تحقیق کرده بود.شاید تبریک هولی هم نوعی کنترل باشد اما چگونگی آن مهم است و اینکه به گونه ای رفتار کند که هم وظیفه معمولش را انجام داده باشد و هم باعث تشویش دانشجویان خارجی مقیم شهرشان نشود و هم به نوعی فرهنگ محبت، شادی وطبیعت دوستی هندی ها را نشان خارجی ها بدهد و اینگونه کشورشان را همه ساله پذیرای صدها هزار گردشگر خارجی کند که اگر همه چاه های نفت و گاز نداشته شان ! را پلمپ و بالیوودشان را تحریم کنند باز هم مشکل اقتصادی پیدا نکرده و بتوانند کشورشان را تنها با درآمد چند ده میلیاردی توریسم و تولیدات مرغوب داخلی شان بخوبی اداره کنند. در باب درس گرفتن از رفتار پلیس از این واقعه باید یادآوری کنم که احتمالا آنها برای اینگونه رفتار آموزش دیده اند و طوری عمل می کنند که کمترین ناراحتی را برای شهروندان خارجی ایجاد کنند. بد نیست جهت انتقاد نگاهی هم به یکی از رفتارهای نه چندان جالب پلیس خودمان بیاندازیم.در جریان اخراج اتباع افغانی از کشورمان که مدت اقامتشان به پایان رسیده بود یادم می آید که پلیس با رفتاری بسیار خشن افغانیها را از سطح شهرهای سیستان و بلوچستان جمع می کرد و در بسیاری مواقع با هجوم یگان ویژه به منازلشان با یا بدون وجود مرد در خانه ، آنها و خانواده هایشان را سوار بر کامیون کمپرسی کرده و لب مرز تخلیه می کردند .این عمل غیر حرفه ای پلیس ما باعث ناخشنودی بسیاری از مردم و مسوولان کشور همسایه و مسلمان افغانستان شده بود و بسیاری از زحمات و هزینه های نگه داری مهاجران افغان را که در صورت بازگشت محترمانه می توانستند مبلغ کشورما شده و با حضور نیروهای آمریکایی در این کشوردر جهت منافع ملی ما عمل کنند بر باد داد.حال اینکه ممکن است با وضع موجود و بدلیل رفتار نامناسب برخی افراد غیرمسوول به طور معکوس عمل کنند.. این در حالی است که مردم و مسوولان کشورمان به دلیل حسن همجواری و اخوت اسلامی در طی سه دهه اشغال و جنگ داخلی در افغانستان پذیرای میلیونها مهاجر افغان بود و برخلاف دیگر کشورها که پناهندگان جنگی را در کمپ ها و خارج از شهرها نگهداری می کنند ،افغانهای مهاجر را مانند شهروندان خود در شهرها پذیرایی کرده و با آنان همانند شهروندان خود رفتار کرده بودند وحتی آموزش رایگان و استفاده از اقلام یارانه ای همانند نان،سوخت و ..را همچون شهروندان ایرانی برای آنان فراهم کرده بودند. ذکر این ماجرا فقط یادآوری این نکته بود که رفتار آموزش دیده و حرفه ای پلیس یا مسوولان یک کشور چقدر می تواند در نگاه مردم دیگر کشورها به آن کشورو ملت تاثیر داشته باشد .البته قصدی در تخریب عملکرد شایسته و از خود گذشتگی های پلیس کشورمان نیست و نیروهای جان برکف انتظامی و امنیتی کشور همواره در جهت تامین امنیت و حراست از مرزهای سرزمین عزیزمان ایران تلاش کرده اند اما باید بدانیم که نقد همیشه ما را اصلاح کرده و به بهبود عملکردمان کمک می کند واگر کسی ضعفایمان را یادآوری نکند ممکن است هیچگاه نتوانیم به عیوب و کاستی هایمان پی ببریم.