چرا سياسيون ايراني روزنامه‌نگار مي‌شوند؟

در سالهاي اخير اين افراد براي حفظ قدرت اقدام به نشر افكار خود در قالب روزنامه، هفته‌نامه و ...
 نرگس رضايي ، ماهنامه مدیریت ارتباطات: مروري بر مالكيت رسانه ها نشان مي دهد درصد قابل توجهي از آنها وابسته به سياسيون در طيف هاي مختلف بوده و در سالهاي اخير گرايش شخصيت هاي سياسي به داشتن رسانه افزايش يافته است. به گونه اي كه صاحبننظران در حوزه ارتباطات از اين روند تحت عنوان آخرين راهكار براي پيشبرد اهداف نام برده و تحليل هايي كه در اين ارتباط به عمل مي آورند بر اين باورند شخصيت هاي سياسي براي تسويه حساب هاي سياسي و انعكاس فعاليت هاي حزبي خود بيش از هر دوره اي در تاريخ ورود رسانه به كشور به اين ابزار اطلاع رساني روي آورده اند و امروزه كمتر شخصيت سياسي در كشور را مي توان يافت كه صاحب رسانه نباشد.

آنها البته عوامل مختلفي را در اين امر دخيل مي دانند كه ارتباط مستقيم با جو حاكم بر جامعه دارد. اكثريت قريب به اتفاق كارشناسان عرصه رسانه در جمع بندي علل و عوامل علاقمندي سياسيون كشور به داشتن رسانه بحث محدوديت ها و خلاء در جريان افكار و عقايد را مطرح مي كنند و چنين استدلال مي كنند كه مجموعه اين محدوديت ها موجب گرايش شخصيت هاي سياسي به داشتن رسانه است.

آنها در اولين استدلال بحث فقدان احزاب قوي در كشور را پيش مي كشند و معتقدند با توجه به اين مسئله سياسيون يك گزينه براي فعاليت را از دست مي دهند و متعاقب آن راديو و تلويزيون نيز در كشور ملي بوده و عدم وجود راديو تلويزيون خصوصي باعث گرايش اين افراد به رسانه هاي مكتوب مي شود. حال اين رسانه مكتوب مي تواند روزنامه باشد يا هفته نامه. از نقطه نظر كارشناسان و فعالان در حوزه رسانه هاي مكتوب، داشتن رسانه مكتوب تنها گزينه شخصيت هاي سياسي بوده و بر اين اساس آنها براي انعكاس فعاليت هاي خود ناگزير از داشتن رسانه هستند و رسانه براي آنها به عنوان يك قدرت فائقه محسوب مي شود كه هم مي تواند باعث كسب قدرت شود و نيز موجبات حفظ و استمرار آن را فراهم آورد. هر چند دامنه و ابعاد تاثيرگذاري رسانه بسته به نوع آن فرق مي كند اما در نهايت بخش قابل توجهي از اهداف ترسيم شده را برآورده مي كند و به عنوان يك اهرم در اختيار سياسيون قرار مي گيرد. اهرمي كه البته به مهندسي افكار عمومي نيز مي پردازد.

با اين حال موضوع خلاء ها و محدوديت ها تمام دلايل علاقمندي سياسيون به داشتن رسانه نبوده و فعالان در عرصه مطبوعات عللي را مطرح مي كنند كه به سابقه ورود مطبوعات به كشور مربوط مي شود. ديدگاهي كه اغلب اساتيد روزنامه نگاري بر آن تاكيد دارند.

رسانه در ايران همواره جهت گيري سياسي داشته است

فعالان در بخش اجرايي مطبوعات رويكرد شخصيت هاي سياسي به داشتن رسانه را از ابعاد و زواياي مختلف مورد تجزيه و تحليل قرار داده و در يك جمع بندي كلي آن را ناشي از برخي خلاء ها و محدوديت ها در جريان آزاد انتقال افكار از ابزار مختلف وسايل ارتباط جمعي مي دانند. به گونه اي كه از نقطه نظر آنها عدم وجود احزاب قوي و راديو و تلويزيون خصوصي در كشور يكي از مهمترين علل گرايش دست اندركاران حوزه سياست به رسانه مكتوب بوده و در سالهاي اخير اين افراد براي حفظ قدرت و يا افزايش آن اقدام به نشر افكار خود در قالب روزنامه، هفته نامه و يا ماهنامه كرده اند. علي اصغر محكي، مدير مسئول و سردبیر روزنامه همشهري يكي از اين افراد است كه چنين ديدگاهي دارد و البته پيشينه ورود رسانه به كشور را در اين ارتباط بي تاثير نمي داند.

او با تاكيد بر اين نكته كه رسانه يك قدرت به حساب مي آيد مي گويد: يك برداشت و نگاه از رسانه اين است كه ابزار كسب قدرت و وسيله حفظ قدرت بوده و اگر كسي مي خواهد در نظام سياسي به قدرت دست يابد و يا اگر در قدرت است و مي خواهد آن را حفظ كند يكي از راههايي كه او را به اين اهداف مي رساند و زمينه هاي كسب قدرت و استمرار آن را فراهم مي آورد داشتن رسانه است و رسانه يكي از اولين مواردي است كه دست اندركاران در حوزه سياست آن را براي پيشبرد اهداف خود به كار گرفته و مورد استفاده قرار مي دهند كه در ايران اين رسانه در قالب مكتوب بوده و بصورت روزنامه ، هفته نامه و يا ماهنامه منتشر مي شود.

محكي مي افزايد: داشتن رسانه به چند دليل در ايران رواج بيشتري دارد كه يكي از مهمترين آنها عدم وجود احزاب قوي در كشور است كه اين خلاء باعث مي شود سياستمداران فعاليت حزبي خود را از طريق رسانه دنبال كنند و توقع آنها هم همين است كه فعاليت هايشان را از اين طريق پيگيري كنند.

سردبير روزنامه همشهري دليل دوم را مربوط به سابقه شكل گيري مطبوعات در كشور دانسته و مي گويد: دليل ديگر گرايش سياستمداران به داشتن رسانه به سابقه شكل گيري و فعاليت مطبوعات در ايران بر مي گردد كه در دوره هاي طولاني كاركرد مطبوعات بيش از آنچه اجتماعي فرهنگي باشد جهت گيري سياسي داشته و همواره روزنامه را به عنوان محلي مي شناختند براي تسويه حساب هاي سياسي و يا پپيشبرد اهداف سياسي كه اين موضوع در نگاه امروز سياستمداران به رسانه همچنان وجود دارد.

در این بین موضوعي كه بسياري از اساتيد روزنامه نگاري بر آن صحه گذاشته و با استناد به برخي مصاديق چنين ادله مي آورند كه كاركرد سياسي مطبوعات در كشور همواره پررنگ تر از كاركرد اجتماعي آنها بوده و مطبوعات بيشتر به درج مباحث سياسي مي پرداختند و اين روند تا سالهاي متمادي ادامه داشت.

با اين حال اين تمام داستان نبوده و محكي موارد ديگري را مطرح مي كند كه گوياي محدوديت در نوع وسايل ارتباط جمعي است. او مي گويد: فقدان راديو و تلويزيون خصوصي در كشور يكي ديگر از دلايل گرايش سياستمداران به داشتن رسانه در قالب مكتوب است.

او تاكيد مي كند: چون در كشور راديو و تلويزيون خصوصي نداريم در نتيجه مطبوعات به عنوان وسيله انتقال پيام در اختيار افراد قرار مي گيرد كه بخشي از دولت مستقر نيستند و نمي توانند از امكانات راديو و تلويزيون در جهت ترويج ديدگاههاي خود استفاده كنند. بنابراين در چنين شرايطي رسانه هاي مكتوب به عنوان تنهاترين گزينه مطرح بوده و امروزه اگر مي بينيم سياستمداران ما در طيف هاي مختلف جناحي از رسانه هاي مكتوب براي پيشبرد اهداف خود استفاده مي كنند به اين خاطر است كه راديو و تلويزيون در كشور خصوصي نيست.

مدير مسئول روزنامه همشهري دليل ديگر را مرتبط با ماهيت رسانه هاي مكتوب دانسته و معتقد است: دليل ديگر به ماهيت رسانه اي به اسم روزنامه و مجله بر مي گردد كه قابليت انتشار و انعكاس تفكرات سياسي و انديشه هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي سنگين را بيشتر از رسانه هاي تصويري دارد چرا كه ماهيت رسانه هاي تصويري بيشتر تفريح و سرگرمي است. اما رسانه هاي مكتوب و بويژه مطبوعات از سوي نخبگان و گروههاي مرجع به عنوان ابزاري مناسب براي نشر ايده ها محسوب شده و سياستمداران براي انعكاس افكار خود از اين ابزار اطلاع رساني استفاده مي كنند.

از نقطه نظر محكي تا زماني كه در كشور احزاب بصورت نهادينه نمي توانند فعاليت سياسي سالم و رقابت درستي داشته باشند مطبوعات به عنوان جايگزين كاركرد سياسي حزبي داشته و ممكن است مورد استفاده كساني قرار بگيرد كه بيش از آنچه روزنامه نگار باشند سياستمدارند. موضوعي كه برخي ديگر از روزنامه نگاران در اين مورد با اين مدير اجرايي متفق القول بوده و بر اين باورند محدوديت ها و خلائ ها در ابزار انتقال پيام عامل اصلي گرايش دست اندر كاران حوزه سياست در ايران به داشتن رسانه است.

فقدان تريبون هايي براي انعكاس فعاليت ها

به موازات صحبت هاي مدير مسئول روزنامه همشهري فريدون صديقي، روزنامه نگار و مدرس دانشگاه مواردي را مطرح مي كند كه نشان مي دهد رسانه در فضاي كنوني براي شخصيت هاي سياسي به مثابه يك قدرت فائقه بوده و با توجه به ظرفيت هايي كه در ابعاد گسترده براي جريان افكار و عقايد بوجود مي آورد مورد توجه آنها قرار مي گيرد. هر چند اين ظرفيت ها نسبت به ديگر كشورها متفاوت بوده و بسته به كاركرد رسانه گسترش و يا كاهش مي يابد اما در نهايت كارآمدترين ابزار براي پيشبرد اهداف محسوب شده و به عنوان اهرمي در اختيار سياستمداران قرار مي گيرد.



او در مورد اين علل مي گويد: چند عامل باعث علاقمندي اهل سياست به داشتن رسانه مي شود كه يكي از مهمترين آنها تبديل رسانه به قدرت است. از اين لحاظ كه در فضاي كنوني و جامعه جهاني رسانه به مثابه قدرت فائقه عمل مي كند و بر اين اساس سياستمدار بر اين باور است كه داشتن يك رسانه چه روزنامه ، هفته نامه و يا ماهنامه فرصت و ظرفيتي را براي تبيين و تبليغ ديدگاههاي او فراهم مي آورد و او با استفاده از اين ظرفيت مي تواند به جريان افكار و عقايد خود بپردازد.

صديقي در توضيح عامل دوم كه از نقطه نظر او مقدم بر عامل است مي افزايد: عامل دوم نبود تريبون هايي براي فعالان عرصه سياست است كه از طريق آن بتوانند ديدگاهها و نقطه نظرات خود را به مخاطبان و جامعه برسانند و اساسي ترين علت گرايش سياستمداران در كشور به داشتن رسانه همين عامل مي تواند باشد كه به عنوان يك محدوديت محسوب مي شود و در چنين شرايطي رسانه مكتوب جايگزين تريبون شده و به عنوان يك تريبون عمل مي كند. موضوعي كه اكثريت قريب به اتفاق دست اندر كاران حوزه مطبوعات در مورد آن متفق القول بوده و نبود احزاب مقتدر و راديو تلويزيون خصوصي را از مهمترين علل گرايش اهالي سياست به داشتن رسانه بر مي شمارند.

بنابراين از نقطه نظر اين مدرس دانشگاه سياستمداران با داشتن يك رسانه دو هدف نهايي را مورد توجه قرار مي دهند تبديل شدن به يك قدرت سياسي و تبديل شدن به يك قدرت اقتصادي و قدرتي كه بتواند با افكار عمومي در ارتباط گسترده باشد ارتباطي كه براي متاثر كردن جامعه مخاطب و ديدگاههاي خودش باشد به گونه اي كه در اين فرايند اهداف ترسيم شده بر تاثير و تاثر محقق شود.

صديقي سومين علت علاقمندي سياستمداران به داشتن رسانه را مهندسي افكار عمومي مي داند و معتقد است: سياستمداران به اين دليل مي خواهند رسانه داشته باشند و رسانه دارند كه مي خواهند به مهندسي افكار عمومي براي نيل به اهداف اشاره شده داشته باشند و مي توان گفت مهندسي افكار عمومي از مهمترين انگيزه هاي سياستمداران به نشر پيام از طريق رسانه هاي شخصي است.

اينكه اين افراد تا چه حد به اهداف مورد نظر خود رسيده اند و تا چه توانسته اند از ظرفيت رسانه براي نشر ديدگاههاي خود استفاده كنند صديقي پاسخي را عنوان مي كند كه جالب توجه است. او مي گويد: سياسيوني كه رسانه دارند و از اين ابزار براي ترويج افكار خود استفاده مي كنند به زعم خودشان به اهداف مورد نظر رسيده اند و استمرار نشريات اهل سياست اعم از روزنامه، ماهنامه ، سايت و يا خبرگزاري گوياي آن است كه آنها به اهداف خود رسيده اند و گرنه ضرورتي براي استمرار نشر آن وجود ندارد.