گزارش و ویژگیهای آن
گزارش و ویژگیهای آن
گزارش ( Report ) چگونه نوشتهای است ؟
خبر، گزارشی عینی از واقعیتهاست كه دارای یك یا چند ارزش خبری است و احتمالا تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شكل می گیرد.
با آن كه تعریف بالا آخرین و جامعترین تعریف خبر به شمار میآید، در عین حال در آن یك كمبود یا نقص مهم میتوان یافت. در این تعریف نقش، كاركرد و جایگاه خبرنگار نادیده فرض شده است. در این تعریف، گویا خبر را دستگاهی تهیه میكند كه نه میتواند و نه باید در روند تهیه و تدوین آن اثری بگذارد. در تعریف قدیمیتر خبر كه، خبر اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل افكار عمومی است، همچنین چنان كه برمیآید نقشی برای خبرنگار شناخته نشده است. حال آن كه خبر، مصاحبه و گزارش را روزنامه نگار و خبرنگار تهیه و تدوین میكند و از آن جا كه او انسان (یعنی مجموعه بسیار پیچیدهای از اندیشه و احساس و تحول پذیری و …) است، محصول كار روزنامه نگار به هر روی از ویژگیهای شخصیتی او بیتاثیر نمیماند .
اگر این ملاحظه را در نظر بگیریم، تعریف خبر چنین خواهد شد:
خبر روایتی یا برداشتی عینی از واقعیتهاست كه دارای یك یا چند ارزش خبری باشد و احتمالا تحت تاثیر عوامل درون سازمانی و برون سازمانی شكل گرفته باشد.
از آن جا كه گزارش (مثل مصاحبه) شكلی از خبر و نوشتار (در رسانههای مكتوب) به شمار میرود، ناچار باید تعریف خبر نیز در مورد آن قابل تعمیم باشد.
در این حال تعریف گزارش چنین خواهد شد:
گزارش روایت یا برداشت خبرنگار است از فراگرد میان دو سوی ارتباط، به منظور دستیابی به واقعیتی كه دارای یك یا چندارزش خبری باشد،این روایت ضمن آن كه تحت تاثیر یژگیهای دوسویه فرا گرد ارتباطی است، احتمالا از عوامل درون سازمانی و برون سازمانی تاثیر میپذیرد.
با این تعریف،گزارش دارای خصوصیات زیر خواهد بود:
* گزارش باید عینی باشد، یعنی كه از تخیل و به كارگیری خلاقیتهای نویسندگی كه گزارش را از اصل و عینیت لازم دور نگه دارد باید پرهیز كرد، مگر در گزارش توصیفی كه خواهد آمد.
**گزارش برداشت و روایت خبرنگار از یك رویداد، تحول، واقعیت یا شخص است. این خاصیت دو جنبه دارد. اول این كه گزارشگر بنا بر عناصر شخصیتی خود چون تحصیل، گذشته، آرزوها، تجربه و … آن تحول، رویداد، تحول یا شخص را روایت میكند،بنابراین از یك رویداد واحد، تحول واحد، واقعیت واحد یا شخص واحد، هر گزارشگر روایتی ویژه خواهد داشت. دوم این كه با این وجود ( چنان كه خواهد آمد ) این برداشت و روایت نمیتواند از اصول خبرنویسی و گزارشگری به دور بماند.
*** گزارش، بیانی از فرا گرد دو سوی ارتباط است. یك سو خبرنگار و سرانجام رسانه مربوط به اوست و یك سوی دیگر، رویداد، تحول و … است كه خبرنگار از آن گزارش تهیه میكند.
**** گزارش باید دارای یك یا چند ارزش خبری باشد، مانند خبر. گزارشی كه دارای ارزشهایی چون فراگیری، شهرت، شگفتی، عدد و رقم، حادثه و … نباشد، دارای جذابیت نیست و نمیتواند توجه مخاطب را برانگیزد. توجه به همین اصل است كه گزارش را از سلیقه صرف گزارشگر مصون نگاه میدارد. جمع میان دو الزام عینیت داشتن و دارای ارزش یا ارزشهای خبری بودن، گزارش را از اتكای كامل به سلیقه و سبك گزارشگر مصون نگاه میدارد، ضمن آن كه حتی با جمع این شرطها همچنان خبرنگار به عنوان یك صافی زنده و دارای نظر، برنتیجه گزارش تاثیر جبری خواهد داشت.
***** عوامل درون گروهی و بیرون گروهی بر چگونگی گزارش تاثیر میگذارد.
عوامل درون گروهی مجموعهای از سلیقه و نظر گزارشگر، روش و خط مشی رسانه و خواست مدیران و مسوولان یك رسانه است. عوامل بیرون گروهی تاثیر گذار، خواست مخاطبان ارزیابی شدهاند،اما بیرون از حدود تعریف، گزارش به عنوان یكی از هنرهای مهم كار روزنامه نگاری ( چون مصاحبه) در طراوت و زنده جلوه كردن یك رسانه نقش با اهمیتی دارد. رسانه بدون گزارش و مصاحبه، مجموعهای از مقالهها، تفسیرها، نظرها و نوشتارهای دیگر است كه به سبب نداشتن ارتباط با زمینههای عینی جامعه، بیروح و بیاثر جلوه خواهد كرد، از اینروست که دکتر فرقانی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و روزنامه نگار برجسته کشورمان از گزارش به عنوان (چشم عقاب روزنامه نگاری) یاد کرده است.
اهمیت گزارش
گزارش در هر نوع آن با هر حجم و در هر رشته از كارهای رسانهای بیش و پیش از هر ویژگی دیگر روایت یک قصه یا ماجراست، مثل قصه و داستان كوتاه با این تفاوت بزرگ كه عناصر، حوادث، ربطها و اشخاص آن، همه از زندگی بیرونی و واقعی برآمدهاند،اما واقعیت و عینیت داشتن تنها ویژگی گزارش رسانهای نیست.گزارش باید یا آگاهیرسان باشد (مخاطب دریابد اگر از آن بیخبر بماند، چیزی را از دست میدهد)یا غیرعادی و غیرمنتظره باشد (كه مخاطب از كشف آن احساس بیش دانستن كند) یا سرگرم كننده باشد (كه مخاطب را بدون آن كه بداند تا پایان بكشد) یا حتی حسی، عاطفهای، نكتهای و جلوهای انسانی را در مخاطب برانگیزد كه موجب پیدایش دید یا احساسی در او شود.
گزارشگر میداند یا باید بداند كه جامعه او (عرصه فعالیت رسانهای) چه ویژگیهایی دارد و مخاطب او كه برای او گزارش تهیه میكند، دارای چه ذائقهای است.این رابطه اساس فعالیتهای رسانهای و از جمله گزارشگری است.
مخاطب با روزنامهنگار قراردادی نانوشته دارد. مضمون این قرارداد فرضی چنین است:
من (مخاطب)، به تو (گزارشگر) اعتماد دارم ـ به این دلیل كه مخاطب رسانه تو هستم ـ از جانب من، در جامعهای كه متعلق به همه ماست جستوجو كن و با صداقت، امانت، سرعت و دقت، پدیدهها را برای من روشنكن.
بر اساس چنین قراردادی، روزنامهنگار از سوی مخاطب سمت نمایندگی دارد تا از جانب او با نگاه او و به نمایندگی او در جامعه جستوجو كند و جالبترین نكتهها را برای او فراهم آورد. این یعنی برخورداری از اعتمادی گسترده كه فقط بار مسوولیت روزنامهنگار و گزارشگر را سنگین میكند و تداوم این اعتماد بستگی به كاركرد گزارشگر دارد.در گزارش از آنجا كه نسبت به خبر امكان و فرصت بیشتری برای توضیح و تشریح اطلاعات، تحولها، آمار، نقلها و وصفها وجود دارد، ارتباط میان مخاطب و روزنامه نگار صمیمیتر، عاطفیتر و نزدیکتر شكل میگیرد. به همین سبب برای روزنامهنگار و رسانه از این مسیر امكان گستردهترین ارتباط با مخاطب وجود دارد. تعمیق و معنیدادن به این ارتباط از كاركردهای گزارش به شمار میآید.
وقتی این زمینه ارتباط و اعتماد مهیا باشد،رسانه میتواند و باید مفاهیم و آموزههای سازنده را به مخاطبان ابلاغ كند. گزارشگر در جامعهای كه نیاز به كار دارد، نیاز به گسترش تولید دارد، نیاز به مبارزه با مفاسد دارد، نیاز به تامین زیر ساختهای اساسی سیاسی دارد. نیاز به تامین سلامت محیط زیست دارد و غیره، از طریق تهیه و انتشار گزارشهای اندیشیده شده میتواند در تامین این نیازها تاثیر بگذارد. همین جا باید افزود كه رسانهها هرگز به خودی خود، تنها و بدون عزم جمعی و ملی به جایی نخواهد رسید.
اهمیت گزارش چنانكه آمد به دلیل لحن و شكلی كه دارد، پدید آوردن محیط ارتباطی و بویژه اعتماد میان مخاطب و رسانه است. چنین اعتمادی ( اگر پدید آید ) با ارزشترین دارایی گزارشگر و رسانه در زندگی حرفهای است.
در یک جامعه پیشرو این فرآیند مشكل گشا و بسیار سازنده است.
تصور كنیم كه در جامعهای روزنامهنگاران چون سلسله اعصاب حساس همه كاستیها، موفقیتها، نقصها، كجرویها، صداقتها، كوششها، تنبلیها و وظیفهشناسیهای اطراف را زیر نظر بگیرند و پرتویی از همه اینها را به رسانه بتابانند. از آن سو ساخت اجرایی كشور چنان به افكار عمومی اهمیت دهد كه خود را پاسخگوی آن بشناسد، دیگر چه كسی جرات كمكاری، سوءاستفاده، تکروی و ستم به خود خواهد داد؟
در جوامعی كه امور اجرایی و اداری اصولا به اصالت گزینش یا حق رای اتكا دارد،مردم با دقت مراقب برگزیدگان خود هستند و اگر از آنان كاستی ببینند، دیگر به آنان رای نخواهند داد. در این جوامع ارزش و اهمیت گزارش رسانهای بیشتر و محسوس است.
در جوامع رو به توسعه، نقش و وظیفه روزنامهنگار در برآورد نیازها، علاقهها، سلیقهها و انتظارهای مخاطب حساستر و عمل به آن دشوارتر است. مخاطبان در این جوامع مطالبات وسیعتر و بیشتری از رسانهها طلب دارند.
گزارشگر بویژه وقتی روزنامهنگاری و توسعه مطرح باشد، كاركرد ویژهای مییابد. در این عرصه گزارشگر باید به جای پرداختن به احساسات و تاكید بر نكتههای سرگرم كننده و عاطفی به جنبههای جدیتر اخلاق اجتماعی چون كار، تولید، صرفهجویی، قانون گرایی، آموزش، بهداشت و غیره بپردازد.
گزارشگر پدیدهها، زمینهها و موضوعهای تازه را هر روز به مخاطب عرضه میكند و با هر مورد، دری را فراروی جامعه میگشاید. این روند به معنای غنیكردن فرهنگ اطلاعرسانی است، ضمن آن كه به همراه مفاهیم تازه، زبان و فرهنگ نوتری به جامعه عرضه میشود.
دیوید رندال،روزنامهنگار انگلیسی میگوید: ((فهرستبرداری و توجه به مجموعه گزارشهای رسانهای در یک جامعه به روشنی جهتگیری فكری و دلمشغولی یک جامعه را نشان میدهد. ))
در مورد خبر نمیتوان چنین ادعایی كرد، چون معمولا خبر به محیط وارد میشود،اما گزارش را گزارشگر و رسانه تهیه میكنند. در كشور ما با این كه دشواریهای كار گزارش و كوچکبودن سازمانهای خبری مانعی بر سر راه توسعه گزارشنویسی بخصوص انواع جدیتر آن است، در حرفه گزارشگری شگردها و شیوههای نو وارد حیطههای خبر، یادداشت و حتی نقد مقاله شده است، زیرا معیارهای گزارشنویسی به تجربه روانترین شیوه ارتباط رسانهای شناخته میشود.
ویژگیهای گزارش
گزارش نویسی از جمله كارهای با اهمیت و جذاب در كار روزنامهنگاری است. گزارش و مصاحبه از آن جا كه از زندگی مردم، شخصیتها، پدیدهها، رویدادها و... و در واقع به نمایندگی از سوی مخاطبان تهیه میشود از زندهترین و خواندنیترین مطالب یک روزنامه است. با توجه به تعریفی كه از گزارش ارایه شد، رسانه موضوعهای مصاحبه و گزارش را از روی تجربه و تحقیق و از میان موضوعهای مورد توجه مخاطب و با ارزشهای خبری مورد نظر او برمیگزیند،گویی از طریق مصاحبه و گزارش با مخاطب گفتوگو میكند.
با چنین ملاحظهای گزارشگر در تمامی جریان تدارک مصاحبه و گزارش باید به طور دائم حضور مخاطب خود را در كنار یا مقابل خود احساس كند. روشن است كه ما از روی عادت، لحن و شیوه سخن گفتن یا نامه نگاری خود را با زمینههای مشترک با طرف مكالمه یا مكاتبه مطابقت میدهیم. بخشی از این مطابقت مربوط به سطح نوشتار، بخشی موضوعهای مورد علاقه دو طرف، بخشی نیازها و علاقههای مشترک و بخشی، اشارههای پیشتر تعریف شده است، به همین سبب ما ممكن است به گفتوگوی دو نفر گوش بسپاریم یا نامه كسی به كسی را بخوانیم، اما نكتهها و موردهایی را نتوانیم درک كنیم.با توجه به آن چه ذكر شد برای آن كه گزارش با هدفهای ارتباط و انتقال نزدیکتر باشد، باید نكات زیر در آن رعایت شده باشد:
*توجه به ارزشهای خبری در گزارش
در نظر داشته باشیم كه ارزشهای خبری مخصوص خبر نیست، بلكه در مصاحبه و گزارش نیز باید مورد توجه قرار گیرد. از آن جا كه به طور کلی رعایت ارزشهای خبری در نوشتارهای مطبوعاتی با توجه به خواستهای مخاطبان تعیین شده است،این توجه معنا مییابد. ارزش شهرت مثلا به مشهور بودن چهرهای در میان مخاطبان نظر دارد یا ارزش فراگیری مربوط به گروههای گسترده انسانی از میان مخاطبان میشود.
چنین است كه ما در انتخاب موضوع گزارش، نخست باید به ارزشهای خبری پنهان در موضوع بیندیشیم. فرضا، مردی كه هر روز همه روزنامههای منتشر شده را میخرد، رویهم رفته پدیده قابل توجهی است، اما برای ساكنان یک كوچه و اعضای یک خاندان. حال اگر این مرد از 25 سال پیش تمام نسخههای مطبوعات را با دقت و وسواس جمعآوری كرده و همه را در اطاقها و فضاهای منزل چیده باشد، این مرد ارزش بیشتری برای توجه خواهد یافت. در مرحله بعد، اطلاعاتی چون طلاق همسر و فرار فرزندان از خانهای كه از همه فضاهای آن، تنها راه رهایی باریک مانده است و این كه این مرد میتواند با یک شرح مختصر كه هر كسی بدهد، نسخه روزنامه مورد نظر و مقاله و مطلب و خبر دلخواه را بیابد، این كه این مرد تاكنون با بهرهگیری از همین روزنامهها، چهار جلد مجموعه مقاله یا گزارش به چاپ داده است و سرانجام آتش گرفتن این خانه بر اثر جرقه ناشی از اتصال سیم برق، میتواند موضوع یک گزارش خواندنی باشد.توجه كنید كه نكتههای گفته شده در هر مرحله بر ارزشهای خبری موضوع می افزاید.
*پرداخت مطلوب
بهترین و جذابترین موضوعها با پرداخت نامطلوب و نارسا به گزارشی كسل كننده و غیرجذاب بدل میشود.عكس این اصل، همیشه صادق نیست. پرداخت گزارش را نباید با عناصری چون اطلاعات و آمار، زبان نگارشی یا نظم تنظیم گزارش اشتباه گرفت. پرداخت در واقع زاویه نگاه به موضوع و چگونگی ارایه عناصر گزارش است.
اگر چه گزارشگر چگونگی پرداخت گزارش را به سلیقه خود برمیگزیند،اما این انتخاب چندان وابسته به سلیقه نیست،بلكه حتی در پرداخت میتوان و باید دامنه همان ارزشهای خبری را در نظر گرفت.
مثلا در گزارش مربوط سن ازدواج،تعداد عناصر و پدیده در مقابل گزارشگر قرار دارد. هزینه های بالای ازدواج، تجملگرایی، میل جوانان به استقلال، ترس از تزلزل خانواده و آداب و سنن دست و پاگیر و ... از جمله این عناصر است. حال گزارشگر باید اول و بیشتر كدام یک را مورد توجه قرار دهد؟
*وحدت موضوع
اهمیت دارد كه گزارش در پیرامون یک موضوع خاص باشد و گزارشگر به آن موضوع از اول تا به آخر گزارش وفادار بماند. این اصل به معنای الزام در انتخاب موضوعهای جزیی یا كمدامنه نیست، بلكه به این معناست كه در روند كار گزارشگر،موضوعهای مورد بررسی محدود باشد. این موضوع البته اكنون در گزارشها بیشتر مورد لحاظ قرار گرفته است كه گزارش هر محدودتر باشد، گزارشگر در پرداخت موضوع و بررسی ابعاد مختلف گزارش موفقتر خواهد بود. ضمن آن كه در روزگار ما كمتر خوانندهای یا شنونده و بینندهای در رسانههای شنیداری و دیداری حوصله و وقت برای گزارشهای مفصل و طولانی دارد. گزارشهای با موضوعهای كمدامنه باید امروز بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
*نزدیكی به ذهن مخاطب
در بند توجه به ارزشهای خبری ، لزوم جهتگیری گزارش به سوی ارزشهای خبری _خواست مخاطبان_ توضیح داده شد. غیر از اصل یاد شده، این نیز از اركان یک گزارش مطلوب است كه موضوع آن ، نزدیک به ذهن و در مسیر امور روزمره و دل مشغولیهای هر مخاطب باشد. گزارشهای مناسبتی از جمله این توجهها به شمار میروند.
گزارش از سفر در زمان تعطیلها، گزارش از نامنویسی مدارس در هنگام نامنویسی، گزارش از كنكور در حوالی روزهای برگزاری، گزارش از رزمندگان در هفته جنگ و ... به همین انگیزه نگاشته میشوند.
درمقابل گزارش از مشكلات جكوزی خانگی، نورپردازی سالنهای پذیرایی، مشكل آموزش زبان یونانی و... اگرچه ممكن است گزارشهای خوب و جالبی هم از كار در آیند،اما از آن جا كه توجه و علاقه قشرهای پر تعداد مخاطبان را برنمیانگیزند، خواننده چندانی ندارند. مگر این كه همین گزارش را با دید ویژه تهیه كنند. مثل مقایسه كاربرد جكوزی در خانه با معضل كمبود آب در كشور یا مشكل آموزش زبان یونانی وقتی تعداد كارگران یا جهانگردان ایرانی در یونان به رقم قابل توجهی برسد.
*ارزشهای ملی و اجتماعی
روزنامهنگار به سبب داشتن مخاطب عام و گسترده و به دلیل نقشی كه از نظر تاثیرهای فرهنگی در جامعه دارد، ناچار باید پاسدار و رعایت كننده ارزشها و اصول اجتماعی باشد. گزارشگر میتواند با تهیه گزارشهای خوش ساخت و گیرا خوانندگان را به انزواجویی ترغیب كند. میتواند ثابت كند كه تولید داخلینسبت به مشابه خارجی، نامرغوب است. میتواند از شكوه و آسایش اتومبیلهای بزرگ گزارش تهیه كند. میتواند مردم را به مصرف هر چه بیشتر رهنمون شود، اما آیا این همه به مصلحت ملی و اجتماعی ما نزدیک است؟
در مقابل رسالت و وظیفه روزنامهنگار در شرایط خاص جامعه حكم میكند كه مردم را به سوی فعالیت و توجه به سرنوشت و چگونگی زندگی جمعی هدایت كند، به علاوه روزنامهنگاران را به سلسله اعصاب جامعه تشبیه كردهاند. این دستگاه با گیرندهای قوی باید كمكاریها، نیازها و كمبودها را تنها با هدف بهبود و رفع بیابد و نشان دهد، نه آن كه به كمبودها و نقصها دامن زند. از جمله قانون مطبوعات و قانون اساسی ما ترویج مصرفگرایی را منع كرده است. روزنامهنگار با پذیرش مفیدبودن این اصل باید صرفهجویی و كار بیشتر را تشویق كند.
*دامنه جذابیت
برای این كه ما با درجهای میانه از علاقه مطلبی را از رادیو گوش كنیم، صحنهای را در تلویزیون ببینیم، موضوعی را در روزنامه بخوانیم، فیلمی را تماشا كنیم و... مغز ما درجهای از پذیرش دامنه جذب دارد. حدود این دامنه، در هر انسان بسته به عادت، تربیت، تحصیل، محیط و... با انسان دیگر متفاوت است. همچنین در انسانهای مختلف، وسیلهای_ كتاب، رادیو، تلویزیون، مجله، نوار موسیقی و..._ كه باعث جذب بیشتر میشود، متنوع است. در نتیجه ما در پیرامون خود كسانی را میبینیم كه میتوانند ساعتها به موسیقی گوش كنند یا فیلم ببینند یا كتاب بخوانند و... و ما همواره با خود فكر كردهایم: چه حوصلهای دارد! با این كه درجه علاقه و دامنه جذب و جذابیت برای انسانهای مختلف و نسبت به وسیلهای متفاوت گوناگون است، كارشناسان وسایل ارتباط جمعی پس از بررسیهای بسیار برای متوسط مردم نسبت به وسایل مختلف این دامنه را تا حدودی تعیین كردهاند. مثل این كه میگویند گوش و اعصاب تفكیکكننده اصوات، مراكز ضبط پیامها و ارتباطدهنده هر پیام با انبوه دانستههای پیشین، تنها میتوانند به مدت 5 دقیقه به صورت موثر فعال باشند. از آن پس گوش میشنود،اما مغز قادر نیست آن چه میگیرد، طبقهبندی كند. این دامنه برای تلویزیون 12 دقیقه، برای مطبوعات 22 سطر و برای موسیقی 17 دقیقه است. پس از آن ذهن به سبب خستگی، توجه را از دست میدهد و مغز به سوی نكتههای جذابتر دیگر سیر میكند. چنین است كه در مقابل رادیو، كتاب، تلویزیون یا دستگاه پخش صوت نشستهایم، میشنویم، میخوانیم، میبینیم و گوش میكنیم، اما ذهن جای دیگری سیر میكند. مثل آن كه اصلا نشنیده، ندیده، نخوانده و گوش نكردهایم. در مقابل این پدیده چه باید كرد؟ باید قطعههای كوچک شنیدنی و دیدنی و تماشاكردنی ساخت. كارشناسان بخصوص برای زندگی امروزی در جوامع، كوتاهگرایی را پیشنهاد میكنند،اما اگر پیام، نوشته، قطعه و فیلم پیامی مفصل و طولانی داشته باشد، توصیه میكنند كه آن قطعه، نوشته یا فیلم را به اجزای كوچکتر تقسیم كنیم و برای هر یک، یک دامنه جذابیت بیندیشیم. در سینما آنچه به ضربآهنگ (ریتم) معروف شده، در كتاب آن چه بخشی از ساختار (فرم) را تشكیل میدهد، در موسیقی ملودی یا نوا و... در مطبوعات پاراگراف یا بندهای پی درپی اما دارای تازگی، به همین سبب اكنون مورد بحث است. در مطبوعات،دامنه جذابیت حدی از توجه، حوصله و دریافت خواننده از مطلب یا گزارش است. از ویژگیهای مهم یک نوشتار مطبوعاتی از جمله گزارش، رعایت این دامنه به نفع خواننده است. تقسیم هوشمندانه عناصر (فاكتها) در كل یک گزارش، جلب توجه دایم خواننده به گزارش از طریق طرح موضوعهای نو، واردكردن ضربههای احساسی (دراماتیک) و كاربرد واژهها و عبارتهای توجه برانگیز، از آن جمله است.
گزارش خوب گزارشی است كه خواننده آن را با همه طولانی بودن بخواند، نكتههای آن را دریابد و بر او تاثیر لازم و منتظر را بگذارد. این هنر با تمرین بسیار و نگارش گزارشهای فراوان به دست میآید. نگارش گزارشهای طولانی با نثر یكنواخت و پیامهای طولانی، كاری بیفایده و بیاثر است كه حاصلی جز هدر دادن كاغذ و به هرز رفتن استعداد و توان گزارشگر ندارد.
الزامهای یک گزارش خوب
در موارد فوق از خلال نكتههای مربوط به گزارش و گزارشگر، معیارهایی برای گزارش مطلوب و قابل چاپ توضیح داده شد. اكنون به منظور جمعبندی و نتیجهگیری، ویژگیهای اساسی یک گزارش مطلوب و خواندنی را توضیح میدهم.
1_ پیش از هر چیز، گزارش باید خواندنی باشد. باید خواندنی بودن چون مورد توجه و علاقه بودن موضوع، اهمیت داشتن موضوع و جذابیت آن توجه داشت. اصول مربوط به ارزشهای خبری در این تعریف باید مورد توجه گزارشگر قرار بگیرد.
2_ گزارش باید نگارشی زیبا و دلچسب داشته باشد. رعایت شیوایی در گزارشنویسی، از عمدهترین ویژگیهای كار است. میتوان موضوعی را كه دارای ارزش خبری چندانی نباشد، با نگارش زیبا و شیوا به گزارشی خواندنی مبدل كرد،اما باید توجه داشت كه مجموع دو عنصر خواندنی بودن و نگارش زیبا، گزارش را كاملتر خواهد ساخت.
3_ باید روان و یک دست باشد. در این بخش بیشتر عناصر فنی و ساختاری گزارش باید مورد نظر گزارشگر باشد. لید یا مقدمه كامل، تیتر جذاب، پخش مناسب. نكتههای گزارش در سراسر آن، حسن آغاز و انجام، گنجانیدن مصاحبههای مربوط، مشاهده قوی، دادن اطلاعات لازم و همه این عوامل در ساختی هماهنگ و یک دستدر مطلوبیت گزارش تاثیرگذار خواهد بود. گزارشی كه در سراسر آن یک نظم منطقی رعایت شده باشد، مطلوبتر است،اما گزارشی كه با ضربه و هیجان آغاز شود و به یكباره در میانه راه افت كند، ناقص به نظر خواهد آمد.
4_ حجم مطلوب داشته باشد. در ادبیات قدیم ما اطناب ممل (طولانینویسی بیهوده) و ایجاز مخل (كوتاهنویسی نارسا) هر دو مذموم شناخته شدهاند. به این معنا كه در انتقال پیام یا معنی، نه باید در كوتاهنویسی (در نتیجه نارسا و ناگفته ماندن موضوع) اغراق كرد و نه در شرح و بسط خستهكننده و ملالتآور. در گزارشنویسی گاه میتوان به دلیل كم اهمیت بودن، تكراری بودن، ایجاد مشكل كردن یا خارج از موضوع بودن، مطلبی را كوتاه نوشت. (در اصطلاح روزنامهنگاران درز گرفت یا جمع كرد) همچنین گاه یک مطلب چنان تازه و بدیع است كه در مورد آن میتوان شرح و بسط فراوان داد.(باز در همان اصطلاح، آب بستن یا پروراندن) تشخیص این اطناب یا ایجاز با خود گزارشگر است و البته با تجربه بدست میآید. در روزنامههای ما رسم شده است كه صفحه یا فضایی ثابت به گزارش اختصاص یابد، بیآنكه توجه شود كه چنین فضای ثابتی، آیا برای همه گزارشها تناسب دارد یا خیر. برعكس بسیار اتفاق افتاده است كه خواننده گزارشی را درباره موضوعی میخواند،اما به سبب اصرار در کوتاهنویسی، نمیتواند ابعاد مختلف آن را دریابد. گویی از گزارشگر توقع داشته است تا توضیح بیشتری به او ارایه كند.
5_ ملاحظههای قانونی در آن رعایت شود. بسیار اتفاق میافتد كه از روی ظاهر گزارشی دارای تمامی این ویژگیهای مطلوب هست، اما چاپ و انتشار آن با قانونها ومقررات كشور برخورد پیدا میكند. از جمله قانون تعزیرات و قانون مطبوعات، انتشار مطالب افتراآمیز، تحریکآمیز، توهینكننده، برخلاف شوون اعتقادی مردم، نفاقانگیز، فسادانگیز و صور قبیحه را در مطبوعات منع كردهاند،در نتیجه گزارشگر باید با كسب اطلاع از این ممنوعیتهای گزارش خود را آماده كند.
6_ سلیقه، خواست، علاقه و نیازهای مخاطب در گزارش لحاظ شود. پرداختن به انگیزههای شخصی، محفلی یا گروهی (چنان كه گفته شد) در گزارش زشتترین كاری است كه از گزارشگر ممكن است سربزند. توجه كنیم كه رسانهها از جمله مطبوعات چون خطاب عام دارند، باید مال عمومی تلقی شوند، اگرچه ظاهرا و قانونا در مالكیت شخص یا اشخاص بخصوصی باشند. مخاطب یک رسانه اگر از آن برداشت بیطرفی نداشته باشد، به آن اعتماد نخواهد كرد. تقوی و منشحرفهای اقتضا دارد كه ما رسانه را محل تسویهحسابها و رعایت حب و بغضهای شخصی و گروهی قرار ندهیم. پیشتر بحث شد كه بیطرفی مطلق در خبر و گزارش به دلیل این كه خبر و گزارش از صافی و ظرف انسانی (خبرنگار و گزارشگر) میگذرد ممتنع است،اما در این حرفه پای بر احساسات شخصی گذاشتن و منافع و مصالح خواننده و مخاطب را برعقیده و علاقه و سلیقه خود مقدم فرضكردن یک الزام حرفهای به شمارمیرود.
*با ادای احترام به تمامی اساتید،کارشناسان و صاحبنظران ارتباطات در تدوین مطالب فوق بیشتر از منابع ذیل استفاده شده است:
1 _ بدیعی،نعیم و حسین قندی_ روزنامه نگاری نوین _ تهران _ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی _ 1378
2 _ معتمدنژاد، کاظم با همکاری دکتر ابوالقاسم منصفی _ روزنامه نگاری _ تهران انتشارات مرکز نشر سپهر _ 1382
3 _ توکلی،احمد_ گزارش نویسی در مطبوعات _ انتشارات موسسه ایران _ 1376
4 _ روغنی ها،محمدتقی_ گزارشگری کاربردی برای رسانه های جمعی _ تهران _ انتشارات روزنامه ایران _ 1382
5 _ جزوه های آموزشی خبرگزاری ایسنا