بلوچها کرامت می خواهندیا پست ومقام.!!!
هر کار می کنم تو این روزا که هوا پسه یه کم خود سانسوری کنم نمی شه اخه نوشتن مثل شعر می مونه و اگه چیزی رو که به ذهنت می یاد ننویسی هم بعد از مدت کوتاهی از ذهنت میپره و هم بعدا از اینکه ننوشتیش پشیمون میشی.
این مقدمه ای بود برای پرداختن به مطلبی که یکی از دانشجویان با اسم مستعار جیهند تو پست قبلی کامنت گذاشته بود.ایشان در مورد تغییر و تحولات در برخی مدیریتهای استان و سهم بلوچها از این تغییرات گفته بود.مدتی قبل مطلبی در مورد گمانه زنی در مورد برخی تغییرات مدیران در وبلاگ آورده بودم که با واکنش و اعتراض فرد کاندید گرفتن پست که شخصیت با نفوذی هم بود مواجه و با تذکر مدیر بالا دست خودم در اداره مطلب را از وبلاگ برداشتم.
/
کاریکاتور از خدایار نارویی :www.naroeitoon.mihanblog.com
نمی دانم روحانیون بلوچ که ظاهرا و منبرا سخنگوی مطالبات این قوم ایرانی هستند در مورد سهم یا حق بلوچها از مدیریت دقیقا چه نظری دارند اما به نوبه خودشان از خواسته های مردم سخن می گویند.بنده نظر خود را می گویم و با طرح یک سوال: مگر بلوچها در شهرهایی مثل سرباز و سراوان که غالب مدیریتهای شهرستان در دست بلوچها است چقدر شاهد رشد و توسعه و رفع فقر و محرومیت هستند و یا در شهرهای شمالی استان که تقریبا صد درصد مدیران بومی همان منطقه هستند چقدر توسعه اتفاق افتاده است که با بومی شدن تمام مدیران ٬ما شاهد انقلابی در استان باشیم و مثلا بعد از ۵ سال سیستان و بلوچستان بشود اصفهان!؟ مساله این است که توسعه نه تنها امری عینی بلکه فرایندی ذهنی و فرهنگی است و ما تا انسانهای توسعه یافته ای نداشته باشیم و از نظر فرهنگی و اجتماعی رشد نکنیم نخواهیم توانست به توسعه دست یابیم.قطعا توسعه سیستان و بلوچستان نسخه بومی یا بلوچ و زابلی ندارد.علاج آن در وسعت دید و دریافت مطالبات استانی در سطح ملی است با کار و تلاش همه جانبه همه آحاد استان.مثلا وقتی برای احداث سد گتوند بر روی رودخانه کارون بیش از ۱۰۰۰ میلیارد تومان هزینه می شود و یه یا برای توسعه استان بوشهر و سرمایه گذاری در عسلویه چند هزار میلیارد تومان صرف می شود چه فرقی می کند که ۱۰۰ میلیون تومان از بودجه میراث فرهنگی در شهر سوخته صرف شود یا در اسپیدژ. در واقع قصه مورچه است و کله پاچه... و البته همین کله پاچه هم باید بطور مساوی تقسیم شود.
در مورد مطالبات مردم بلوچ هم باید بگویم این قوم در حال حاظر در پی رقابتهای قومی و مذهبی که در استان رایج شده خود را مظلوم و ذیحق می داند و اگر نباشد چنین رقابتی و هر فردی از استان و با هر قومیت و مذهبی بتواند به جایگاهی که شایسته آن است برسد دیگر نیازی به رقابت و انواع لابی گری برای گرفتن پست و مقام بی ارزش دنیا نخواهد بود و به جای رقابت پستی و اداری ما شاهد رقابت علمی و فرهنگی و کار و تلاش خواهیم بود.یادمان باشد همین پستها مشابه همان افسار شتر خلافتی است که حضرت علی ( ع ) آنرا کمتر از آب بینی گوسفند می دانست و با ذکر اینکه چقدر فاصله است بین نپذیرفتن خلافت و رهبری یک کشور بزرگ و امپراتوری جهان اسلام و مثلا لابی گری برای فرمانداری زابلی و دلگان.نکته دیگر اینکه مگر در گذشته پستها و مدیریتها در دست بلوچها بوده و امنیت و آسایش در منطقه رواج داشته است ؟ جواب قطعا خیر است اما آنچه وجود داشته این بوده که بلوچها احساس شهروند درجه دوم نداشته اند و در کمبودها و فقر و عدم توسعه یافتگی با همه اقوام دیگر مساوی بوده اند و به قولی ظلم یکسانی به همه آنان می شده است اما در شرایط جدید که هم آگاهی های سیاسی افزایش یافته و هم سطح سواد و توانمندیها بیشتر شده بلوچها هم مانند دیگر اقوام به دنبال حقوق حقه خود از منابع خدادادی کشور و مشارکت در مدیریتها و تصمیم گیریهای خرد و کلان کشور و استانشان هستند.
از طرف دیگر در بحران چند ماهه اخیر و بروز اعتراضات انتخاباتی و اغتشاشات خیابانی پس از آن بر خلاف بسیاری از شهرهای کشور مردم بلوچ با وجود اینکه بسیاری از آنان به کاندیدای معترض به نتایج انتخابات رای داده بودند به خیابان نیامده و هیچ گونه تنش سیاسی در کشور ایجاد نکردند و این نشانه احترام آنان به دولت و تبعیت از تصمیمات حکومت مرکزی است . این نکته ای است که باید مورد توجه مسوولان قرار گیرد . باید گفت آرامش سیاسی استان در این شرایط شایسته تقدیر است و البته این برداشت را نیز در بر دارد که نوع مطالبات این مردم در شرایط فعلی نه کاملا سیاسی و جناحی بلکه قومی و مذهبی است که با اندکی درایت می توان به آن پاسخ داد و از بروز هر گونه تنش احتمالی جلوگیری کرد.
اقوام بلوچ استان می خواهند وقتی به اداره یا نهادی دولتی پا می گذارند به لباس و زبانشان توهین نشود و پوشیدن لباس اصیل محلی بدون متوقف شدن در ایست و بازرسیهای متنوع پلیس برایشان افتخار باشد و با لهجه صحبت کردنشان در جلوی برخی مدیران و کارکنان ادارات باعث عقب نیافتادن کارهایشان نشود و نیز در نیروهای تامین کننده امنیت و ارتش حضور داشته و به نوعی در حراست از مرزهای کشور سهیم بوده و افتخار شهید شدن در در راه وطن و دیده شدن فرزندانشان در لباس افسر و سرهنگ را داشته باشند.در یک کلام قوم بلوچ به دنبال کرامت انسانی و رعایت عدالت که شعار دولت کنونی است می باشد نه پست و مقام ...
ادامه بحث را به نظرات خوانندگان عزیز وبلاگ می سپارم با رعایت احترام به حقوق همدیگر و حفظ کرامت انسانی!!