دانشجویان بلوچ و دغدغه های فرهنگی
بخش اول
فرهنگ و هویت مقولاتی هستند که انسانها در هر شرایطی دغدغه حفظ و حراست آنرا داشته و گاهی آنرا در کنار ضروریاتی مانند امنیت یا داشتن شغل مهم می دانند.شنیده یا دیده ایم که افراد حتی کیلومترها دورتر از سرزمین مادری شان و در کنار بیگانگان تلاش می کنند هویت مستقل و فرهنگ بومی خود را به مناسبتهای مختلف به نمایش بگذارند.علاقه مندی به سرزمین مادری ٬ لباس و موسیقی محلی و دیگر مولفه های فرهنگی از درون افراد سرچشمه می گیرند به گونه ای که نمی توان انسانها را از آن جدا کرد .در صورت تامین علاقه مندیهای فرهنگی افراد و اغنای روحی و شخصیتی آنان ٬ هیچ اتفاقی در جامعه نمی افتد اما در صورت محروم کردنشان از چیزهایی که دوست دارند و تاریخ ٬ هویت و شخصیت خود را در آن جستجو می کنند افراد دچار یاس و سرخوردگی شده و نوعی تحقیر ٬ از خودبیگانگی و در شرایطی نیز تنفر به آنان دست می دهد.
دانشجویان در هر جامعه ای نمادی از روشنفکری و فرهیختگی هستند و دغدغه ها و مطالبات آنها به نوعی مطالبات اکثریت اقشار جامعه است که به دلیل ناتوانی در بیان یا نداشتن تریبون و اعتماد به نفس پنهان مانده و در فضای آزاد و پرسشگر دانشگاه از زبان دانشجویان بیان می شود.
با رشد مراکز آموزش عالی در سیستان و بلوچستان و پذیرش تعداد بیشتری از دانشجویان بلوچ در دانشگاهها و نیز وجود تشکلهای دانشجویی فرصتی فراهم شده تا دانشجویان در نشستهایی به بیان دغدغه ها و پرسشهای ذهنی خود بپردازند. این گونه نشستها نوید افزایش گفتمانها و بررسی مسائل و مشکلات صنفی ٬فرهنگی ٬ قومی و مذهبی دانشجویان و جامعه را به صورت علمی و کارشناسی را داده و از طرح مباحث در محیط های زیر زمینی جلوگیری می کند.
در یکی از این جلسات که هفته گذشته در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار گردید این مساله مطرح شد که آیا فرهنگ غنی ما ضامن پیشرفت ما هست یا خیر؟ که نگارنده برای گفتگو با دانشجویان به این جلسه دعوت شد.آنچه که در ابتدای بحث مطرح شد علت مطرح نبودن فرهنگ بلوچ در مرکز استان با وجود تمرکز اقشار دانشگاهی و نیز تکثر جمعیتی این قوم در مرکز استان در مقایسه با فعالیت های گسترده فرهنگی بلوچهای پاکستان در زمینه زبان و ادبیات بلوچی در کشورشان بود که در پاسخ نداشتن رسانه از سوی قومیت بلوچ برای طرح مسائل فرهنگی و فرایند طولانی دریافت مجوز نشریه و نیز انفعال تحصیلکردگان بلوچ و اهمیت ندادن به مقولات فرهنگی دلیل این امر عنوان شد .همچنین مشکلات اقتصادی و فقر و نیز مکتوب نشدن فرهنگ بلوچ در سالهای گذشته در غالب شعر و داستان عامل دیگری برای ناشناس ماندن و عقب ماندگی فرهنگی عنوان گردید.
در ادامه در خصوص زبان و لباس بلوچی به عنوان دو مولفه عمده فرهنگی گفتگو شد.این مقوله به بحثی طولانی منجر شد و هر یک از دانشجویان در این خصوص نظر خاصی داشتند.برخی تاکید بر این داشتند که باید دانشجویان و کارمندانبلوچ به منظور حفظ هویت بلوچی خود در محیط کاری و دانشگاهی از لباس و زبان بلوچی استفاده کنند.انان از گروهی از تحصیلکردگان و دانشجویان که پوشیدن لباس محلی و تکلم به زبان مادری را نوعی تحقیر می دانند انتقاد کرده و انرا نوعی خودباختگی فرهنگی دانستند.گروهی دیگر به پوشیدن لباس رسمی بویژه در مسافرت به دیگر شهرها تاکید و ترویج و تبلیغ نادرست لباس بلوچی در رسانه ها و باور منفی مردم را دلیل عدم استفاده از این لباس توسط گروهی از بلوچها می دانستند.در این بین آنچه مشهود بود اهمیت لباس و زبان در هویت بخشی به افراد از دید دانشجویان بود .....
این مطلب ادامه دارد ..