تاريخ : شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

( به بهانه برگزاري اجلاس مشترك مرزي ايران و پاكستان در هفته گذشته)

امان الله تمنده رو

دكتراي جامعه شناسي

هفته گذشته اجلاس کمیسیون مشترک مرزی ایران و پاکستان با حضور هیات 20 نفره پاکستانی در استان برگزار شد. از نتایج سفر این هیات توافق بر ارتقای سطح مبادلات تجاری بین دو کشور با افزایش بازارچه ها و گذرهای مرزی، کنترل بیشتر مرز در نقاط آسیب پذیر، مبارزه با قاچاق کالا، سوخت و انسان و مقابله با فعالیتهای تروریستی در دو سوی مرز بود. از آنجایی که بعنوان مترجم در بازدیدها و دیدارهای این هیات تقریبا بطور تمام وقت همراه آنان بودم و در گفتگوهاي رسمي و غير رسمي با رئيس و اعضاي هيات به نکاتی در خصوص برنامه هاي مسئولان پاكستان براي توسعه اقتصادي كشورشان پی بردم که در میان گذاشتن آن با خوانندگان این سطور خالی از لطف نيست.

پاكستان كشوري است كه از متحدان ايالات متحده منطقه به شمار مي رود و هموراه از كمكهاي نظامي و اقتصادي اين كشور برخوردار بوده است و با وجود مخالف افكار عمومي اين كشور با سياستهاي منطقه اي آمريكا، دولتمردان پاكستان الگوي توسعه اقتصادي بازار آزاد و جذب سرمايه گذاري خارجي را در دستور كار خود قرار داده اند و در اين راستا از حمايتهاي سياسي آمريكا نيز برخوردار بوده اند. اين كشور در رقابت با هند ارتباطات تجاري و سياسي نزديكي با كشور چين كه خود نيز رقيب سياسي و اقتصادي هند به شمار مي رود برقرار كرده است. در سالهاي اخيربندر گوادر پاكستان در نزديكي مرزهاي ايران مورد توجه چين واقع شده و اين كشور سرمايه گذاري عظيمي بر روي توسعه اين بندر و اتصال جاده هاي مواصلاتي و خط آهن كشور خود به اين بندر را آغاز كرده است. طبق گفته صيف الله چتتا دبير كل ايالت بلوچستان پاكستان و رئيس هيات پاكستاني اعزامي به استان، چين در نظر دارد سرمايه گذاري 46 ميليارد دلاري براي اتصال زميني و ريلي به بندر گوادر و توسعه اين بندر به منظور ترانزيت كالاهاي خود به منطقه خليج فارس و آسياي ميانه و سرمايه گذاري در بخش زيرساختهاي اين كشور انجام دهد. با اتصال چين به گوادر مسير ارسال كالاهاي توليدي چين به كشور هاي منطقه بجاي پيمودن چند هزار كيلومترمسير اقيانوس هند مستقيما و فقط با عبور از داخل كشور پاكستان به درياي عمان مي رسد. موفقيت پاكستان در جذب اين سرمايه گذاري اين كشور را درسالهاي آينده در موقعيت اقتصادي بهتري نسبت به ايران قرار مي دهد و موقعيت ترانزيتي و تجاري بندر چابهار را به خطر مي اندازد. به قول رئيس هيات پاكستاني، اين كشور احداث جاده از بندر گوادر به كويته و مرز افغانستان را از قبل آغاز كرده است و بخشي از اين جاده تا پايان سال جاري ميلادي به پايان مي رسد.  

پاكستان همچنين براي ارتقاي شاخص هاي توسعه در ايالت پر آشوب  وتوسعه نيافته بلوچستان برنامه هاي ويژه اي تدارك ديده است. توسعه تجارت مرزي با ايران كه هم مرز اين ايالت است و تمايل به ارتقاي سطح مبادلات تجاري به كشورمان از سطح يك ميليارد دلار فعلي به 5 ميليارد دلار در سال از اقدامات اين كشور براي ارتقاي سطح زندگي مردم اين ايالت بشمار مي رود. اقدام ديگر پاكستان براي توسعه اقتصادي ايالت احداث كانال بزرگ و 500 كيلومتري "كچي" براي انتقال آب از ايالت سر سبز و غني از آب پنجاب به ايالت بلوچستان با اعتبار 32 ميليارد روپيه به منظورآبرساني به حدود 350 هزار هكتار اراضي كشاورزي اين ايالت و نيز احداث سد ميراني در 30 مايلي شهر تربت براي آبياري حدود 15 هزار هكتار اراضي كشاورزي، احياي قنوات و چاههاي پايين دست سد، توليد برق و تامين بخشي از آب مورد نياز پروژه بزرگ بندر گوادر مي باشد. بخشي از آب اين سد از سيلابهاي رودخانه نهنگ و آبهاي خروجي از ايران تامين مي شود. هدف پاكستان از انتقال آب به بلوچستان علاوه بر تامين مواد غذايي و رونق كشاورزي، توسعه پنبه كاري و احداث كارخانجات ريسندگي و پارچه بافي در اين ايالت و در دست گرفتن بازار پارچه و منسوجات ايران، افغانستان و برخي ديگر از كشورهاي منطقه است. با توجه به بحران كم آبي در ايران و نياز به تامين مواد غذايي از جمله برنج و ميوه ، در صورت موفقيت اين كشور در اجراي طرح هاي خود اين تحول نيز پاكستان را در موقعيت بالاتر كشاورزي و اقتصادي در مقابل كشورمان قرار خواهد داد. بر پايه سياستهاي اقتصادي اين كشور بود كه درخواستهای مسوولان پاکستانی در ديدار با همتايان ايراني شان در اجلاس هفته گذشته كميسيون مشترك مرزي بیشتر بر افزایش مبادلات تجاری، افزايش گذرگاههاي مرزي براي افزايش صادرات و واردات و كنترل قاچاق سوخت از ايران به اين كشور تاکید داشت. قاچاق سوخت از ايران به پاكستان، اين كشور را از دريافت سالانه ميلياردها روپيه ماليات و عوارض واردات رسمي سوخت محروم مي كند. درآمدي كه مي تواند توليد ثروت قابل توجهي براي اين كشور غير نفتي باشد.

كشور پاكستان بعنوان همسايه شرقي كشورمان كه بيش از 900 كيلومتر مرز مشترك با استان سيستان و بلوچستان دارد و بدليل كنترل محدود و حضور كمرنگ در مرزهايش با ايران و پناه گرفتن عوامل تروريستي در خاك اين كشور و نفوذ آنها به استان و به عقب راندن توسعه اقتصادي اين منطقه از كشور و نيز توسعه بندر گوادر در ساحل درياي عمان براي كنار زدن بندر چابهار از معادلات كلان ترانزيتي منطقه و تلاش براي بدست گرفتن محوريت ترانزيت به افغانستان و آسياي ميانه مي تواند تهديد امنيتي و اقتصادي براي استان و كشور تلقي شود اما مي توان با سياستهاي اقتصادي و سياسي مناسب در ارتباط با اين كشور، تهديدات را رفع و از فرصت هم مرزي با اين كشور، علاقمندي مردم مسلمان و دولتمردان پاكستان به ملت ايران، حمايت از برنامه هاي هسته اي صلح آميز ايران و تبعيت نكردن از كشورهاي جنوب خليج فارس و همراهي نكردن با آنها براي حمله به كشور مسلمان يمن استفاده و از آن در راستاي توسعه اقتصادي و همكاري هاي منطقه اي بهره برداري كرد.

موافقت دولت براي تامين 50 هزار تن گوشت مورد نياز كشور از استان با توجه به توليدات فراوان دامي پاكستان و نيز تامين بخشي از يك ميليون تن برنج مورد نياز داخل كشور از طريق سيستان و بلوچستان مي تواند باعث رونق تجارت در اين استان توسعه نيافته ، رونق كشتارگاهها وكارخانجات بسته بندي گوشت و راه اندازي صنايع چرم و ايجاد هزاران شغل با ثبات، بهبود وضعيت معيشت و به تبع آن كاهش نا امني در استان شود. و از طرف ديگر فروش قانوني سوخت و فراورده هاي نفتي در بازارچه هاي مرزي و استفاده از عوايد آن در توسعه زيرساختها و بهبود شاخص هاي توسعه در جنوب شرق كشور شود.

مجاب كردن پاكستان به افزايش كنترل بر مرزهايش با ايران با برگزاري نشست هاي مرزي همانند آنچه كه در هفته گذشته در زاهدان برگزار شد; توسعه سريعتر بندر چابهار و تكميل خط آهن اتصال اين بندر به زاهدان و مشهد، تسريع در راه اندازي منطقه آزاد در منظقه سيستان ، راه اندازي طرح هاي پتروشيمي مصوب در شهرهاي ايرانشهر و چابهار و كارخانه لاستيك سازي در رامشار و هدف قرار دادن بازار 200 ميليوني پاكستان  و به همراه آن تكميل سدهاي مطالعه شده استان كه احداث آنها بدليل نبود اعتبار آغاز نشده است مي تواند استان و به دنبال آن كشور را در موقعيت اقتصادي و ترانزيتي بهتري در مقايسه با كشور پاكستان قرار دهد و تراز تجاري 5 ميليارد دلاري مورد توافق دو كشور را به نفع ايران سنگين كند و كشور همسايه در حال توسعه ما را بعنوان فرصت اقتصادي و شريك دراز مدت تجاري و هم پيمان سياسي مطرح كرده و تهديدات امنيتي اين كشور را به مشاركت تجاري و مرزهاي نا امن را به مرزهاي دوستي تبديل كند اگر و فقط اگر سياستهاي مناسب از سوي دولتمردان در اين منطقه استراتژيك كشورمان بكار گرفته شود و نگاههاي امنيتي به تفكرات اقتصادي و تجاري تبديل شود امري كه به نظر مي رسد در دولت تدبير و اميد در حال تحقق است.

 

 



تاريخ : ششم اردیبهشت ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌ است. حتی در صورت صحیح نبودن این ادعا، این شهر نماد یکی از قدیمی ترین تمدن های بشری است و آثار و اشیای مختلفی در حفاری های آن کشف شده است.

عصر ایران - یکی از بهترین اتفاقات چند سال اخیر برای استان سیستان و بلوچستان، ثبت «شهر سوخته» به عنوان میراث جهانی یونسکو بوده است. اکنون این مجموعه باستانی، یکی از 17 اثر ثبت شده ایران در یونسکو است و از این به بعد تمامی کشورهای عضو یونسکو در حفاظت از آن تلاش خواهند کرد.

«شهر سوخته» نام بقایای دولت شهری باستانی در ۵۶ کیلومتری زابل و در حاشیه جاده ارتباطی این شهر به زاهدان است. دوره بنای این شهر بزرگ با دوره برنز تمدن جیرفت مقارن است و ایرانیان در حدود ۶ هزار سال پیش در این شهر زندگی می‌کرده‌اند. 
گفته می‌شود، شهر سوخته پیشرفته‌ترین شهر جهان قدیم بوده‌ است. حتی در صورت صحیح نبودن این ادعا، این شهر نماد یکی از قدیمی ترین تمدن های بشری است و آثار و اشیای مختلفی در حفاری های آن کشف شده است. 


شهر سوخته، موتور اقتصاد سیستان و بلوچستان؟

در این شهر، آثاری همچون نخستین چشم مصنوعی با قدمت 4800 سال، کهن ترین جراحی مغز، خط کش پنج هزار ساله، قدیمی ترین تخته نرد جهان و شهرک های مسکونی و ساختمان های همگانی همچون آپارتمان کشف شده است که ظرفیت بالای این محوطه را برای جهانی شدن به نمایش می گذارد.

شهر سوخته، موتور اقتصاد سیستان و بلوچستان؟
اولین چشم مصنوعی جهان

 اخیرا نیز آثار دیگری همچون کیسه چرمی بسیار نفیس و نقاشی شده، جام مرمری منحصربه فرد، 39 گور با 620 شیء به دست آمده از آن و یک فضای معماری متناسب با سیستم اداری آن دوران کشف شده است که مهر تائیدی بر منحصربفرد بودن این منطقه در جهان است و می تواند آن را به یکی از بزرگ ترین قطب های گردشگری دنیا تبدیل کند.
 یکی از مهم ترین مزایای شهر سوخته نسبت به سایر آثار باستانی آن است که به رغم خشت و گلی بودن بناها، به دلیل خشکی منطقه و سطح نمکی در بیشتر محوطه، آثار و اشیا به طور تقریبی سالم مانده اند و امکان به معرض نمایش گذاشتن آن ها وجود دارد.

شهر سوخته، موتور اقتصاد سیستان و بلوچستان؟
اولین انیمیشن جهان در شهر سوخته

ظرفیت سیستان و بلوچستان


سیستان و بلوچستان بخشی از شرایط لازم برای توسعه گردشگری را دارد. علاوه بر وجود جاذبه، دسترسی به نیروی انسانی از دیگر مواردی است که ظرفیت مناسب برای ترویج گردشگری را نشان می دهد. نرخ بیکاری این استان براساس گزارش های رسمی نزدیک به 30 درصد است و در کوتاه مدت تنها با ترویج گردشگری می تواند کاهش یابد.

 اما وجود آثار تاریخی و نیروی انسانی برای توسعه گردشگری کافی نیست. از اولین اقداماتی که باید انجام شود، توسعه زیرساخت ها است که نیاز به همت جدی دولت دارد. کیفیت و تعداد جاده ها باید افزایش یابد. تعداد هتل ها در کل استان ناکافی است. به دلیل دوری از پایتخت نیز افزایش خطوط هوایی بین المللی و خطوط ریلی ضروری است. در همین حین، باید برای تامین مناسب خدمات شهری (از جمله آب و برق) تمهیدات مناسبی اندیشیده شود. آموزش نیروی انسانی، ارائه رشته جهانگردی در دانشگاه های استان ، افزایش آگاهی شهروندان و نیز ارتقای ضریب امنیتی منطقه، از دیگر اقداماتی است که می تواند انجام شود.

در صورتی که چنین اتفاقی بیفتد، می توان انتظار پیامدهای مثبتی در اقتصاد منطقه و استان داشت. اشتغال زایی، تزریق پول و ارز به جامعه محلی و گردش مالی از جمله مزایای اقتصادی توسعه گردشگری استان به محوریت "شهر سوخته" است.


تاريخ : پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

امان الله تمنده رو

رسانه ها نقش بي بديلي در ارتقاي فرهنگي جوامع دارند. رسانه ها علاوه بر نقش اطلاع رساني و پر كردن اوقات فراغت، نقش مهمي در آموزش جوامع و ارتقاي مهارتهاي زندگي دارند. سيستان و بلوچستان در كنار محروميتهاي اقتصادي و اجتماعي از محروميت در عرصه هاي فرهنگي نيز رنج مي برد. رسانه هاي مكتوب استان با وجود تلاشي كه مي كنند هنوز تا رسيدن به تاثير گذاري فرهنگي در بطن جامعه راه درازي در پيش دارند. مشكلات اداره مطبوعات فراوان است. از هزينه هاي چاپ و نشرگرفته تا پرداخت حقوق پرسنل و بيمه و اجاره محل. در آستانه سفر وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از وي انتظار مي رود حمايت ويژه اي از مطبوعات محلي استان كه مي توانند بستر ساز توسعه فرهنگي در منطقه باشند بنمايد.

از سوي ديگر نياز است نگاه ويژه اي به پرونده متقاضيان دريافت امتياز نشريه در استان داشته باشد. افراد توانمند و اهل انديشه فراواني سالهاست كه در انتظار دريافت مجوز چاپ و انتشار نشريه هستند اما هنوز پاسخي به تقاضاي آنان داده نشده است. از وزير دولت تدبير و اميد كه آراي خود را مديون اقوام و اقليتها است انتظار مي رود توجه بيشتري به رسانه هاي محلي و گسترش عدالت اعطاي امتياز به قوميتهاي ساكن در استان داشته باشد.

موضوع ديگر لزوم ترويج فرهنگ مطالعه نشريات در استان است كه حمايت وزارت فرهنگ و ارشاد از تقبل بخشي از هزينه هاي توزيع رايگان مطبوعات در مناطق روستايي، مدارس، دانشگاهها و كتابخانه هاي استان را مي طلبد. اين امر هم به رشد تيراژ نشريات محلي استان و جان گرفتن انها كمك مي كند و هم امكان دسترسي روستائيان ، و ديگر علاقمندان به مطالعه مطبوعات را كه توانايي خريد نشريات را ندارند فراهم آورد.

يكي از مشكلات مطبوعات استان نبود و كمبود چاپخانه هاي مجهز براي چاپ نشريات است. اين معضل هم هزينه چاپ نشريات را افزايش داده است و هم زمان رسيدن آن را به دست مخاطبان طولاني كرده است.اعطاي تسهيلات كم بهره و كمك بلاعوض به متقاضيان احداث چاپخانه و راه اندازي سيستم توزيع سريع نشريات مي تواند اين مشكل را حل نمايد.

برگزاري مسابقات مطالعه نشريات از سوي ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامي استان و انتخاب بهترين نشريه از سوي مردم با ديدگاه ترويج فرهنگ مطالعه مطبوعات مي تواند قدام مثبت ديگري براي آشتي مردم با رسانه ها باشد. اين امر مي تواند به صورت جشنواره هاي سالانه در تمامي شهرهاي استان برگزار شود.

 



تاريخ : پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

تهران-ایرنا-اغراق نیست اگر مهمترین ویژگی «حسین قندی» را «خلاقیت» او بدانیم؛ عاملی که باعث شد قندی خود را محدود به مباحث آکادمیک در حوزه روزنامه نگاری نکند و خود دست به ابتکارهایی در این زمینه بزند؛ عنوان «آقای تیتر» برای قندی بازتاب این ویژگی مهم او بود.

 

استاد حسین قندی که از فروردین ماه بر اثر سکته ی مغزی به کما فرو رفته بود، روز پنجشنبه سوم اردیبهشت ماه حوالی ساعت چهار بعدازظهر درگذشت. او یکی از برجسته ترین و تاثیرگذارترین روزنامه نگاران کشور بود که علاوه بر فعالیت حرفه یی در مطبوعات، سال ها بود که به تدریس رشته ی ارتباطات و روزنامه نگاری و تربیت دانشجویانی که بسیاری از آن ها اکنون از چهره های مهم و صاحبنظر در این عرصه به شمار می روند پرداخت.

استاد قندی در هنگام فوت تنها 64 سال داشت. شاید تلخ تر از دیدن جسم نحیف از بیماریِ قندی برای خانواده و دوستانش، ابتلای او به بیماری «آلزایمر» (زوال عقل) بود که طی 5 سال گذشته قندی را از تفکر خلاقانه و نوشتن و تدریس-کارهایی که به آن عشق می ورزید و به بهترین شکل انجام می داد-ناتوان و دوستداران و بویژه شاگردان او را از بهره مندی از حضور پرشورش محروم ساخته بود.

طی 2 روز گذشته دوستان و همکاران قندی بارها از جایگاه و وجه تمایز او در مقایسه با بسیاری از فعالان عرصه ی روزنامه نگاری گفته اند و نوشته اند؛ جایگاهی که به گفته ی آن ها چنان رفیع بود که قندی را به شخصیتی تکرار نشدنی تبدیل می کرد. در ادامه در قالب چند نکته، به بارزترین ویژگی و وجه تمایزهای استاد حسین قندی نگاهی خواهیم داشت:

1. قندی از کودکی به نوشتن علاقه مند بود و حتی از 15 سالگی سرودن شعر را آغاز کرد. شاید همین علاقه به نوشتن و ادبیات بود که باعث شد زمانی که در سال 1349 در 2 رشته ی زبان انگلیسی و روزنامه نگاری در کنکور قبول شد، روزنامه نگاری را انتخاب کند. همزمان با ورود به دانشگاه، قندی مشغول فعالیت در گروه تحقیقاتی بود که مسوولیت انتشار خلاصه ی مطلب های روزنامه ی کیهان طی دوره یی مشخص را بر عهده داشت. قندی همواره معتقد بود این دوره در باز شدن ذهنیت او از فعالیت روزنامه نگاری بسیار موثر بوده است. شاید به همین خاطر بود که همیشه بر فعالیت همزمان دانشجویان روزنامه نگاری درمطبوعات و رسانه ها تاکید داشت. او جزو نسل طلایی روزنامه نگارانی بود که علاوه بر داشتن تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی در این حوزه، امکان استفاده از آموزه های تئوریک خود در مطبوعات را یافتند. این امر همچنین از افرادی نظیر او، استادانی خبره ساخت که برای از بین رفتن شکاف میان دانشگاه و رسانه تلاش های فراوانی را انجام دادند؛ شکافی که در کنار ایجاد نوعی بی اعتمادی در رسانه ها نسبت به دانشجویان این عرصه، طی سال های اخیر لطمه های فراوانی را به مطبوعات ایران وارد کرده است.

2. قندی یک استاد به تمام معنی بود. محبوبیت او به عنوان یک استاد تنها به آگاهی و دانش او از ارتباطات و روزنامه نگاری محدود نمی شد. او یک معلم اخلاق برای دانشجویان خود بود. فردی که با داشتن نزدیک به 4 دهه فعالیت در مطبوعات و و وارد کردن این تجربه به محیط دانشگاه، کلاس های درسی را می آفرید که به دانشجویان فرصت بهره مندی از هر 2 تجربه را می داد. کلاس های او از حالت خشک و انتزاعی خارج بود و با استفاده از نمونه های حقیقی خبر و گزارش و مقاله و ... که در اختیار دانشجویان قرار می داد، به نوعی کلاس را به کارگاه روزنامه نگاری عملی تبدیل می کرد؛ سبکی که بدون شک الگوبرداری سایر استادهای بسیاری از رشته های علوم انسانی از آن بسیار مفید خواهد بود. جای خالی قندی به عنوان استادی دلسوز، دانشمند، آراسته و مهربان، بدون شک همواره در قلب دانشجویانش باقی خواهد ماند.

3. یکی از نکته هایی که طی 2 روز گذشته در مصاحبه ها و یادداشت های منتشر شده در وصف قندی بازگو شده است، تاکید همواره ی او بر رعایت اخلاق در روزنامه نگاری بود؛ اصلی که قندی علاوه بر رعایت آن در فعالیت حرفه یی خود، همواره آن را به شاگردان خود توصیه می کرد و باوجود سپری کردن فراز و نشیب های فراوان در مطبوعات ایران هرگز آن را زیر پا نگذاشت. اخلاق مداری که با رویکرد حرفه یی و ویژه ی او گره خورده بود و باعث می شد باوجود داشتن اطلاعات و آگاهی های وسیع در همه ی زمینه ها از جمله سیاست و ...، هرگز وارد وادی های پیش پا افتاده و به دور از ادب رسانه یی که امروزه خوراک برخی رسانه ها در کشور را تامین می کنند نشود. قندی با دقتی استادانه در نگارش و آموزش و تالیف و...، به مخاطبان و دانشجویان خود احترام می گذاشت. او در تلاش بود شاگردانی را تربیت کند که نه یک مقاله نویس، خبر نویس یا مصاحبه گر، بلکه روزنامه نگار باشند و همه ی این مهارت ها را در کنار توجه به اخلاق حرفه یی دارا باشند.

4. یکی از نکته هایی که در قلم قندی برجسته بود و سبب تمایز او به عنوان یک روزنامه نگار و مولف می شد، خلاقیت و نگاه خاص او بود. خلاقیتی که برای بسیاری از خوانندگان مطالب قندی، با تیترهای جذاب و گاه حتی نامتعارف او بارز بود. اعمال این خلاقیت در کنار تلاش خستگی ناپذیر قندی برای یادگیری و افزایش سطح آگاهی های فردی را شاید بتوان یکی از بهترین آموزه هایی دانست که قندی برای بسیاری از فعالان رسانه یی باقی گذاشت. در شرایطی که سرانه ی مطالعه ی مطبوعاتی و ادبی در میان مردم ایران کاهش چشمگیری یافته وشمارگان مطبوعات نیز از رونقی قابل توجه برخوردار نیست، حرکت در مسیر رسانه با الگوبرداری از بزرگانی نظیر قندی قادر خواهد بود به ایجاد اصلاحات و حتی تحول در این حوزه بینجامد.

5. قندی عمرکوتاه ولی پرثمر خود را صرف آموزش کرد؛ آموزشی که از طریق قلم، منش و رفتار و حتی ظاهر همیشه آراسته و صورت همواره خندان او صورت گرفت. تامل در زندگی و آثار قندی بخوبی جایگاه او به عنوان یک الگوی فرهنگی بزرگ را مشخص خواهد کرد. او امروز در حالی بر روی دستان دوستدارانش تشییع شد که خانواده ی داغدارش آخرین درس قندی یعنی بخشش را به مردم یادآوری کردند و با اهدای چشم های او، از قندی خاطره یی تا ابد جاودانه ساختند. به این امید که یاد افرادی چون او هرگز فراموش نشود و منش انسانی و حرفه یی او همواره سرلوحه قرار گیرد.

*از: عطیه میرقراچولو (گروه پژوهش و تحلیل خبری)



تاريخ : پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

درد دلهای اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه سیستان و بلوچستان

زاهدان- ایرنا- اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه سیستان و بلوچستان در نشستی صمیمانه با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی مسائل و مشکلات حوزه های مختلف فرهنگی، هنری و رسانه ای را مطرح کرده که دکتر جنتی به بیشتر خواسته ها پاسخ داد.

 

به گزارش ایرنا سفر روز پنجشنبه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونان و مسوولان این وزارتخانه به زاهدان فرصتی را برای اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه سیستان و بلوچستان فراهم کرد تا در نشستی با دکتر علی جنتی به بیان درددلها و مسائل و مشکلاتشان بپردازند.

برخورد صمیمانه وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و گفت وگوی دوستانه پس از سخنرانیها موجب شد تا شماری از پیشکسوتان عرصه فرهنگ و هنر خواسته ها و دردهایشان را به صورت شفاهی و مکتوب به وی ارائه کنند.

اطمینان از آینده شغلی، درخواست سفر حج تمتع، بیمه هنرمندان به ویژه حوزه موسیقی، حمایت از هنرمندانی که سالها عمرشان را در این حوزه سپری کرده و برخی از آنان از پرداخت هزینه های درمان و مسکن عاجزند، بخشی از خواسته های هنرمندان بود که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با رویی گشاده و هنرمندانه به هر یک از خواسته ها پاسخی قانع کننده داد. 

برگزاری نشست صمیمانه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه که از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی تدارک شده بود و نمایندگان حوزه های مختلف فرهنگی، هنری و رسانه سیستان و بلوچستان به بیان بخشی از مشکلات شاخص خود پرداختند، رضایتمندی بسیاری از اهل قلم و هنر و فرهنگ را فراهم کرد.

نگاه ویژه به هنرمندان و اهل قلم این استان مرزی و پهناور، استانی که در خط مقدم مقابله با هجمه های فرهنگی و جنگ نرم دشمنان قرار دارد، و رفع کمبودها و مشکلات برای سربازان جبهه فرهنگ و هنر از جمله خواسته های نمایندگان این قشرها از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.

یکی از نمایندگان عرصه فرهنگ و هنر خطاب به دکتر جنتی گفت: ما سربازان جبهه فرهنگی و شما فرمانده آن هستید سلاح هایمان نیاز به تجهیزات و فشنگ دارند، برایمان تامین کنید تا با جان و دل از مرزهای فرهنگی حفاظت کرده و تهدیدهای دشمنان را به خودشان بازگردانیم.

حسین مظلوم به نمایندگی از هنرمندان حوزه تجسمی سیستان و بلوچستان در این نشست با اشاره به تعداد قابل توجه علاقه مندان به فعالیت های هنری در این استان، فراهم کردن تسهیلات و شرایط لازم برای توسعه موسسه های فرهنگی و هنری در استان را خواستار شد.

وی با ابراز گلایه از مسوولان فرهنگی و هنری کشور گفت: بیشترین اعتبارات در حوزه فرهنگ به مرکز و پایتخت کشور اختصاص می یابد در حالی که استانهای مرزی نظیر سیستان و بلوچستان که در خط مقدم مقابله با تهاجم فرهنگی دشمنان قرار دارد باید همواره تقویت شود و هنرمندان و اهل قلم آن مورد حمایت ویژه قرار گیرند.

وی گفت: بیشتر هنرمندان سیستان و بلوچستان مجبور هستند از جیب برای هنر هزینه کنند و هنرمندی که جیب هایش خالی است باید برای فعالیت در این عرصه از جان گذشته باشد....



ادامه مطلب
تاريخ : سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

زاهدان- ایرنا- آیین اختتامیه چهارمین جشنواره مطبوعات محلی سیستان و بلوچستان امروز/یکشنبه/ با حضور میهمانانی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون سیاسی استاندار و جمعی از مدیران و مسوولان استان در مجتمع فرهنگی هنری زاهدان برگزار شد.

 

به گزارش ایرنا مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان در این مراسم گفت: جشنواره مطبوعات محلی استان از تیرماه سال 93 با انتشار فراخوان آثار، کار خود را آغاز کرد و قرار بود در مردادماه پارسال مراسم اختتامیه آن برگزار شود اما به دلایل برخی مشکلات به تاخیر افتاد که با همکاری معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز منتخبان این جشنواره معرفی و تجلیل می شوند.
حجت الاسلام عباس دانشی افزود: 321 اثر از 107 نفر از اصحاب رسانه به دبیرخانه چهارمین جشنواره مطبوعات محلی استان رسیده بود.
وی اضافه کرد: این آثار برای داوری به معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال و پس از بررسی آنها از سوی هیات داوران نفرات برتر انتخاب شدند.
وی اظهار داشت: سیستان و بلوچستان به عنوان پهناورترین استان کشور هم اینک سه روزنامه در حال انتشار، 11 هفته نامه، 10 دوهفته نامه، 16 ماهنامه، یک دوماهنامه، 31 فصل نامه و 21 دو فصل نامه دارد.
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان تصریح کرد: همچنین وجود دانشگاه های بزرگ با سابقه علمی بالا در این استان سبب انتشار 52 نشریه به صورت فصل نامه و دو فصل نامه شده که عمدتا در دانشگاه ها منتشر می شوند.
دانشی با اشاره به فعالیت 11 خبرگزاری، 20 سرپرستی روزنامه های کثیر الانتشار و 10 پایگاه خبری دارای مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سیستان و بلوچستان گفت: هفت پایگاه خبری نیز در نوبت اخذ مجوز از سوی هیات نظارت بر مطبوعات کشور قرار دارند.
وی افزود: رویکرد دولت تدبیر و امید رشد، گسترش و توسعه کمی و کیفی مطبوعات است که در این راستا معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی توجه ویژه ای به این بخش دارد.
وی ادامه داد: این رویکرد در سیستان و بلوچستان مضاعف است زیرا استاندار به عنوان مقام ارشد استانی با داشتن نگرشی مطبوعاتی و رسانه ای توجه قابل ملاحظه ای به بخش مطبوعات دارد که برگزاری نشست های مختلف اختصاصی و عمومی با خبرنگاران نمونه ای از این توجهات است.
وی با بیان اینکه رسانه های سیستان و بلوچستان نیازمند همراهی بیش از بیش مسوولان استانی هستند گفت: ارتباط نزدیک اصحاب رسانه با مسوولان سبب انعکاس بیشتر مشکلات استانی خواهد شد.
دانشی گفت: این اداره کل در راستای رشد و توسعه جامعه مطبوعاتی سیستان و بلوچستان خدمات مختلفی نظیر آموزش روزنامه نگاری با بهره گیری از اساتید برجسته کشوری، برگزاری آیین روز خبرنگار، حضور فعال در نمایشگاه مطبوعات تهران، برگزاری انتخابات خانه مطبوعات در استان، دیدار مسوولان مطبوعاتی استان با معاون سیاسی اجتماعی استاندار و نشست های مختلف با مسوولان فرودگاه برای توزیع روزنامه های کشوری را انجام داده است. 
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان با اشاره به اینکه ارائه خدمات مطبوعاتی در استان نیازمند صرف هزینه و زمان بیشتر است افزود: اختلال در توزیع، ارسال و دریافت به موقع روزنامه های کشوری، قطع اشتراک اندک روزنامه ها و هفته نامه ها، حمایت نکردن وزارت ارشاد از هفته نامه ها و دوهفته نامه ها و نبود اسپانسرهای مختلف برای حمایت مالی از جمله مشکلات این قشر از جامعه فرهیخته استان است که امیدواریم بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
دانشی گفت: اصحاب رسانه سیستان و بلوچستان از معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار دارند به استان های مرزی و محروم توجه ویژه ای داشته باشد.
به گزارش ایرنا در این مراسم از پنج نفر از پیشکسوتان عرصه مطبوعات سیستان و بلوچستان به نام های امین الله سرابندی، حسینعلی الله دینی، ابراهیم هودفر، محمد نورزاده و محمدحسین اشرافی تجلیل شد.
با نظر هیات داوران پس از بررسی آثار ارسالی به چهارمین جشنواره مطبوعات محلی سیستان و بلوچستان در بخش سرمقاله و یادداشت مهری لکزایی از هفته نامه صبح زاهدان، علی اصغر افتاده از خبرگزاری جمهوری اسلامی و مجتبی عباس نژاد از هفته نامه صبح زاهدان به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی شدند.
در بخش کودک و نوجوان فقط اثر مرضیه نژادبندانی از نشریه کودک مسلمان بلوچ به عنوان نخست انتخاب و مورد تجلیل قرار گرفت.
هیات داوران در بخش مصاحبه هیچ یک از آثار را حایز رتبه نخست نداشت اما آثار ارسالی از سوی مرضیه بنی اسدی از هفته نامه عیاران و سیدمجتبی طباطبایی زاده از روزنامه سیستان و بلوچستان به عنوان نفر دوم و سوم این بخش انتخاب و آثار غلام نبی شیرازی از مرز پرگهر و محمود طالع زاری از روزنامه سیستان و بلوچستان نیز شایسته تقدیر شناخته شد.
در بخش تیتر عمادالدین مزاری از هفته نامه صبح زاهدان، فرشته شجاعی فر از هفته نامه طلوع زاهدان و مریم شیردل از هفته نامه عیاران به عنوان نفرات اول تا سوم مورد تجلیل قرار گرفتند.
در بخش خبر پیمان رحیمیان از خبرگزاری مهر اول، عرفان میرانی و رضا جلیل وند از روزنامه سیستان و بلوچستان دوم و علیرضا رمرودی از مرزپرگهر و پوریا جهانتیغ از روزنامه سیستان و بلوچستان به عنوان سوم معرفی و آثار نرگس شجاعی فر از هفته نامه طلوع زاهدان و ندا شاهی از روزنامه سیستان و بلوچستان شایسته تقدیر شناخته شد.

در بخش گزارش این جشنواره هیچ اثری رتبه نخست را بدست نیاورد اما آثار سارا ضمیری و حمیرا مهدوی فر از روزنامه سیستان و بلوچستان به عنوان نفرات دوم و سوم و اثر محمد فرتوت از خبرگزاری ایلنا شایسته تقدیر شناخته شد.

امیر زیرک و جواد شیبانی از هفته نامه عیاران به عنوان نفرات اول و دوم بخش عکس و ملوک زورقی براهویی از نشریه صبح زاهدان، عبدالناصر براهویی زاده از هفته نامه شهر آفتاب و فرشته رییسی از هفته نامه عیاران به عنوان نفرات اول تا سوم بخش صفحه آرایی مورد تقدیر قرار گرفتند.

اثر ندا محمدی در بخش صفحه آرایی شایسته تقدیر و آثار عبدالرحمان حواشی و فرهاد آراسته از روزنامه زاهدان و حسینعلی الله دینی از نشریه مرز پرگهر در بخش طنز مکتوب به عنوان نفرات اول تا سوم معرفی شد.



تاريخ : سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

 راه اندازی شعبه دانشکده خبر در سیستان و بلوچستان از ضروریات است

 

به گزارش ایرنا محمد سروش که به اتفاق معاون اجرایی مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون فرهنگی و مسوولان اداره مطبوعات و روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان یکشنبه شب با رییس و خبرنگاران و کارکنان خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز زاهدان دیدار کردند، افزود: ایرنا نقش مهمی در صحنه اطلاع رسانی و آموزش نیروهای انسانی عرصه خبر بر عهده دارد.
وی بیان کرد: موفقیت خبرگزاری جمهوری اسلامی به ویژه در سیستان و بلوچستان به عنوان استانی حساس و استراتژیک در عرصه خبر و اطلاع رسانی ناشی از بهره گیری از نیروهای توانمند و متخصص است که باید این نوع موفقیت ها هر روز بیشتر و گسترده تر شود.
سروش ادامه داد: مدیریت اخبار آن هم در منطقه حساس مرزی با مسائل و مشکلات خاص و توانمندیها و ظرفیت های گوناگون آن تقریبا کار مشکل و سختی است که خوشبختانه رسانه های ارتباط جمعی استان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. 

وی با اشاره به نیاز رسانه های ارتباط جمعی سیستان و بلوچستان به نیروهای انسانی متخصص، اجرای طرحهای آموزشی و تاسیس شعبه دانشکده خبر در زاهدان را مهم توصیف کرد. 
وی اظهار داشت: فاصله طولانی این استان با مرکز کشور و سایر استانها ایجاب می کند که آموزش از طریق فضای مجازی در این استان توسعه یابد.
معاون مدیرکل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: راه اندازی شعبه دانشکده خبر در سیستان و بلوچستان و بهره گیری از آموزشهای فضای مجازی به منظور ارتقای توان علمی خبرنگاران و کارکنان رسانه های استان با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و دانشکده خبر خبرگزاری جمهوری اسلامی از ضروریات است.
وی تصریح کرد: راه اندازی شعبه این دانشکده در سیستان و بلوچستان علاوه بر این استان می تواند استان های شرقی کشور را نیز زیر پوشش قرار دهد.
سروش همچنین تشکیل کلاس های مختلف آموزش خبر به صورت ویدئو کنفراس با بهره گیری از اساتید دانشکده خبر را مورد تاکید قرار داد و گفت: این مهم می تواند گام موثری در راستای افزایش توان علمی اصحاب رسانه به ویژه نشریات محلی سیستان و بلوچستان باشد.
معاون اجرایی مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این دیدار از فعالیت های شایسته خبرگزاری جمهوری اسلامی در سیستان و بلوچستان قدردانی کرد و گفت: اداره کل مطبوعات و خبرگزاری های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همواره فعالیت رسانه های مختلف را رصد می کند.
اکبر ملکی با اشاره به نشست های مختلف با اصحاب رسانه و مدیران اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در سفر به زاهدان، افزود: نقش رسانه های ارتباط جمعی به ویژه ایرنا در صحنه اطلاع رسانی بسیار مفید و موثر ارزیابی می شود.
وی بر ارتقای توان علمی کارکنان نشریات محلی سیستان و بلوچستان تاکید کرد و خواستار همکاری استانداری، دانشکده خبر، مراکز آموزش عالی، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و خبرگزاری جمهوری اسلامی در این زمینه شد.
رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز سیستان و بلوچستان نیز در این نشست با اشاره به فعالیت های گسترده ایرنا در این استان گفت: بر اساس سیاست گذاریهای جدید از سوی مدیریت عالی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی ارتقا کیفیت فعالیتهای خبری سرلوحه کار قرار گرفته و در واقع می توان ادعا کرد که اینک ایرنا حرکت شتاب گونه ای را در مسیر اصلی خود آغاز کرده است.
حیدر سرایانی افزود: خبرگزاری جمهوری اسلامی علاوه بر توجه جدی به کیفیت، فعالیت های رسانه ای خود را مزین به اخلاق کرده است و در تلاش برای افزایش همبستگی و وحدت در جامعه به ویژه در استان سیستان و بلوچستان با داشتن قومیت ها و مذاهب مختلف است. 
وی بیان کرد: یکی از رازهای موفقیت همکاران ما در ایرنا سیستان و بلوچستان ارتباط گسترده و دائمی با قشرهای مختلف مردم است و به نوعی این مردم هستند که به عنوان خبرنگار با ما همکاری می کنند و تمام این موفقیت ها را مدیون همکاریهای بسیار خوب مردم، حمایت های مستحکم استاندار سخت کوش و مردمی و سایر مدیران دستگاههای اجرایی به ویژه مدیران اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هستیم.
گفتنی است معاونان مدیر کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به اتفاق رییس خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز سیستان و بلوچستان، معاون فرهنگی و مسوولان اداره مطبوعات و روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان از روزنامه های ' زاهدان و سیستان و بلوچستان ' بازدید و با مدیران و خبرنگاران و کارکنان این رسانه ها دیدار و گفت وگو کردند.



تاريخ : بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

زاهدان- ایرنا- خبرنگاران خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز سیستان و بلوچستان موفق به کسب رتبه های برتر نخستین جشنواره استانی رسانه، نظم و امنیت عمومی شدند.

 

به گزارش ایرنا جشنواره استانی رسانه، نظم و امنیت عمومی با هدف تقویت بسترها و زمینه های رسانه ای نظم و امنیت عمومی، بسط و گسترش تعامل هدفمند نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (ناجا) و رسانه ها و تقویت نقش رسانه ها در پیشگیری ناهنجاری های اجتماعی در سه بخش خبر، مصاحبه و گزارش برگزار شد.

علی اصغر افتاده، عصمت جهانی و محدثه حیدری گرجی از خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) رتبه های برتر سه بخش گزارش، خبر و مصاحبه را از آن خود کردند.

همچنین آثار رستم کریمی نژاد، محمد هادی، محمد میربلوچ زهی و حامد غلامی دوم خبرنگاران ایرنا در شهرستان های نیکشهر، ایرانشهر، خاش و زابل در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفت.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان روز یکشنبه در مراسم اختتامیه این جشنواره در زاهدان میزان بالای احساس ناامنی نسبت به خود ناامنی را از جمله مشکلات استان دانست و گفت: رسانه ها با تولید اخبار از واقعیت های جامعه می توانند این احساس را تغییر دهند.

سردار حسین رحیمی افزود: رسانه ها با کار کردن روی علل و مولفه های شکل گیری احساس ناامنی و تولید اخبار در چارچوب موفقیت های بدست آمده در زمینه مقابله با عوامل ناامنی می توانند تعریف درستی از امنیت استان به مردم ارائه دهند.

وی افزود: سیستان و بلوچستان در مقایسه با دیگر استان ها در بسیاری از جرائم در سطح پایین تری قرار دارد، اما متاسفانه در موضوع سوانح رانندگی رتبه نخست کشوری را به خود اختصاص داده است که باید عوامل دستیابی به این رتبه از سوی رسانه ها بررسی شود.

پیش از این سرهنگ ایوب شرافتی فرمانده پلیس راه سیستان و بلوچستان در نشست با اصحاب رسانه گفته بود: تلفات انسانی حوادث رانندگی در محورهای برون شهری استان براساس اعلام پزشکی قانونی در 11 ماه امسال 709 نفر است که نسبت به مدت مشابه سال گذشته هشت درصد افزایش را نشان می دهد.

طولانی بودن فاصله شهرهای استان، گسترش فعالیت قاچاقچیان سوخت و انسان، وجود جاده های غیر استاندارد و رعایت نکردن برخی رانندگان از قوانین راهنمایی و رانندگی از مهمترین عوامل تاثیرگذار در افزایش حوادث رانندگی است به طوری که واژگونی خودرو بر اثر سرعت زیاد و خواب آلودگی راننده در راس این حوادث قرار دارد.

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان اظهار داشت: این استان با وجود داشتن بیشترین جاده های کشور، کمترین سرانه جاده های اتوبانی را دارد.

وی رسانه ها را مسوول نظارت بر عملکرد دستگاههای دولتی و غیر دولتی دانست و تاکید کرد: اصحاب رسانه باید معضلات و تهدیدهای استان را به درستی در حوزه نظم و امنیت شناسایی و به چالش کشند.

معاون سیاسی اجتماعی استاندار سیستان و بلوچستان نیز در این مراسم گفت: در گذشته ابزار اطلاع رسانی به صورت عمومی در اختیار همگان قرار نداشت، در صورتی که امروز با گسترش تجهیزات رسانه ای کوچکترین اتفاق حتی در روستاهای دور افتاده استان توسط مردم محلی از طریق فضای مجازی در اختیار همگان قرار می گیرد.

علی اصغر جمشیدنژاد افزود: این شرایط می طلبد تا رسانه ها با ارائه اخبار صحیح و با محتوا، زمینه آگاهی بیشتر مردم از مسائل روز استان و منطقه را فراهم کنند.

معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان نیز در این مراسم گفت: فراخوان جشنواره استانی رسانه، نظم و امنیت عمومی از مهرماه امسال از طریق خبرگزاری ها، روزنامه ها و سایت ها اعلام و در نهایت 250 اثر منتشره از اول دی ماه 92 تا پایان دی ماه 93 خبرنگاران در سه بخش گزارش، مصاحبه و خبر به این جشنواره راه یافت.

سرهنگ رضا عامری افزود: پس از بررسی آثار توسط هیات داوران 15 اثر در سه بخش گزارش، مصاحبه و خبر برتر شناخته شد.



کارگاه آموزشی روابط عمومی، فعالان فضای مجازی، رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و برخی از فعالان فرهنگی شهرستان سراوان با حضور  درویش نارویی فرماندار شهرستان و دکتر تمنده رو ازاداره كل روابط عمومي استانداری، در محل فرمانداری برگزار گردید.

درویش نارویی فرماندار شهرستان سراوان در این جلسه با بیان نقش روابط عمومی در جامعه و سازمان ها افزود: روابط عمومی کارکردهای وسیعی در سازمان می تواند داشته باشد و لازمه آن آگاهی و اطلاعات بسزایی است تا پل اطلاع رسانی مناسبی بین سازمان و جامعه باشند.

فرماندار سراوان تصریح كرد: روابط عمومی اي موفق خواهد بود که اطلاعات لازم از حوزه خود داشته باشد و آنرا بطورسالم در اختیار جامعه قرار دهد.

وی در ادامه اظهار داشت: اگر روابط عمومی ها به درستی ایفای نقش نمایند بسیاری از بی اعتمادی هایی که میان مردم و نهاد حکمیت بوجود مي آيد را رفع و به نوعی با اطلاع رسانی درست می توانند بین حاکمیت و مردم آشتی برقرار نمایند.

نارویی در همین راستا گفت: روابط عمومی ها نقش توسعه ای در هر جامعه ای را بر عهداه دارند و نگاه جامعه شناسان خواهد بود که به روابط عمومی در هر جامعه ای اهمیت بدهند.

كارشناس آموزش روابط عمومي استانداري نیز در این جلسه هدف از این سفر را شناسایی مسائل و مشکلات روابط عمومی های دستگاههای اجرایی عنوان و افزود: روابط عمومی ها کانال ارتباطی بین مردم و مسئولین، چشم و گوش سازمان و بازوی اجرایی مديران هستند.

دکتر امان ا... تمنده رو اظهار داشت: مدیران و مسئولینی که ازمهارتهاي ارتباطي بالاتری برخوردارند موفق تر خواهند بود لذا مي طلبد مسئولان با اقشار مختلف مردم خصوصا معتمدين، روحانيون و نخبگان هر منطقه به عنوان رهبران افكار عمومي در ارتباط مستمر باشند و از نقطه نظرات آنان براي بهبود شرايط زندگي مردم بهره بگيرند.

وی در ادامه در رابطه با اهمیت ارتباط موثر تصریح كرد: ارتباطات بايد بصورت تعاملی و دو سویه صورت پذيرد به گونه اي كه با ارتباط تعاملي درک افکار عمومی و نیازهای جامعه آسانتر مي شود و روابط عمومي ها به همان اندازه که اطلاع رسانی می کنند بایستی شنونده مشکلات، نظرات و پیشنهادات مردم باشند.

دکتر تمنده رو درارتباط با نقش رسانه و تأثیر آن بر افکار عمومی جهان گفت: امروزه اهمیت ارتباطات بر کسی پوشیده نیست و قوی ترین ابزار در عرصه روابط بین الملل خبر و اطلاع رسانی است و سازمان هاي رسانه ای نقش بسزایی در شكل دهي افکار عمومی ایجاد می کنند.

وی در پایان اهمیت بروز بودن کارشناسان روابط عمومی را مورد تأکید قرار داد و و درزمینه کارکردهای روابط عمومی افزود: یکی از نقش های بسیار مهم روابط عمومی در سازمان بحران یابی و تلاش براي پيشگيري از بحران و از هم گسيختگي در مجموعه اداري و در سطح اجتماع است. تمنده رو همچنين نقش روابط عمومي ها برای حفظ ایجاد همبستگی و افزايش روحيه كاري و ايجاد فضاي دوستي و نشاط در مجموعه اداري را مورد تاكيد قرار داد.



تاريخ : نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

فرماندار شهرستان ویژه زابل:

روابط عمومی بازوی توانمند، پرتحرک و مشاور قوی برای مدیر است

زابل- ایرنا- معاون استاندار سیستان و بلوچستان و فرماندار شهرستان ویژه زابل گفت: متاسفانه در برخی از ادارات انتظارات مدیران از روابط عمومی سطحی و در حد عکس گرفتن و درج اخبار بر روی برد است در حالیکه روابط عمومی بازوی توانمند، پرتحرک و مشاور قوی برای سازمان و مدیر است.

 

به گزارش ایرنا هوشنگ ناظری روزدوشنبه در گردهمایی مسوولان روابط عمومی ادارات زابل در فرمانداری این شهرستان افزود: روابط عمومی کار تخصصی، حایز اهمیت و در ساختار تشکیلاتی مستقیم با مدیر سازمان در ارتباط است.


وی اظهار داشت: زمانی سازمان در جهت برنامه ها و اهداف خود موفق است که از روابط عمومی قوی برخوردار باشد.

فرماندار شهرستان ویژه زابل با بیان اینکه شریان اصلی یک سازمان روابط عمومی است گفت: هیچ انتقاد و اعتراضی از سوی مردم نباید بدون پاسخ بماند و نقش روابط عمومی در انتقال آن به مدیر و سازمان پررنگ دیده می شود.

وی ارتباط با مردم، رسانه ها، دستگاههای اجرایی، نحوه پیگیری مصوبات جلسه، برگزاری جلسات را از جمله وظایف روابط عمومی برشمرد.

ناظری اضافه کرد: به روز بودن، ایجاد تحرک، جریان سازی، ارتباط با دیگر سازمان ها و هنر کاهش مسایل اجتماعی از دیگر وظایف روابط عمومی است.
وی با بیان اینکه هیچ چیزی نباید از دید تیزبین روابط عمومی پنهان بماند اظهار کرد: مسوولان و کارشناسان روابط عمومی ادارات باید همواره با رصد رسانه های نوشتاری، دیداری و شنیداری مطالب و مسائل روز را به صورت دسته بندی به مدیر سازمان ارایه کنند.

معاون استاندار سیستان و بلوچستان آموزش های مستمر ضمن کار برای روابط عمومی را مورد تاکید قرار داد.

مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی زابل نیز در این نشست گفت: مشکل اصلی روابط عمومی ادارات عدم شناخت از جایگاه و اهمیت آن است در صورتیکه روابط عمومی پل ارتباطی مردم با سازمان و کارمندان با مدیر و بر عکس است.

کارشناس مسوول روابط عمومی استانداری سیستان و بلوچستان در این گردهمایی اظهار داشت: یکی از مشکلات اصلی روابط عمومی ادارات عدم درک درست و قبول نداشتن آن از سوی برخی مدیران است که در این زمینه مسوولان و کارشناسان روابط عمومی موظف به نشان دادن ظرفیت و جایگاه روابط عمومی به مدیر هستند.

دکتر 'امان الله تمنده رو' افزود: زمانی که روابط عمومی ها قوی وارد عرصه کار شوند مدیران به آنها نیاز پیدا می کنند و روابط عمومی چشم، گوش و بازوی اجرایی توانمند اداره و مدیر می شود.

وی گفت: با پیشرفت فناوری امروز شبکه های اجتماعی فراگیر شده که نیاز است روابط عمومی ادارات گروهی در این شبکه ها حضور پيدا كرده و مطالب آموزنده و تجربیات خود را در کار به اشتراک گذارند.

کارشناس مسوول روابط عمومی استانداری سیستان و بلوچستان ادامه داد: عصر اطلاع رسانی یک طرفه به پایان رسیده و مردم دوست دارند دولت بیشتر شنونده باشد.
تمنده رو پیشنهاد کرد: شورای هماهنگی روابط عمومی ادارات به صورت مستمر و خودجوش تشکیل شود.

وی با بیان اینکه روابط عمومی ها باید از مناسبتی کار کردن و روز مرگی اجتناب کنند گفت: مدیران روابط عمومی با برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت اهداف سازمان را به خوبی سوق دهند.

 



تاريخ : بیستم بهمن ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

 

 

"خاورمیانه در دنیا از نظر مفهوم کشور-ملت (nation-state) ضعیف‌ترین منطقه است و اینکه اکثر درگیری‌های نظامی و قومی و جریانات افراطی در این منطقه رخ می‌دهد به این خاطر است که هنوز در بخش‌های مهمی از خاورمیانه حکومت‌های ملی شکل نگرفته است."
روایت دکتر سریع‌القلم از نشست داووس 2015
 مجمع جهانی اقتصاد که اوایل بهمن‌ماه در داووس سوئیس برگزار شد با تمرکز بر چهار محور اصلی به ارزیابی سمت و سوی آینده جهان پرداخت.

 تداوم رشد و ایجاد ثبات در اقتصاد‌های ملی و منطقه‌ای، افزایش همکاری‌ها در سایه بحران‌ها، افزایش امنیت در جوامع و روش‌های نوآوری در صنعت، چهار محور طراحی شده نشست 2015 بود.340 میزگرد و سخنرانی تخصصی در 6 روز به این موضوعات اختصاص یافت. 

به گزارش عصر ایران به نقل از دنیای اقتصاد، دکتر محمود سریع‌القلم، نظریه‌پرداز توسعه و یکی از معدود ایرانی‌هایی که 16 سال پیاپی در این نشست شرکت کرده است در گفت‌و‌گویی چارچوب مباحث مطرح شده را تشریح کرد. به گفته این صاحب‌نظر ایرانی، «لیدر شیپ» به معنای توان اجماع‌سازی، نیروی کار متخصص، امنیت غذایی، خشکسالی و آلودگی‌های محیط‌زیستی ازجمله پنج چالش اصلی جهان آینده محسوب می‌شوند. البته در کنار این چالش‌ها، مجمع جهانی اقتصاد یک پرسش بسیار مهم را نیز بررسی کرد. ثروت جهانی در حال افزایش است؛ آیا این رشد ثروت توزیع می‌شود؟ سریع‌القلم می‌گوید: آمارهای داووس 2015 نشان می‌داد کمتر از 9 درصد از جمعیت جهان بیش از 83 درصد ثروت جهان را در اختیار دارند. این چهره ارشد دانشگاهی ایران در کنار تشریح مباحث مطرح شده در داووس راهکارهای عبور از این مخاطرات را نیز توضیح داد. 

سوغاتش از داووس 2015 با 340 میزگرد و سخنرانی تخصصی در 6 روز، آمار و اطلاعاتی از تنور درآمده از شهری است که با دمای گاه 15 درجه زیر صفر، میزبان 2500 نفر از 140 کشور جهان بود. محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، سال قبل که از داووس برگشت گفت که جهان را نه در حال انحطاط که «در حال انتقال بزرگ» می‌بیند: «شهروندان در اكثر كشورهای دنيا كه شامل آفريقا هم می‌شود، امروز از زندگی بهتری برخوردار هستند.» جهانی که او سال قبل پس از بازگشت از داووس توصیف کرد طبقه متوسط‌اش در اروپا و آمریکای شمالی رو به کاهش و در آسیا و آمریکای لاتین به سمت افزایش می‌رفت.

 آمارهایی که توزیع ثروت جهانی در سال 2015 نشان می‌دهد کماکان همان روند ادامه دارد. استنباط یکسان سریع‌القلم از دو اجلاس اخیر داووس این است که منطقه‌‌گرایی در حال جایگزینی با جهانی شدن است. سریع‌القلم از قفل‌شدگی کشورهای منطقه به هم گفت که اتصالات به قدرت‌های بزرگ را به لحاظ وابستگی‌های سیاسی و امنیتی کم می‌کند. نویسنده کتاب «عقلانیت و توسعه‌یافتگی ایران»، جهت‌گیری‌ها، چالش‌ها، مخاطرات و پیشنهاد‌ها را برشمرد و گفت اولین چالش مهم جهانی مساله لیدرشیپ است؛ کسی که قدرت اجماع داشته باشد و اگر حتی با مسائل امنیتی روبه‌روست اما باید بتواند هنرمندانه نرخ رشد اقتصادی را حفظ کند. داووس 2015 به روایت سریع‌القلم، تصویری است از جهانی که از 3 تا 9 دهه آینده با آن مواجهیم؛ جهانی که باید از توزیع ناعادلانه ثروت تا کمبود آب را تاب بیاورد. 
 
امسال موضوع ایران در هیچ کدام از نشست‌های اجلاس داووس مطرح نشد؟

هیچ میزگردی در مورد ایران برگزار نشد، هیچ بحث مستقلی در مورد ایران نبود، مگر در میزگردهای کلی‌تری که به مسائل امنیت بین‌الملل، نفت و رقابت‌های ژئوپلیتیک می‌پرداخت، بعضاً از سوی حضار، پرسش‌هایی در مورد ایران مطرح شد. البته به‌طور کلی درباره منطقه خاورمیانه نسبت به سال‌های گذشته میزگردهای بسیار کمتری برگزار شد. کمااینکه تقریباً از روز سوم اجلاس، بسیاری از رهبران و سیاستمداران عربی، داووس را برای شرکت در مراسم ترحیم ملک عبدالله پادشاه عربستان ترک کردند و میزگردهایی که برای بررسی مسائل خاورمیانه طراحی شده بود همگی لغو شد. 

مطرح نشدن موضوع ایران احتمالاً متاثر از عدم حضور آقای روحانی در داووس بوده است. اگر رئیس‌جمهور در این اجلاس حاضر می‌شد، شاید دیدارها یا جلساتی به موضوع ایران اختصاص پیدا می‌کرد. 

دلیل اصلی‌اش این است که داووس، یک اجلاس اقتصادی است و شرکت‌ها و موسسات حاضر در این اجلاس نگاهشان به ایران به عنوان یک فرصت سرمایه‌گذاری است. از سال گذشته همه در انتظار بودند که مذاکرات هسته‌ای به یک توافق پایدار و جامع برسد، تا تحریم‌ها لغو شود و شرکت‌ها و موسسات بتوانند در ایران سرمایه‌گذاری کنند. من فکر می‌کنم علاقه به حضور در اقتصاد و صنعت ایران به شدت وجود دارد، چه از سوی اروپایی‌ها و چه از سوی آسیایی‌ها. ولی مانع بزرگ، تحریم‌هایی است که وجود دارد، و همه این مسائل تابع این است که مذاکرات هسته‌ای به یک توافق جامع برسد و به تدریج تحریم‌ها تقلیل یابند و فضای سرمایه‌گذاری و تعامل اقتصادی بین ایران و دنیای خارج تسهیل شود. 

 در یکی از نشست‌های داووس گفته شد که سال قبل نه حرفی از داعش بود و نه اوکراین ولی امسال این دو موضوع دیگر مباحث این اجلاس را تحت‌الشعاع قرار داده بود. به عبارتی هر سال پدیده‌هایی مطرح می‌شود که هیچ نشانی از آنها در اجلاس قبلی نبوده و حتی پیش‌بینی هم نشده، اما به فاصله یک سال به عنوان یکی از تهدیدهای اقتصاد جهان در کانون توجه قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه عنوان اجلاس امسال داووس «زمینه جدید جهانی» بود، چه محورهایی در آن مورد بحث و همفکری قرار گرفت؟ 

امسال اجلاس داووس حول چهار محور طراحی و برنامه‌ریزی شده بود: 1- تداوم رشد و ایجاد ثبات در اقتصادهای ملی و منطقه‌ای، 2- افزایش همکاری در سایه بحران‌های متعدد منطقه‌ای و بین‌المللی، 3-افزایش امنیت در جوامع و 4- روش‌های افزایش نوآوری در صنعت. امسال حدود 340 میزگرد و سخنرانی تخصصی در شش روز برگزار شد که 80 درصد آنها پیرامون مسائل اقتصادی بود، حدود 10 درصد درباره مسائل سیاسی و ژئوپلیتیک و 10 درصد هم شاید بیش از 40 موضوع را دربر می‌گرفت. در یکی از میزگردها آخرین دستاوردهای چند محقق در رابطه با نابینایی مطرح شد و آنها پیش‌بینی می‌کردند که تا سال 2020 بتوان نابینایی را کاملاً درمان کرد تا بشر دیگر با این مشکل روبه‌رو نباشد. 

طیف مسائلی که در داووس مطرح می‌شود بسیار گسترده است، ضمن اینکه تمرکز بر مسائل اقتصادی است اما مباحثی درباره محیط زیست،‌ وضعیت آب و هوا، مشکل آب، رقابت ژئوپلیتیک، آینده روابط ژاپن و چین، وضعیت آمریکای لاتین، افراطی‌گری، نقش سازمان‌های غیردولتی در سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی هم از جمله عناوینی هستند که در نشست‌ها مطرح شد. اما در اجلاس امسال یک موضوع بسیار برجسته بود و آن اینکه همه کشورها به درجات بسیار بالاتری از همکاری و هماهنگی نیاز دارند و گفته می‌شد که بعد از سال‌ها گفت‌وگو و مذاکره و هماهنگی، چین و آمریکا موافقت کردند تا سال 2030، معادل 30 درصد از میزان گازهای گلخانه‌ای را در جو زمین کاهش دهند و این نشان‌دهنده همکاری دو قدرت صنعتی جهان است.

 چه در سطح مسائل منطقه‌ای و چه در مسائل بین‌المللی، واژه‌های همکاری، هماهنگی،‌ تفاهم و نظرخواهی متقابل به‌طور متناوب مطرح می‌شد. طبق یک ارزیابی که در داووس مطرح بود، گفته شد که امروز بالاترین میزان همکاری در سطح جهانی در بین کشورهای آسیایی وجود دارد و کمترین همکاری در منطقه خاورمیانه است که در آن اوج قطبی شدن فکر، عمل، اندیشه، سیاست و جریان‌های اجتماعی وجود دارد. منطقه آسیا بهترین عملکرد اقتصادی را در دنیا دارد و بیشترین همکاری بین دولت‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌های غیردولتی در آن قابل مشاهده است. مثلاً در منطقه «آسه‌آن» که 10 کشور در آن عضو هستند و حدود 620 میلیون نفر جمعیت را در‌بر می‌گیرد، حداقل نرخ رشد اقتصادی 5 درصد است و از طریق ایجاد راه‌آهن و جاده، سرمایه‌گذاری‌های وسیعی شده که این کشورها به همدیگر قفل شوند و رفت‌وآمد شهروندان به راحتی امکان‌پذیر باشد. 

در عین حال اوج رقابت بین کشورها در منطقه آسه‌آن در جریان است. در مجموع روسای سازمان‌های مالی بین‌المللی مانند آی‌ام‌اف (IMF) و بانک جهانی و روسای دولت‌ها مانند خانم آنگلا مرکل صدراعظم آلمان یا فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه که دو شخصیت برجسته اجلاس امسال داووس بودند بر هماهنگی، همکاری و نزدیک کردن دیدگاه‌ها و ایجاد تفاهم بین دولت‌ها و سازمان‌های تصمیم‌گیرنده تاکید فراوان داشتند. 

در غرب آسیا و منطقه خاورمیانه گویا مسیر متفاوتی با شرق این قاره از نظر همکاری طی می‌شود. 

بله، کاملاً روشن است. سال گذشته در اجلاس داووس گفته می‌شد اختلافات سرزمینی بین دو کشور چین و ژاپن احتمال دارد به درگیری‌های نظامی بینجامد اما اکثر تحلیلگران معتقد بودند که این اتفاق نمی‌افتد، به این دلیل که وقتی اولویت نخست کشورها رشد و توسعه اقتصادی است، در اختلافات امنیتی، مرزی و سیاسی راحت‌تر با یکدیگر به توافق می‌رسند. با اینکه چین الان یک قدرت جهانی است و در آسیا جایگاه مهمی برای خودش در تامین امنیت قائل است اما همکاری اقتصادی را به آن اولویت می‌دهد. در شرق آسیا به‌رغم اختلافات سرزمینی، مرزی و تاریخی که وجود دارد، اهمیت روابط اقتصادی به قدری برجسته است که تمام اختلافات دیگر را به حاشیه می‌راند. اما در خاورمیانه و غرب آسیا توسعه اقتصادی اولویت کشورها نیست. 

ترکیه تنها کشور منطقه است که رشد و توسعه اقتصادی برای آن مهم و تعیین‌کننده است. دیگر کشورها به دنبال جایگاه، شأن، موقعیت، نفوذ و حضور هستند و به همین دلیل رقابت ژئوپلیتیک در منطقه خاورمیانه و رقابت سیاسی و امنیتی بین کشورها به مراتب اهمیت بیشتری دارد تا رشد و توسعه اقتصادی. کمااینکه میزان تجارت میان کشورهای خاورمیانه فقط شش درصد کل تجارت آنهاست و 94 درصد روابط اقتصادی آنها با کشورهای بیرون از منطقه است. در حالی که 40 تا 85 درصد کل تجارت کشورهای آسیایی با چین است و این خود مفهومی را طرح می‌کند با عنوان «قفل‌شدن». وقتی که کشورها به لحاظ اقتصادی با همدیگر قفل شوند با یکدیگر همکاری سیاسی بیشتری خواهند کرد.

 لهستان حدود یک دهه خودش را در حوزه‌هایی مانند صنعت، فناوری، دانشگاه و حتی بهره‌گیری از نظام حزبی و یادگیری نحوه تعامل سیاسی به آلمان قفل کرده است و الان یکی از موفق‌ترین کشورهای شرق اروپا با نرخ رشد اقتصادی 4.5 درصد است به طوری که اتحادیه اروپا قصد دارد در 10 سال آینده 40 میلیارد یورو در زیرساخت‌های عمرانی لهستان سرمایه‌گذاری کند؛ کشوری که جمعیت آن حدود 40 میلیون نفر است و تمام شاخص‌های توسعه آن هر سال بهتر می‌شود.

 لهستان یک تصمیم بزرگ استراتژیک گرفت و آن اینکه خود را به همسایه‌اش آلمان قفل کرد و بهره‌برداری‌های بسیار گسترده‌ای از این ارتباط می‌کند. الان منطقه‌گرایی جای جهانی شدن را گرفته است، یعنی کشورها به منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنند اولویت می‌دهند تا مسائل امنیتی خودشان را به حداقل برسانند و بیشتر بر رشد و توسعه اقتصادی تمرکز کنند. بازارهای مصرف و سرمایه و کار را به همدیگر قفل می‌کنند تا بتوانند به صلح پایدار برسند. مروری بر بودجه‌های نظامی کشورهای جهان شاخص خوبی برای ارزیابی این موضوع است؛ آمریکا سالانه 640 میلیارد دلار هزینه نظامی می‌کند، چین 188 میلیارد دلار، روسیه 88 میلیارد دلار، عربستان 67 میلیارد دلار، بعد از آنها چند کشور اروپایی مانند آلمان، فرانسه و انگلستان هستند. بعد از این کشورها، ارقام مربوط به بودجه‌های نظامی به شدت کاهش می‌یابد و کشورها با قفل کردن اقتصاد خود به همسایگانشان، پرداختن به نظامی‌گری و هزینه‌های گزاف نظامی را غیرضروری می‌دانند.

 دو نمونه بارز آن یکی آسه‌آن در آسیاست که دارای بالاترین نرخ رشد اقتصادی است و دیگری آمریکای لاتین که در آن کشورها در حال لغو ویزا در منطقه هستند و اقتصادشان را به همدیگر قفل می‌کنند تا درهای بازار کار و سرمایه را به روی یکدیگر باز کنند. مزیت بسیار مهم آمریکای لاتین این است که دارای یک زبان مشترک هستند که این باعث می‌شود از نظر فعالیت اقتصادی و بازاریابی فرصت‌های بسیار گسترده‌ای برای شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران و بانک‌ها فراهم شود و این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که چطور کشورها توانسته‌اند با پرداختن به رشد اقتصادی و قفل کردن خودشان به منطقه، ضرورت اتصالات سیاسی به قدرت‌های بزرگ را کم کنند. 

کاهش اتصالات سیاسی به قدرت‌های بزرگ چه فرصت‌هایی ایجاد می‌کند؟ 

یکی از مهم‌ترین فرصت‌هایی که ایجاد می‌کند تامین استقلال و امنیت ملی است. امروز کشورهایی مانند آرژانتین، شیلی، برزیل، مکزیک و حدود هفت، هشت کشور کوچک و متوسط آمریکای مرکزی وقتی با همدیگر همکاری می‌کنند، بین آنها ماجراجویی‌های امنیتی دیگر وجود ندارد و کسی به دنبال برتری‌طلبی به دیگری نیست. توانمندی‌های نظامی و سرزمینی و ژئوپلیتیکی این کشورها نسبتاً نزدیک به هم است و قفل شدن اقتصادی باعث می‌شود که سیاستمداران را به سمت نوعی همکاری و هماهنگی سوق دهد. 

در واقع همکاری‌های منطقه‌ای باعث می‌شود توجه به قدرت‌های بزرگ کمتر شود... 

اتصالات به قدرت‌های بزرگ به لحاظ وابستگی‌های سیاسی و امنیتی کم می‌شود وگرنه از نظر اقتصادی و ورود بازار، قدرت‌های بزرگ همچنان اهمیت دارند مثلاً الان بازار کفش آمریکا در اختیار برزیل است یا نیروی کار مکزیک در آمریکا نقش دارد و در معرض یادگیری‌های گسترده قرار گرفته و تا اندازه‌ای هم با فناوری آشنا شده است. مکزیک کشور نفتی غیراوپک است؛ 20 سال پیش 75 درصد صادرات مکزیک نفت بود اما امروز 75 درصد صادرات آن، کالا و خدمات است. مکزیک یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های مخابراتی را در آمریکای لاتین دارد و سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در مخابرات کرده است. من فکر می‌کنم آشنایی با تحولات آسیا و آمریکای لاتین در کشور ما به شدت اندک است؛ ما تلقیاتی از آسیا و آمریکای لاتین داریم که از واقعیات بسیار دور هستند. به همین دلیل بسیار مفید است که ما بتوانیم این داده‌ها و تحولات جدید را مطالعه کنیم. 

شما اشاره کردید که منطقه‌گرایی جای جهانی شدن را می‌گیرد و دو نمونه هم به عنوان مثال نام بردید، یکی آسه‌آن و دیگری آمریکای لاتین. اتحادیه اروپا نمونه دیگری است که این به هم پیوستگی یا قفل‌شدگی کشورها را به‌خوبی تبیین می‌کند؛ در حال حاضر آلمان به یونان کمک مالی می‌کند تا اقتصاد این کشور دچار فروپاشی نشود. پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان از رای‌دهندگان یونانی خواست در منطقه یورو باقی بمانند، اما چپگراهای مخالف سیاست‌های اقتصاد ریاضتی پیروز انتخابات شدند. بلافاصله در اسپانیا تظاهراتی در اعتراض به تدابیر ریاضتی دولت برگزار شد. پس این تفکر اتحادیه‌ای یا همکاری‌های درون‌منطقه‌ای در حال فراگیر شدن است. در خاورمیانه دو اتحادیه وجود دارد، سازمان اکو و شورای همکاری خلیج فارس. اما هیچ یک از این اتحادیه‌ها، کارایی نمونه‌های آسیایی، اروپایی و آمریکایی خود را ندارد. این بیشتر به دلیل قطبی شدن خاورمیانه و تلاش کشورها برای نفوذ و حضور بیشتر است یا عوامل ژئوپلیتیک و عدم تجانس منافع در آن دخیل است؟ 

خاورمیانه در دنیا از نظر مفهوم کشور-ملت (nation-state) ضعیف‌ترین منطقه است و اینکه اکثر درگیری‌های نظامی و قومی و جریانات افراطی در این منطقه رخ می‌دهد به این خاطر است که هنوز در بخش‌های مهمی از خاورمیانه حکومت‌های ملی شکل نگرفته است. در سال 2007، 28 گروه جهادی در منطقه خاورمیانه وجود داشت اما الان این رقم به 49 گروه رسیده است. در سال 2006، این گروه‌ها 100 حمله انجام دادند که در سال گذشته به 950 حمله افزایش یافت. در مجموع سال گذشته 18 هزار نفر در اثر حملات تروریستی جان خود را از دست دادند. اتفاقاً تعداد کشته‌شدگان غربی به شدت در حال کاهش است و بیشتر تلفات از مردم منطقه است.

هنوز برای کشورهای خاورمیانه موضوع نفوذ و حضور در سطح منطقه اولویت دارد و بازی سیاسی در منطقه، بازی با حاصل‌جمع صفر است. واژگانی مانند ائتلاف، همکاری، هماهنگی، نزدیک شدن اهداف به همدیگر در این منطقه بسیار غریب هستند و به همین دلیل حتی اگر به صورت صوری سازمان‌ها و اتحادیه‌ها یا روابط عادی دیپلماتیک وجود دارد اما تقریباً می‌شود گفت که کشورهای مهم منطقه به دنبال دستور کار مستقل خودشان هستند که در بسیاری موارد با همدیگر تضاد و درگیری پیدا می‌کند. کشورهای منطقه به دنبال ایجاد حریم هستند تا نفوذ خودشان را تثبیت کنند و انواع جریان‌ها به وجود می‌آید تا این شأن و جایگاه کشورها در منطقه حفظ شود. 

کشورهایی در منطقه هستند که از نظر تجارت و رشد و توسعه در جایگاه خوبی قرار دارند مانند امارات و کویت ولی به دلیل کوچک بودن و عدم شکل‌گیری حکومت‌های ملی در آنها نمی‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند و مجبورند خودشان را به یکی از قدرت‌های منطقه یا جهان متصل کنند تا حکومت‌شان تثبیت شود. برای درک چرایی این پدیده و عدم اتحادهای قدرتمند منطقه‌ای در خاورمیانه باید سراغ چه شاخصه‌هایی رفت؟ 

به نظر من در منطقه تنها کشوری که در آستانه شکوفایی و ظهور است، ترکیه است. 

در ترکیه انتقال مسالمت‌‌آمیز قدرت رخ می‌دهد و سال‌هاست که در آن خبری از کودتای نظامیان نیست. همانند برخی کشورهای عربی در آنجا یک خاندان قدرت ندارد. در کشورهای عربی خانواده‌ها هستند که حکومت می‌کنند. در شرق آسیا هم کره شمالی چنین نمونه‌ای است و در زمره حکومت‌های مطلقه قرار می‌گیرد. به‌واقع همین موضوع بهترین تصویر از پیوند بین نحوه حکمرانی و رشد و توسعه کشورهاست. در اجلاس داووس امسال هم موضوع حکمرانی مورد توجه سخنرانان قرار گرفته بود. آنها از چه زاویه‌ای موضوع را بررسی می‌کردند؟ 

در اجلاس داووس امسال به پنج چالش بنیادی جهان پرداخته شد. قبل از اینکه به داووس بروم جلسات آمادگی برای اجلاس سالانه مجمع جهانی اقتصاد تشکیل شده بود که امسال در دوبی بود و حدود 200 نفر در رشته‌های مختلف در بیش از 30 کمیته مختلف به مدت چهار روز بحث کردند تا این دستور کار را مشخص کنند. درباره این پنج چالش جهانی به قدری بحث شد تا اینکه به چارچوب اولویتی رسید و اولین اولویت آن که از همه مهم‌تر است درباره لیدرشیپ (Leadership) بود. من معتقدم واژه Leadership ترجمه فارسی ندارد چون ما مثلاً برای management از ترجمه مدیریت استفاده می‌کنیم و گاهی Leadership را هم مدیریت معنا می‌کنند، در حالی که این واژگان، معانی خاصی در فرهنگ حکمرانی دارند. وقتی می‌گوییم management در حکمرانی یعنی یک نفر وظایفی را که روی کاغذ مشخص شده، به سرانجام می‌رساند.

 اما Leadership یعنی افرادی که در مسائل مختلف دارای یک بینش و افق دید هستند، برای اهدافی که مشخص می‌کنند ظرفیت ایجاد اجماع دارند. من نمی‌دانم چه واژه فارسی را در نظر بگیریم که همه اینها را یک‌جا جمع کند، در حالی که Leadership مفهومی جامع است. به هر حال در جلسات مختلفی مطرح شد که بزرگ‌ترین چالش جهانی در حکمرانی مساله Leadership است. در دوران قدیم حتی تا 20 سال گذشته کسانی که تصمیم‌گیری می‌کردند دایره محدودتری داشتند اما امروز در جهان برای تصمیم‌گیری، هم تعدد آرا خیلی زیاد شده و هم تضاد آرا و اجماع‌سازی کار بسیار سختی است، این به معنای آن نیست که گروه‌ها و جریان‌ها با هم درگیرند بلکه به این معناست که منافع بسیار گسترده شده است. فرض کنید الان در کشوری مانند چین، حزب کمونیست با مرکزیت و استقلالی که دارد وقتی می‌خواهد در مسائل مختلف اقتصادی سیاستگذاری کند با جریان‌های مختلف لابی روبه‌رو است. 

گروهی هستند که علاقه‌مندند نرخ تورم اصلاً تغییر نکند، بعضی‌ها هستند که تورم به نفع‌شان است، بعضی‌ها هستند که می‌خواهند بازارهای سرمایه را محدودتر نگه دارند، بعضی‌ها می‌خواهند بازارهای سرمایه را باز کنند، برخی می‌خواهند از طریق مستغلات به ثروت برسند، برخی دیگر می‌خواهند از طریق تولید به ثروت برسند. به قدری گروه‌های ذی‌نفع اقتصادی و بعضاً مدنی و حتی سیاسی در کشورها زیاد شده‌اند که لیدرشیپ باید بتواند همه منافع را در نظر گرفته و بر اساس منافع ملی تصمیم بگیرد و پیوستگی داشته باشد. به این معنا حکمرانی در دنیا بسیار کار مشکلی شده است امروز به این دلیل که جهان دیجیتالی شده است، حکومت‌ها مجبورند با شفافیت بیشتری تصمیم بگیرند و مصالح و منافع بسیاری از جریان‌ها و گروه‌ها را مد نظر قرار دهند. 

در این جهان با گردش آزاد اطلاعات، تصمیم‌گیری‌های غلط خودش را راحت‌تر نشان می‌دهد، ضمن اینکه باید در نظر داشته باشیم هنوز 60 درصد مردم دنیا آنلاین نیستند ولی الان 2.5 میلیارد موبایل هوشمند در دنیا مصرف می‌شود که دو سال دیگر یعنی تا آخر سال 2016، این تعداد به 4.6 میلیارد موبایل هوشمند خواهد رسید و این اهمیت آی‌تی و خدمات را در سال‌های 2015 و 2016 نشان می‌دهد که حکمرانی خوب و بد خودش را خیلی سریع در گوشی‌های موبایل نشان می‌دهد. همه در معرض این فضا قرار می‌گیرند و حتی حکومت‌های بسته‌ای مانند کره شمالی یا بعضی از حکومت‌هایی که در منطقه خاورمیانه هستند هم با گردش آزاد اطلاعات و دنیای دیجیتال مواجه خواهند شد که نشان‌دهنده این است که لیدرشیپ خیلی حساس‌تر و دقیق‌تر شده و نیاز به مواد خام پیچیده دارد. لیدرشیپ در گذشته بیشتر مبتنی بر جنبه‌های روحیه‌ای رهبران بود اما امروز به شدت با بینش و مواد خام، مشورت و به خصوص اجماع‌سازی روبه‌رو می‌شود.

 شما ببینید ژنرال دوگل در فرانسه دهه 60 میلادی با چه روحیاتی تصمیم می‌گرفت و چه تلقی‌ای از فرانسه داشت و بیوگرافی‌هایی که در رابطه با او نوشته شده می‌گویند که در دفتر کارش یک تلفن داشت که کسی جرات نداشت به آن زنگ بزند و آن تلفن هیچ وقت زنگ نخورد، این به خاطر ابهتی بود که دوگل داشت و می‌گفتند حتماً هر تصمیمی می‌گیرد به نفع منافع ملی فرانسه است. اما امروز آقای فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه برای اینکه بتواند نیم درصد نرخ رشد اقتصادی به وجود بیاورد، چقدر باید با صنایع و جریانات مختلف اجتماعی و اقتصادی و اتحادیه اروپا و نهادهای بین‌المللی مشورت کند تا بتواند به جمع‌بندی برسد. البته هرچقدر که اقتصادها مستقل از دخالت دولت باشند نقش تعیین‌کنندگی لیدرشیپ کمتر می‌شود. 

در اجلاس داووس امسال مطرح شد که اقتصاد آمریکا در سال 2015 بهبود پیدا خواهد کرد. در سال گذشته، 2.5 میلیون شغل در آمریکا ایجاد شد و نرخ بیکاری از 7 درصد در 18 ماه پیش الان به 5.6 درصد رسیده و اگر همین وضعیت تداوم یابد نرخ رشد آمریکا با 2.8 درصد در سال 2015 ادامه پیدا می‌کند و نرخ بیکاری در آمریکا احتمال دارد تا پایان دوره ریاست جمهوری باراک اوباما به چهار درصد برسد. الان اقتصاد آمریکا روند رو به جلویی دارد. نرخ رشد اقتصادی چین 6.8 درصد است، انگلستان 3.1 درصد، اروپا و ژاپن یک درصد و نرخ رشد جهانی 3.8 درصد. اینها تا اندازه‌ای اهمیت مساله لیدرشیپ را نشان می‌دهد. آمریکا به رغم اینکه به مسائل امنیتی اهمیت می‌دهد ولی با همکاری‌هایی که بین دولت ایالات متحده و کنگره و بخش خصوصی بوده، همچنان بازار کار آمریکا به روی کسانی که تخصص دارند، باز است. 

الان حدود 6.5 میلیون نفر در آمریکا با ویزای کار مشغول به فعالیت هستند و آمریکا در حوزه آی‌تی بهترین‌های چین، هند و کشورهای دیگر را با حقوق بسیار بالا جذب می‌کند. اگر کسی در آی‌تی تخصص پیدا کند از هر ملیتی باشد می‌تواند به راحتی در آمریکا کار پیدا کند چون آمریکا در قرن بیست و یکم مهم‌ترین مزیت خودش را در حوزه آی‌تی تعریف کرده است، به این دلیل که در حوزه تولید کالاهای مصرفی خیلی از کشورهای دیگر وارد بازارها شده‌اند و آن سهم سنتی آمریکا را گرفته‌اند. بنابراین لیدرشیپ به معنای توان اجماع‌سازی خیلی تعیین‌کننده است. 

کشوری مانند آمریکا گرچه تحت تاثیر مسائل امنیتی است اما این مانع از گسترش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای دیگر نمی‌شود و به نظر من همین ویژگی را می‌شود در رابطه با ترکیه مطرح کرد، یعنی ترکیه با اینکه در حوزه سیاست خارجی خیلی فعال بوده و در مسائل مختلف عراق، سوریه، فلسطین، قفقاز و آسیای مرکزی صحنه‌گردان بوده اما اقتصاد ترکیه همچنان رشد کرده و در سال 2013 چهارمین مرکز توریسم جهان بعد از فرانسه، ایتالیا و اسپانیا بود و توانست 36 میلیون نفر گردشگر جذب کند. یعنی لیدرشیپ در دنیا باید این ظرفیت را داشته باشد که اگر با مسائل امنیتی هم روبه‌روست ضمناً باید بتواند هنرمندانه نرخ رشد اقتصادی خودش را حفظ کند که نمونه‌های بارز آن در دنیای امروز چین و آمریکا هستند. هر دو با مسائل مختلف امنیتی چه در سطح بین‌المللی و چه منطقه‌ای مواجه هستند اما حوزه اقتصاد آنها نسبتاً موفق و مستقل عمل می‌کند. 

این وضعیت تا حدودی در حوزه عربی خلیج فارس هم دیده می‌شود. بسیاری از کشورها با مسائل مختلف منطقه‌ای روبه‌رو هستند، در اردن الان نزدیک به یک میلیون نفر آواره سوری وجود دارد، این کشور سالانه حدود نیم میلیارد دلار برای خدمات‌رسانی به این آوارگان از آمریکا کمک مالی دریافت می‌کند. مجموعه اعضای شورای همکاری خلیج فارس دو تریلیون دلار ذخایر ارزی دارند که سود سرمایه‌گذاری آنها در نقاط مختلف جهان سالانه حدود 150 تا 200 میلیارد دلار است و طبق قوانین آنها، این سرمایه‌گذاری‌ها نباید در کشورهای خودشان یا در منطقه خاورمیانه انجام شود بلکه باید خارج از منطقه سرمایه‌گذاری کنند. این کشورهای عربی با توجه به جمعیت کم و سطح درآمد و کیفیت زندگی بسیار بالایی که امروز دارند، می‌توانند 150 سال آینده خود را تضمین کنند. این تلقی سنتی که در کشور ما درباره کشورهای عربی است در بسیاری از موارد صحت ندارد.

 این کشورها در حوزه‌های مالی، سرمایه‌گذاری، جهت‌گیری‌های اقتصادی و نفتی، روابط اقتصادی بین‌المللی به شدت با مشورت‌های دقیق بین‌المللی تصمیم می‌گیرند. تصمیمی که عربستان سعودی برای کاهش قیمت نفت گرفت به نظر من عمدتاً ملاحظات و محاسبات اقتصادی داشت و هدف آن جلوگیری از ورود سرمایه‌گذاران بزرگ دنیا در تولید نفت ماسه‌ای (shale oil) به خصوص در آمریکا و در بعضی مناطق دیگر دنیا بود چنان که برای سال‌های 2015 و 2016 معادل 1/1 تریلیون دلار پروژه‌های بزرگ نفتی که شامل نفت ماسه‌ای نیز می‌شود تعریف شده بود که الان عموماً متوقف شده‌اند. 

تولید نفت عربستان حدود سه الی چهار دلار در هر بشکه هزینه دارد اما هزینه تولید نفت در آمریکا حدود 60 دلار است و سرمایه‌گذاری در صنعت نفت حداقل تا مدتی نامعلوم به تعویق افتاده و این باعث شده است که عربستان بتواند سهم خود در بازار را برای یک دوره پنج تا هشت‌ساله حفظ کند. اتفاقات بعدی ممکن است تحت تاثیر متغیرهای مختلف اقتصادی و سیاسی و ژئوپلیتیک منطقه‌ای و بین‌المللی باشد اما در اثر تصمیمی که عربستان گرفت و به نظر من با هماهنگی‌های بین‌المللی و با مقاصد اقتصادی بود، حدود 1.5 تا 2 تریلیون دلار پول از صادرکنندگان نفت به واردکنندگان منتقل خواهد شد و این اثرات جدی در سرمایه‌گذاری در اشتغال و تولید به خصوص در مدارهای غربی و همچنین آسیایی ایجاد خواهد کرد، چون آسیا واردکننده جدی نفت است.

 مهم‌ترین چالش در کشورهای امروز این است که حوزه‌های تصمیم‌گیری سیاسی در آنها چقدر دانش جهانی دارند، چقدر متغیرهای مختلف را در ماتریس تصمیم‌گیری خودشان با دقت دخیل می‌کنند. در دنیای امروز به قدری متغیرها زیاد شده که بدون وارد کردن مشاوران بسیار برجسته و حتی شرکت‌های مشورتی بین‌المللی، عقلانیت در فرآیندهای تصمیم‌گیری بسیار محدود خواهد بود. دیگر آن تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌های سنتی که مسوولان یک کشور دور هم جمع بشوند و بعضاً با نگاه‌ها یا استنباط‌های سنتی بخواهند تصمیم بگیرند از میان رفته است؛ الان چینی‌ها، کره‌ای‌ها و کشورهای آسیایی هزینه‌های زیادی می‌کنند و از شرکت‌های بزرگ مشورتی دنیا نظر می‌خواهند، به آنها کار سفارش می‌دهند تا بتوانند دقیق‌تر و عمیق‌تر تصمیم‌گیری کنند. 
  
معاون صندوق بین‌المللی پول هم در یکی از پنل‌های داووس گفته بود چینی‌ها 500 میلیون گوشی هوشمند دارند و همین موضوع حکمرانی بین‌المللی را سخت کرده است. این چه تاثیری بر گزینش‌های ملی در کشورهایی می‌گذارد که فرآیندهای انتخابی دارند؟ یعنی در افکار عمومی کشورهایی که می‌توانند با فرآیند دموکراتیک حکمرانان‌شان را انتخاب کنند تغییری حاصل می‌شود که در گزینش‌های خود صرفاً به دنبال انتخاب رهبرانی مقتدر نباشند بلکه بتوانند رهبرانی انتخاب کنند که قدرت اجماع داشته باشند و اصولاً پارامتر اجماع بر اقتدار غلبه کند؟ 

فکر می‌کنم این روند حداقل در یکسری از کشورهای صنعتی و غربی همیشه وجود داشته و الان هم تشدید شده و این نوع تصمیم‌گیری تخصصی به کشورهای در حال ظهور هم منتقل شده است. مثلاً فرض کنید برزیل اگر می‌خواهد در چین سرمایه‌گذاری کند با چهار شرکت چینی که ظرفیت ارائه مشورت دارند، وارد مذاکره می‌شود و از آنها مشورت می‌گیرد و به آنها کار سفارش می‌دهد و از آنها نظرخواهی می‌کند.

 الان به قدری موضوع ملیت اهمیت خود را از دست داده که شرکت‌ها وقتی می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند، می‌پرسند چه کسی در این رابطه دانش دارد. دیگر برایشان مهم نیست که آن شخص اهل کجاست، ملیت او چیست و به چه زبانی صحبت می‌کند و کجای دنیا زندگی می‌کند و برای همین هم هست وقتی استرالیا اخیراً با تهدیدات تروریستی روبه‌رو شد، دولت این کشور پس از آن از عده‌ای در کشورهای مختلف خاورمیانه از جمله مصر که افراد متخصص این جریانات هستند، درخواست مقاله تحقیقی کرده چون می‌گوید من خود دانش کافی در شناخت این افراطی‌گری‌ها ندارم، پس باید از آنان که تخصص و علم آن را دارند بیاموزم. این را تعمیم بدهید به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که در اروپا و آمریکا و حالا در خاورمیانه در کشورهایی مثل امارات و قطر زیاد شده است. شرکت‌ها و موسساتی که بهترین‌ها را استخدام می‌کنند و اصطلاحاً چه در حوزه‌های اقتصادی و چه مالی و سیاسی و اجتماعی ارزیابی مخاطره می‌کنند (risk analysis). 

ترکیه هم الان مدتی است به این سیستم گرایش پیدا کرده است و با موسسات و شرکت‌ها و دانشگاه‌ها در ارتباط است و نظرخواهی می‌کند که چطور بهتر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کنند. چالش بعدی که در داووس امسال مطرح شد، رشدی است که بتواند شغل هم ایجاد بکند. چالشی در سطح جهانی به وجود آمده که چون اتوماسیون و تولید دیجیتالی گسترده شده، نیاز به نیروی کار غیرتخصصی کمتر شده است. مثلاً شرکتی به نام اکولوس که سازنده هدست است، سال گذشته دو میلیارد دلار درآمد کسب کرد، کلاً این شرکت 75 نفر کارمند دارد. این یک چالش ساختاری است که در نظام تولید و سرمایه‌داری جهانی به وجود آمده است که نتیجه پیشرفت تکنولوژی است. در عین حال در کشورهای غربی کسانی که تخصص داشته باشند به راحتی کار پیدا می‌کنند. 

ایرباس یک نوع هواپیما را در آتلانتای آمریکا می‌سازد که خیلی هم مورد انتقاد اتحادیه اروپا قرار گرفته است ولی شرکت خیلی روشن گفته چون در جنوب شرق آمریکا تعدادی دانشگاه مثل جورجیاتک هستند که بهترین مهندسان را در شمال آمریکا تربیت می‌کنند، شرکت سازنده هواپیما هم باید همان‌جایی برود که این مهندسان هستند. دیگر این مساله ملیت و اینکه کجا این کارخانه زده بشود هیچ‌کدام مطرح نیست، مساله کارآمدی و در دسترس بودن بازار سرمایه و نیروی کار مهم است که این کمک می‌کند به شرکت‌ها که تصمیم‌گیری بکنند. چرا دوبی در خاورمیانه این اهمیت را پیدا کرده یا ترکیه با چنین رشدی مواجه شده است؟ به خاطر این است که ایجاد یک شرکت آسان است، فضای کسب‌وکار مهیاست، قوانین خیلی ساده مالیاتی دارد، قوانین روشن صادرات و واردات دارد، رفت و آمد به آنجا راحت است.

 همه اینها کمک می‌کند که شرکت‌ها خیلی سریع‌تر تصمیم بگیرند. بی‌دلیل نیست که کشوری مثل سنگاپور که مساحتش تقریباً اندازه شهر تهران است، 230 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد که 60 درصد آن متعلق به های‌تک (فناوری پیشرفته) است، به خاطر اینکه ساختاری ایجاد کرده که بهترین‌های آی‌تی را در منطقه آسیا جذب می‌کند و در آنجا کار و تولید می‌کند. چالش بعدی در این رابطه رقابت‌های استراتژیک است. برای من خیلی جذاب بود که وقتی تقسیم‌بندی کردند مشخص شد کمترین رقابت استراتژیک و ژئواستراتژیک در دنیا مربوط به آمریکای لاتین است، یعنی کشورهای این منطقه بهترین روابط را با همدیگر دارند. به خاطر بحران اوکراین در منطقه شرق اروپا میان روسیه و اروپا رقابت وجود دارد، میان چین و همسایگانش نیز رقابت‌هایی به وجود آمده است.

 اما حدود یک‌چهارم رقابت‌های ژئواستراتژیک و استراتژیک مربوط به منطقه خاورمیانه است، در حالی که آفریقا از مناطق نسبتاً امن دنیا محسوب می‌شود، جایی که زمینه کار و فعالیت در آن روز‌به‌روز گسترش پیدا می‌کند، گرچه کُند است اما در حال توسعه است. جمعیت آفریقا در سال 2050 یعنی 35 سال آینده، از یک میلیارد و 30 میلیون نفر فعلی به دو میلیارد نفر خواهد رسید. شما تصور کنید اگر ما به 30 سال آینده ایران فکر کنیم با توجه به نزدیکی جغرافیایی‌ای که بین ایران و آفریقاست، چه زمینه‌های سرمایه‌گذاری و کار و فعالیتی برای کارآفرینان ایرانی در آفریقا وجود دارد. 

پیش‌بینی‌های جمعیتی نیز در داووس مطرح شد که چه مناطقی دچار رشد جمعیتی خواهند شد و نمودار جمعیتی جهان در دهه‌های آتی چگونه خواهد بود؟ 

 پیش‌بینی درباره جمعیت جهان در داووس امسال بسیار جذاب بود. طبق آمار ارائه‌شده در سال 2100 میلادی، جمعیت غرب حدود 10 درصد از جمعیت جهان خواهد بود. 

کل غرب؟ 

بله، کل غرب و 80 درصد جمعیت جهان در آسیا و آفریقا خواهد بود. این به نظر من می‌تواند خبر بسیار مهمی برای آینده اقتصاد ایران باشد. اگر بتوانیم طبق این دورنما برنامه‌ریزی کنیم، در 30 سال آینده، 500 میلیون نفر به طبقات متوسط در آسیا اضافه خواهد شد و به همین دلیل است که در داووس سه میزگرد در رابطه با تولید غذا و امنیت غذایی برگزار شد. تولید غذا در سطح جهانی موضوع بسیار مهمی است که در حال مکانیزه و حرفه‌ای شدن است. شرکت‌های آسیایی زیادی در آفریقا زمین خریده‌اند و مواد غذایی تولید می‌کنند. 

چون بسیاری از کشورهای آسیایی کوچک هستند ترجیح می‌دهند از زمینی که دارند بیشتر برای صنعت استفاده کنند و فعالیت کشاورزی هم زمین گسترده می‌خواهد؛ بنابراین شرکت‌های آسیایی در شرق آفریقا زمین خریده‌اند و با کارگر بسیار ارزان و کاشت غله نیازهای خودشان را تامین می‌کنند و بقیه را در بازارهای جهانی می‌فروشند. در حال حاضر عربستان سعودی از طریق بخش خصوصی برای تولید غذا در آفریقا و پاکستان سرمایه‌گذاری جدی کرده است، چون هم قرابت جغرافیایی دارد و روابط بسیار خوبی بین عربستان با کشورهای آفریقایی و پاکستان وجود دارد که نیروی کار ارزان و امکانات بسیار زیاد دارند و امنیت غذایی را تامین می‌کنند. مساله بعدی در مورد چالش‌های جهانی، کمبود آب است که همه کشورها این را جزو موارد مهم برنامه‌ریزی‌های کلان و توجه به ساختارهای عمرانی برای تامین آب قلمداد کرده‌اند. من طی سال‌های اخیر به هیچ کنفرانس بین‌المللی نرفتم مگر اینکه در آن حداقل 20 درصد از مسائل و چالش‌ها به آب و محیط زیست مربوط نباشد. کشورها سرمایه‌گذاری‌های جدی می‌کنند، بعضی کشورها دیر وارد این جریان شدند ولی الان تقریباً همه کشورها برایشان جدی شده است. 

طبق پیش‌بینی‌ها تا سال 2050 خشکسالی در ایران 11 برابر شرایط فعلی می‌شود. این مساله‌ای است که در سال‌های آینده تهدیدش برای ما جدی‌تر خواهد شد. چه راهکارهایی در سطح بین‌المللی مطرح شده که می‌تواند مورد استفاده ما قرار گیرد؟ 

خشکسالی یک موضوع جهانی است ولی گفته می‌شود راه‌حل دارد و همکاری بین کشورها می‌تواند این مسائل را بهتر حل کند. چالش دیگری که در داووس مورد بحث قرار گرفت، مساله محیط زیست بود. دولت‌ها در حال فشار به شرکت‌های خصوصی هستند و هزینه‌ها را برای شرکت‌هایی که آلودگی محیط زیستی ایجاد می‌کنند، افزایش می‌دهند. الان در آلمان اکثر شرکت‌هایی را که آلودگی ایجاد می‌کنند مجبور کرده‌اند که سبز شوند یا خاک آلمان را ترک کنند. این یک جریان جدی در آمریکاست. چینی‌ها هم به خصوص در دوره رئیس‌جمهور جدید در این باره برنامه‌ریزی‌های جدی کرده‌اند. نخست‌وزیر چین که در داووس امسال هم شرکت کرده بود خیلی به این موضوع توجه داشت و می‌گفت از اولویت‌های بسیار مهم ما با نرخ رشد اقتصادی 6.8  درصد، پرداختن به مسائل محیط زیست است. 

یکی از محورهای نشست داووس بررسی ریسک‌ها و مخاطرات فراروی کشورهای جهان است. اینکه کشورها در آینده با چه مخاطراتی روبه‌رو می‌شوند. امسال در این باره به چه مواردی اشاره شد؟ 

نکته‌ای که امسال به‌طور گسترده مطرح شد این بود که جهان ثروتمندتر می‌شود، اما سوال این است که آیا این ثروت توزیع هم می‌شود یا نه؟ آماری که امسال محققان داووس استخراج کرده بودند به این شرح است که 41 درصد ثروت جهان در اختیار 0.7 درصد مردم است. 42.3 درصد دیگر ثروت نزد 7.7 درصد مردم جهان است. یعنی در مجموع 83.3 درصد ثروت نزد 8.4 درصد مردم جهان است. 13.7 درصد ثروت نیز متعلق به 22.9 درصد مردم جهان است و از همه جذاب‌تر اینکه فقط سه درصد ثروت جهان نزد 68.7 درصد مردم جهان است. امسال در 22 میزگرد داووس شرکت کردم و میزگردی نبود که یک سیاستمدار، فعال اجتماعی و حتی بعضاً مدیران شرکت‌ها اشاره نکنند که این فاصله طبقاتی در جهان بسیار جدی است و آینده بشریت را تهدید می‌کند.

 یکی از دلایلی که ثروت در دنیا متمرکز می‌شود، به خاطر ادغام شرکت‌هاست. نقدینگی گسترده‌ای وجود دارد که تبدیل به ادغام می‌شود. برای اینکه افراد و شرکت‌ها پول نقد را نگه ندارند، آن را تبدیل به مالکیت و دارایی‌های مولد می‌کنند و یک شرکت را می‌خرند و طبعاً سرمایه‌گذاری‌هایی می‌کنند که سود داشته باشند. اخیراً شرکت فیس‌بوک، واتس‌آپ را به قیمت 21 میلیارد و 800 میلیون دلار خرید. الان اکثر سوپرمارکت‌هایی که در اروپاست و حالت زنجیره‌ای دارند، سرمایه‌گذاران‌شان از کشورهای عربی هستند، چون مطمئن هستند همیشه بازار خواهند داشت. مثلاً ببینید یک درصد مردم آمریکا، 46 درصد مالیات این کشور را پرداخت می‌کنند. 

مفهومش این است که طبقه متوسط کوچک شده است. 

در غرب بله، اما در آسیا نه. در اروپا و آمریکای شمالی طبقه متوسط به شدت در حال کاهش است. 

اما آماری که اشاره کردید درباره توزیع ثروت، یک آمار جهانی بود. مفهومش این است که طبقه متوسط در جهان به شدت در حال کوچک شدن هستند. 

در غرب، جوامع به لحاظ اقتصادی قطبی می‌شوند و این کاملاً روشن است. الان تقریباً 40 درصد تولید اروپا و آمریکا صرف صادرات می‌شود که بازارهای آن در آسیاست. بازارهای مصرفی آسیا به اقتصاد اروپا و آمریکای شمالی کمک می‌کند که بتوانند موقعیت‌های جهانی خودشان را حفظ کنند. تقریباً 40 درصد GDP آمریکا مربوط به صادرات است. به همین دلیل است که کاهش قیمت نفت، محرک جدیدی برای رشد اقتصادی آسیا خواهد بود که می‌تواند به صورت زنجیره‌ای، وضعیت اروپا و آمریکای شمالی را هم بهتر کند، تا بتوانند بازارهای آنها را به اصطلاح تامین کنند. شرکتی مثل بی‌ام‌و (BMW) در شش‌ماهه دوم سال گذشته میلادی، 17 هزار اتومبیل در چین فروخت که این نسبت به سال گذشته 40 درصد افزایش داشته است که این وضعیت برای دیگر شرکت‌های غربی هم صادق است. 

مهم‌ترین محرکه شرکت‌های اروپایی و آمریکایی بازارهای چین و آسیاست، به خاطر تقاضایی که آنجا وجود دارد و اینجاست که باید کاهش قیمت نفت را در یک ماتریس جهانی مورد ارزیابی قرار داد. الان هزینه‌های انرژی در آمریکا کاهش پیدا کرده است. در دسامبر 2014، در آمریکا 230 هزار شغل جدید ایجاد شده است. بنزین شش ماه پیش در آمریکا، گالنی 3.80 دلار بود، الان 2.40 دلار شده است. آمریکا دارای یک جامعه مصرفی است که در آن مردم وقتی ببینند قیمت محصولی کاهش یافته، برای خرید آن هجوم می‌برند. به قول خودشان پروپلر (ملخ هواپیما) اقتصاد آمریکا، مصرف مردم است. اگر مصرف مردم نباشد، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. آمریکا تا سال 2020، روزانه 300 هزار بشکه نفت، صادرات خواهد داشت. اولین بار، بعد از چندین دهه، کنگره جمهوریخواه قوانین صادرات نفت آمریکا را به نفع شرکت‌های نفتی تعدیل می‌کند. 

ولی حتی عربستان سعودی هم از روند کاهش قیمت نفت متضرر می‌شود. 

بله، عربستان در اثر کاهش قیمت نفت حدود 90 میلیارد دلار از درآمد نفت خود را از دست می‌دهد که این از طریق سود ذخایر ارزی‌ای که دارد قابل جبران است. این وضعیت قیمت نفت منافعی را برای عربستان دارد که در درازمدت قابل تامین است. بنابراین شرایط موجود برای عربستان مشکلی ایجاد نخواهد کرد. 

بدیهی‌ترین نتیجه‌ای که حادثه 11 سپتامبر 2001 داشت این بود که نمی‌شود در دنیا یک نقطه امن ایجاد کرد. اگر در دنیا توسعه‌های متوازن ایجاد نشود، منطقه‌ای هم امن و پیشرفته نخواهد ماند. با این اختلاف طبقاتی و توزیع ناعادلانه‌تر ثروت چطور می‌شود به جهانی امن و رو به رشد متوازن امید داشت؟ 

این نکاتی که شما به آن اشاره کردید، خانم لاگارد رئیس آی‌ام‌اف هم در داووس مطرح کرد. او گفت این شکاف برای آینده نظم جهانی بسیار مضر است و حتماً تبعاتی خواهد داشت که اگر الان جلوی آن را نگیریم، بعداً باید تبعاتش را بپذیریم که بسیار جدی‌تر خواهد بود.  

پس از بررسی تهدیدها و مخاطرات، آیا در بخش پیشنهاد‌ها هم موضوعات جدیدی در داووس مطرح شد؟ 

سه پیشنهاد بسیار شاخص در میزگردها و سخنرانی‌های امسال برای اصلاح نظام‌های اقتصادی کشورهای مختلف مطرح شد. اولین آن اعطای فرصت به شهروندان است، یا در واقع مشارکت همگانی و همه را شریک کردن تا منابع اقتصادی در کشورها در انحصار نباشد، بلکه تا امکان دارد آن را گسترده کنند که در اختیار اقشار مختلف اجتماعی قرار بگیرد. دوم اینکه، آموزش سنتی باید کنار گذاشته شود و انسان‌ها باید برای مهارت‌های جدیدی آموزش ببینند که با دنیای دیجیتال و تصمیم‌گیری پیچیده امروز، بیشتر سنخیت داشته باشد. 

انسان‌ها نیازمند مهارت‌های جدید هستند و باید در مدارس، یک بازبینی اساسی شود که به کسی که امروز دیپلم می‌گیرد، چه مهارت‌ها و دانشی باید منتقل شود. پیشنهاد این بود که تا جایی که امکان دارد، یک بینش جهانی به شهروندان منتقل شود که بتوانند بهتر فکر کنند و تصمیم بگیرند و کار انجام دهند و کارهایشان را بتوانند پیش ببرند. نکته سوم اینکه، کشورها باید خودشان را با تکنولوژی‌های جدید آشنا کنند. هیچ دولت و شرکت و موسسه و فردی نمی‌تواند مستقل از این تکنولوژی جدید نه فکر کند و نه تصمیم بگیرد و نه زندگی کند. دولت‌ها باید این فرآیند را که انسان‌ها با فناوری‌های جدید آشنا شوند تسهیل کنند که نهایت بهره‌برداری را برای سودآوری و افزایش کارآمدی در زندگی عمومی‌شان به همراه داشته باشد. 


تاريخ : بیست و سوم آذر ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو
نگاهی دیگر ؛ به مناسبت سالروز استقلال امارات متحده عربی

 

«محمد بن راشد آل مكتوم»می نویسد: «در دهه 1980 ، اجلاسی متشکل از برخی مقامات عربی برگزار شده بود...به مقامات حاضر در اجلاس کردم و گفتم که چرا فکری به حال توسعه منطقه نمی کنیم و مثلاً چرا سعی نمی کنیم دوبی را به شهری توریستی تبدیل کنیم که ار سراسر دنیا به سویش بیایند؟ واکنش مقامات عربی جالب بود؛ یکی شان که وزیر بود، به شیخ جوان گفت: آخر دوبی چه دارد که بتوان آن را به جاذبه توریستی تبدیل کرد؟ چیزی جز صحرای برهوت و خورشید سوزان و شرجی دریا و شن های داغ؟»
عصرایران ؛ جعفرمحمدی - این روزها مردم امارات، در حال سپری کردن جشن های استقلال کشور خود هستند؛ کشوری که در 43 سالی که از استقلالش گذشته، توانسته است بیش از بسیاری از ممالک دارای تاریخ و تمدن و وسعت، بدرخشد و سری در میان سرها داشته باشد.

سرزمینی که امروز به نام "امارات متحده عربی" شناخته می شود، یک قرن پیش، موطن بادیه نشیانی بود که به سختی روزگار می گذراندند. قحطی دهه های 1930 و 1940 میلادی  عرصه را چنان بر مردمان آن دیار تنگ کرد که چاره ای جز سرخ کردن و خوردن ملخ های پرشمار بیابان نداشتند.

با این حال، مردم آن سرزمین، خود را محکوم به گم شدن در میان توفان های شن و محو شدن در تاریخ ندانستند. آنها تصمیم گرفتند خاک را به طلا تبدیل کنند و بی هیچ مبالغه ای این کار را کردند و از این رو ، پر بیراه نیست به مردم این سرزمین و حاکمان دوراندیش آن لقب کیمیاگر داد.

درس های بزرگ امارات

اما راز پیشرفت امارات و به ویژه شهر دوبی چیست و چه درس هایی در آن برای ملت های تشنه پیشرفت وجود دارد؟ چگونه است که مردمان زیادی در نقاط مختلف دنیا که بسیار بیشتر از اماراتی ها امکانات دارند و البته همانند آنها مشتاق رشد و توسعه هستند، هنوز اندر خم یک کوچه اند و مردم این کشور کوچک توانسته اند در کمتر از نیم قرن، از چادر نشینی به قصر نشینی برسند و از شتر سواری به مالکیت یکی از برترین خطوط هوایی جهان؟!

با مطالعه در تاریخ امارات، می توان گفت که همسایه های جنوبی، خود را به چند اصل برتری بخش آراستند و گوی سبقت را ربودند:درس های بزرگ امارات

1 - هدفمندی، ایمان به ساختن و تلاش واقعی:  «محمد بن راشد آل مكتوم» نخست وزير دولت امارات و حاكم دبي کتابی دارد به نام " نگرش من" ؛ خاطره ای جالب از او را در این کتاب که به 30 سالگی شیخ مربوط می شود، بخوانید: « در دهه 1980 ، اجلاسی متشکل از برخی مقامات عربی برگزار شده بود. همه درباره جنگ ایران و عراق و بحران فلسطین صحبت می کردند و من ، خواستم فضا را عوض کنم. بنابراین رو به مقامات حاضر در اجلاس کردم و گفتم که چرا به جای این بحث ها، فکری به حال توسعه منطقه نمی کنیم و مثلاً چرا سعی نمی کنیم دوبی را به شهری توریستی تبدیل کنیم که ار سراسر دنیا به سویش بیایند؟
واکنش مقامات عربی جالب بود؛ یکی شان که وزیر بود، به شیخ جوان گفت: آخر دوبی چه دارد که بتوان آن را به جاذبه توریستی تبدیل کرد؟ چیزی جز صحرای برهوت و خورشید سوزان و شرجی دریا و شن های داغ؟ »

شاید هر کس دیگری جز شیخ محمد بود، با خود می اندیشید که عجب سخن یاوه ای گفتم! راست می گویند، شهر و کشور من چه جاذبه ای برای گردشگران دارد؟
اما شیخ، آن کنایه را نادیده گرفت و حتی به موتور محرکی برای خودش تبدیل کرد تا با عمل به گفته اش ، جواب آن وزیر طعنه گو را بدهد. او به کشورش بازگشت و در حالی که صدای وزیر در گوشش می پیچید که دوبی چه جاذبه ای دارد، با خود گفت: "جاذبه را باید ساخت." و بدین ترتیب، گام های زیربنایی را برداشت، شرکت هواپیمایی امارات را تأسیس کرد، به جذب سرمایه گذاری های خارجی پرداخت، در دادن امتیازات به سرمایه گذاران، خساست به خرج نداد و دوبی را به بهشت سرمایه گذاران تبدیل کرد، هتل ها یکی پس از دیگری ساخته شدند و آن صحرای برهوت، به زمینی گران قیمت تبدیل شد که تاجران برای متر مترش ، با یکدیگر چانه می زدند، مراکز خرید را به مدرن ترین شکل ممکن ساخت، کوشید تفریحاتی که توریست ها به دنبال آن هستند را در بهترین کیفیت فراهم کند و ... سال ها بعد، آن وزیر عربی که سخنان شیخ محمد را مسخره کرده بود، برای گذراندن ایام تعطیلات خود به همراه خانواده به دوبی رفت.

هفت درس بزرگ امارات
پیست اسکی سرپوشیده دوبی در سرزمینی که برف نمی بارد!

2 - آنچه برای تجارت خوب است برای دهکده خوب است: این شعار حاکمان دوبی بود، زمانی که این شهر، دهکده ای بیش نبود. دوبی و بخش وسیعی از امارات در حاشیه دریا قرار داشتند و مردمانش می کوشیدند با تجارت دریایی روزگار بگذرانند، تجارتی که چندان هم پر رونق نبود.
با این حال، آنان فارغ از شعار زدگی و تعصبات قبیله ای، برای تجارت ارزش بسیاری قائل بودند. این روحیه نسل به نسل منتقل شد و اینک بخش عمده ای از درآمد امارات و مخصوصاً دوبی، نه از فروش منابع زیر زمینی یا تولید کالاهای صنعتی یا کشت محصولات کشاورزی که از تجارت است.

درس های بزرگ امارات

زمانی که اعلام شد میزان صادرات امارات به ایران از مرز 10 میلیارد دلار گذشته است، کسانی که سرشان در حساب و کتاب بود، دانستند که اماراتی ها، سود هنگفت ناشی از این تجارت را به این خاطر کسب کرده اند که قواعد تحارت را بسیار خوب بلدند.
دیروز ، آنچه برای تجارت خوب بود، برای "دهکده" هم خوب است و امروز ، اماراتی ها بر این باورند آنچه برای تجارت خوب است ، برای "کشور" هم خوب است.

3 - تساهل با خارجی ها و داخلی ها: اعراب، عمدتاً مردمانی مهمان دوست هستند. اماراتی ها، این سنت دیرین عربی را به اقتصاد گردشگری هم گره زدند. بدین ترتیب، گردشگران سراسر جهان بی هیچ واهمه ای راهی این کشور و مشخصاً دوبی شدند تا در جایی که هیچ کس درباره مذهب و ملیت شان نمی پرسد و سلیقه ای بر ایشان تحمیل نمی کند، مورد احترام واقع شوند.
این فرهنگ نهادینه شده، باعث شد در سال گذشته میلادی، شهر دوبی بتواند به تنهایی بیش از 11 میلیون توریست را به خود جذب کند و مدیران این شهر در حال برنامه ریزی برای رساندن این تعداد به 20 میلیون توریست در سال 2020 هستند.


درس های بزرگ امارات

این سهل گیری، فقط در قبال خارجیانی که از امارات دیدن می کنند لحاظ نمی شود بلکه در درون جامعه امارات نیز چنین وضعیتی حاکم است، چنانچه شیخ محمد می گوید: ميان دين و مدرنيسم و يا ميان دين مان و آنچه تمدن سالم ارائه مي كند، هيچ نوع تناقضي نمي بينيم. از اين رو هرگز براي دنيايمان از دين مان هزينه نمي كنيم زيرا در اين صورت هم دين مان را از دست خواهيم داد و هم دنيايمان را!

4 - ما بیگانه ستیز نیستیم: اگر امارات همه مختصات توسعه را داشت ولی مردم و حاکمانش به شدت بیگانه ستیز بودند، بی هیچ تردیدی، پیشرفت امروزین نصیب این کشور نمی شد.
زمانی که اماراتی ها خواستند بندر دوبی را که در گذر دهه ها و قرن ها، گل اندود شده بود را لایروبی کنند و پولی نداشتند، از ثروتمندان دیگر کشورها - عمدتاً از کویتی ها - کمک خواستند.

تا 1984 ، پروازهای دوبی را شرکت هواپیمایی "گلف ایر" انجام می داد. این شرکت متعلق به بحرین،ابوظبی،عمان و قطر بود. در این سال، گلف ایر تصمیم گرفت تعداد پروازهایش به دوبی را کاهش دهد. شیخ محمد مذاکرات بسیاری برای افزایش پروازها گرفت اما مدیران گلف ایر زیر بار نرفتند.

درس های بزرگ امارات
درس های بزرگ امارات

شیخ تصمیم به راه اندازی یک شرکت هواپیمایی مستقل گرفت اما امارات نوپا ، متخصصان مجربی که از عهده این کار برآیند در اختیار نداشت. شیخ می توانست سال ها منتظر بماند تا شاید افرادی از امارات بزرگ شوند، درس بخوانند، صنعت هواپیمایی یاد بگیرند، جذب کشورهای خارجی نشوند و بعد، اگر شرایط مهیا بود، یک شرکت هواپیمایی برای امارات تأسیس کنند.

او اما یک خلبان کارکشته بریتانیایی به نام "فلاناگان" که سابقه مدیریت در هواپیمایی بریتانیا را داشت مأمور راه اندازی شرکت هواپیمایی امارات کرد و 10میلیون دلار سرمایه اولیه این کار را در اختیار وی قرار داد. 

کارها که کمی پیش رفت، فلاگان، چهار هواپیما اجاره کرد و در 1990 هنگامی که "امارات" به 21 شهر پرواز داشت، شروع به خرید هواپیمای مدرن کرد و نهایتاً هواپیمایی امارات، به یکی از مشتری های بزرگ تولید کنندگان هواپیما تبدیل شد و توانست با فرودگاه مدرنی که در این سال ها ایجاد کرده است به هاب منطقه تبدیل شود و به همه نقاط دنیا پرواز کند.

طبق اعلام  مرکز آمار و تحقیقات فرودگاه‌های امارات در همین سپتامبر گذشته، بیش از شش میلیون و 600 هزار مسافر از طریق فرودگاه بین‌المللی دوبی جابجا شدند و تعداد پروازهای این فرودگاه نیز در ماه، به 31 هزار و 214 پرواز رسید.

اگر در 1984 ، مقامات اماراتی می گفتند که فلاناگان یک خارجی است و نمی توان به او اعتماد کرد و دست روی دست می گذاشتند تا شاید دل مدیران گلف ایر به رحم آید و چند پرواز بیشتر به دوبی اختصاص دهند، قطعاً امروز امارات صاحب یکی از معتبرترین برندهای صنعت حمل و نقل هوایی دنیا نبود.

5 - تا ریسک نکنید موفق نمی شوید: انسان های موفق، ریسک های بزرگ هم داشته اند و این ، درباره امارات هم صدق می کند. شیخ های اماراتی، می توانستند مانند بسیاری از شیوخ دیگر، پول های خود را در بانک های خارجی پس انداز کنند و روزگار به خوشی بگذرانند اما آنها ریسک کردند و خطر را پذیرفتند.
زمانی که شیخ راشد تصمیم گرفت بندر جبل علی را احداث کند، وال استریت ژورنال در مقاله ای سرزنش آلود، این کار را بیهوده دانست و عقده گشایی نامید ولی اکنون هیچ کس نمی تواند نقش این بندر را در اقتصاد منطقه و امارات نادیده بگیرد.

درس های بزرگ امارات


درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

6 - تمرکز بر امور مهم و وانهادن امور جزئی: در این باره به یک جمله از شیخ محمد بسنده می کنیم: اگر بپرسید كه چگونه در دبي توانستيم، همه اين دستاوردها را با اين سرعت ركوردي محقق سازيم، خواهم گفت كه ما به هيچ كس اجازه نداديم كه ما را غرق در ريزه كاری های جزئی كند زيرا اساس توسعه درست، همان نگرش است كه جزئياتِ كوچك آن، اهداف بزرگش را محو نمي كند.

7 - مردم ما مهم هستند: در توسعه امارات، یک اصل اساسی دیگر نیز وجود دارد که رد پایش را می توان در همه امور دید و آن این که هر تصمیمی که گرفته می شود باید در نهایت به نفع شهروندان اماراتی باشد. مثلاً مهم ترین شرط سرمایه گذاری خارجی در امارات این است که صاحب سرمایه خارجی، با یک شهروند اماراتی شراکت کند. بدین ترتیب، سرمایه گذاری خارجی همان گونه که برای کلیت کشور سودمند است، برای فرد فرد شهروندان نیز سودآوری شخصی دارد.

بی تردید، امارات نیز همانند سایر کشورهای دنیا، عاری از عیب و نقص نیست و برخی اختلافات بین امارات و همسایگانی مانند ایران نیز در جای خود محل بررسی و تأمل دارد ولی در کنار همه این مسائل، عقل سلیم حکم می کند که ضمن محترم شمردن پیشرفت های همسایه، متواضعانه درس آموز نیز باشیم که اگر درس نگیریم، عبرت می شویم. 

منابع:
- دوبی سریع ترین شهر جهان ؛ نوشته جیم کرین ؛ ترجمه هرمز همایون پور ؛ نشر نی 1391
- نگرش من و چالش های برتری ، نوشته شیخ محمد بن راشد آل مکتوم ؛ ترجمه: مسلم زمانی ؛ نشر قلمکده 1390


تاريخ : سوم آذر ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

ناصر فکوهی: اصول اخلاقی نباید با مادیات آلوده شوند

«چگونه یک جامعه دچار تزلزل اخلاقی می شود؟» یادداشت اختصاصی ناصر فکوهی: اصول اخلاقی نباید با مادیات آلوده شوند
 

شفقنا زندگی- «هر فردی که پیرو یک دین است و باید او را مومن نامید، یا واقعا ایمان دارد و یا به این امر تظاهر می کند. مشکل در شرایطی پیش می آید که «مومن» بودن با مزایای مادی همراه باشد و «نامومن» بودن با سختگیری های مبالغه آمیز مجازات شود، در آنجا است که دیگر نمی توان نه به ایمان کسی چندان مطمئن بود و نه به بی ایمانی اش. زیرا ایمانش ممکن است ناشی از تمایلش به سودجویی باشد و بی ایمانی اش صرفا یک واکنش در برابر کسانی که می خواهد خود را از آنها متمایز کند. بنابراین مهم ترین کاری که می توان و باید برای  گسترش اخلاق چه مدنی و چه دینی در یک جامعه برداشت آن است که استفاده از ابزارهای آمرانه را به حداقل رساند و مسئولیت پذیری داوطلبانه افراد را به حداکثر»

ناصر فکوهی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در یادداشتی اختصاصی برای شفقنا زندگی در خصوص دلایل گسترش برخی ناهنجاری ها و آسیب های اخلاقی و اجتماعی خصوصا دروغ در جامعه ای مانند ایران آورده است: اگر از یک آسیب مثل «دروغ» صحبت می کنیم، آیا تنها با گسترش آن روبرو هستیم و یا با رشد مجموعه ای از آسیب ها، زیرا این امر پاسخ ما را متفاوت خواهد کرد. مثال می زنم، وقتی بیماری به پزشکی مراجعه می کند و از دردی گلایه، پزشک او را معاینه می کند و پرسش هایی از او می کند تا ببیند آیا این درد با دردهای دیگری هم همراه است یا نه. بیمار ممکن است آنقدر از یک درد رنج ببرد که دردهای دیگر را از یاد ببرد، اما این برعهده پزشک است که معاینه دردهای دیگر را کشف کند. در این حال بنا بر دردها و آسیب هایی که پزشک  پیدا می کند، تشخیص او متفاوت خواهد بود و ممکن است به بیماری های بسیار متفاوتی مشکوک شود و مسیر آسیب شناسی خود را در این یا آن جهت سوق دهد. حال این سال مطرح می شود که آیا جامعه ما صرفا از دروغ به مثابه آسیب رنج می برد؟ یا آسیب های زیاد و متفاوت دیگری نیز دارد؟ در این صورت آیا دروغ مهم ترین و اصلی ترین آسیب است و یا باید ریشه های آن را در آسیب های دیگری جستجو کرد.

اینکه جامعه ما، جامعه ای پایبند اخلاق و دین است که انشالله این طور باشد، بی شک باید می توانست و بتواند تا حدی از گسترش آسیبی مثل دروغ گفتن جلوگیری ولو به صورت نسبی بکند، و اینکه نکرده یا نمی کند، پس بنابراین باید بیشتر تامل کرد. مسئله به نظر من در «دروغ» نیست. از لحاظ اجتماعی، «راست گویی» و «دروغ گویی» مفاهیمی در بسیاری موارد  کمابیش نسبی هستند که می توانند البته به موقعیت های مطلق برسند. باز هم مثال بزنم، می توان گونه ای از روایت  واقعیت را، عین واقعیت ندانست، اما ما در عرف خود آن را دروغ نمی دانیم و یا همواره شنیده ایم که چیزی به نام «دروغ مصلحت آمیز» وجود داشته است. این ها حوزه هایی هستند که من از آنها به مثابه گستره های شناختی تعریف و تبیین دروغ و واقعیت صحبت می کنم. بگذریم که اصولا افراد مختلف واقعیت ها و عدم واقعیت ها را به یک صورت نمی بینند و بنابراین کاملا بدیهی است که فردی ممکن است چیزی را که خود واقعیت می پندارد ولی دیگری باوری به آن ندارد بیان کند، یعنی دروغ بگوید، اما خود متوجه این کار نباشد.

سقوط اخلاقی در یک جامعه مصرف گرای سودجو و سوداگر طبیعی است

مشکل زمانی است که ما از موقعیت های مطلق صحبت کنیم، یعنی زمانی که یک کنشگر، با عزم و کاملا آگاهانه کنشگر دیگری را به قصد سودجویی فریب بدهد و دروغ بگوید. این وضعیت بی شک یک موقعیت آسیب زا است و تجربه و مشاهدات و تحثیقات انجام شده همگی گویای آن هستند که این امر در جامعه ما رو به گسترش است. اما به نظر من ریشه این امر را باید در مجموعه ای از آسیب ها دانست که مهم ترینشان ، فروپاشی اخلاقی ناشی از  تغییر موقعیت معیشتی جامعه ما یعنی تغییر ریشه ای جامعه ما از یک جامعه کشاورز و زحمت کش مبتنی بر اخلاق کارسخت زراعی و سپس صنعتی، به یک جامعه مصرف کننده و ثروتمند  که صرفا بر درآمدهای زیر زمینی خود (نفت) و یا  درآمدهای سوداگرانه خود (معاملات پولی و یانکی و سود جویی های تجاری) تکیه زده، دانست. یک جامعه کشاورز یا صنعتی که معیشت خود را از سازکارهای سالم تامین می کند، نمی تواند تا بدین حد دچار سقوط اخلاقی شود؛ در حالی که این امر در یک جامعه مصرف گرای سودجو و سوداگر طبیعی ترین چیزی است که می تواند اتفاق بیافتاد.

دین و عرف می توانند یک جامعه را از فروپاشی اخلاقی نجات دهند

البته همان طور که گفتم در اینجا  دین و عرف می توانستند و هنوز هم می توانند به کمک ما بیایند تا از این فروپاشی بیرون بیائیم یا دستکم سرعت آن را کاهش دهیم. همان طور که به نظر من عقلانی شدن اقتصاد و اخلاق مدنی، قانونیت و شهروندی  و آزادی و دموکراسی و باز شدن فضا و کنار گذاشتن  افراد بی مسئولیت و بی فرهنگ و سپردن کارها به افراد دارای مهارت و دلسوز و توانا، می توانند چنین  کمکی را به ما بکنند. در اینجا یک اراده قدرتمند مورد نیاز است تا ما را از درغلطیدن بیشتر در این سراشیبی نجات دهد.  سرابی در پیش روی ما است و آن اینکه  درآمدهای هر چه بیشتری را با انجام کار هر چه کمتری به دست بیاوریم، چیزی شبیه کشورهای  جنوب خلیج فارس که بیشتر به سوپر مارکت های بزرگ شباهت دارند تا به کشور در معنای مدرن آن،  ما باید در برابر این وسوسه مقاومت کنیم و تلاش کنیم از منابع عظیمی که در نظام دینی، عرفی، ملی، سیاسی و  پیشینه تمدنی بزرگمان داریم، استفاده کنیم که این گرایش ها را از خود دور کرده و اخلاق را احیا کنیم. تنها بدین صورت است که می توانیم امیدوار باشیم که با بازیافتن اخلاق آسیب های ناشی از  نابودی آن همچون دروغ نیز کاهش یابند.

استفاده حداقل از ابزارهای آمرانه و به حداکثر رساندن مسئولیت پذیری داوطلبانه افراد؛ مهم ترین راه درونی کردن اخلاق

هر فردی که پیرو یک دین است و باید او را مومن نامید، یا واقعا ایمان دارد و یا به این امر تظاهر می کند. مشکل در شرایطی پیش می آید که «مومن» بودن با مزایای مادی همراه باشد و «نامومن» بودن با سختگیری های مبالغه آمیز مجازات شود، در آنجا است که دیگر نمی توان نه به ایمان کسی چندان مطمئن بود و نه به بی ایمانی اش. زیرا ایمانش ممکن است ناشی از تمایلش به سودجویی باشد و بی ایمانی اش صرفا یک واکنش در برابر کسانی که می خواهد خود را از آنها متمایز کند. بنابراین فکر می کنم، مهم ترین کاری که می توان و باید برای  گسترش اخلاق چه مدنی و چه دینی در یک جامعه برداشت آن است که استفاده از ابزارهای آمرانه را به حداقل رساند و مسئولیت پذیری داوطلبانه افراد را به حداکثر. در این حال، افرادی که مومن هستند و یا نیستند، دستکم خودشان به درستی متوجه این موضوع هستند و دیگران نیز همین طور. برای مثال نگاه کنید به برخی از نظام های سنتی ما، مثلا بازار؛ در بازار اصل بر اعتماد بود زیرا کمتر ممکن بود بازرگانی نام و اعتبار خود را با دروغ گفتن به خطر بیاندازد و اکثر آنها شدیدا اعتقاد داشتند که با این کار هم ایمان خود را زیر پا لگدمال کرده اند و هم اعتبار کاری شان را به عبارت دیگر هم دنیای خودشان را باخته اند و هم آخرتشان را.

زمانی که زور و آمریت، معیار می شود خودنمایی و تزویر جای واقعیت ایمان را می گیرد

در اینجا آمریتی در کار نبود. اما زمانی که مسئله زور و آمریت معیار می شود، بلافاصله تظاهر و خودنمایی و تزویر جای واقعیت ایمان را می گیرند و اینجاست که خواسته و ناخواسته ما با زیر پاگذاشتن کمابیش روشن اصول و پایه های اعتقادی و عرفی روبرو  می شویم. در چنین حالتی، تنها قانون است که شاید بتواند کاری بکند، اما در هیچ پهنه ای از عالم  نمی توان شاهد آن بود که قانون بدون اخلاق مدنی یا دینی بتواند به تنهایی بار سالم بودن جامعه را بر دوش بکشد. از این رو باید شرایطی را فراهم کرد که افراد  به صورتی واقعی  اخلاق را در خود درونی کنند و نه از طریق ابزارهای ریا و تظاهر. در جامعه ما متاسفانه ریاکاری و تظاهر به داشتن ایمان،  به امری بسیار رایج بدل شده است و این بیش و پیش از هر چیز به نظام های دینی و عرفی ضربه می زند.

دروغ گویی بیشتر معلول است تا علت

در حالی که ما نیاز بسیار بالایی به این نظام ها داریم و هرگز نمی توانیم جامعه را صرفا بر اساس قوانین و مجازات ها مدیریت کنیم و به خصوص که بسیاری از این ناهنجاری ها را نمی توان جرم به حساب آورد و مجازات کرد، اما زمینه را برای جرائم آماده می کنند. بنابراین باز هم تکرار می کنم، دروغ گویی را باید بیشتر معلول دانست تا علت. علت اصلی سست شدن پایه های اعتقادی است که دلیل آن نیز تجربه واقعی زندگی و سازوکارهای آن است. در جامعه ای که قبح دزدی، غارت، اختلاس، حیف و میل اموال مردم، بی عدالتی، توهین و ظلم به دیگری، تظاهر و دروغ گویی علنی و رو در رو، بی آبرویی و بی عفتی در زبان و در رفتار، آن هم از سوی کسانی که باید الگوی جامعه باشند، از بین برود، نباید از آنکه مردم عادی تحت تاثیر چنین جوی از دروغ، به مثابه راهی ساده برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنند، تعجب کرد، زیرا همواره می توانند توجیهی برای کارهای خود پیدا کنند.

اما اینکه با چه مسائلی برخورد می شود و چه کسانی و با چه مشروعیتی این کار را می کنند، چیزی نیست که ما به عنوان جامعه شناس بتوانیم درباره آن نظر بدهیم. در هر کشوری امروزه، گروهی از رفتارها را قانون تعیین می کند و بر آنها نظارت دارد و گروه دیگری را بر عهده خود جامعه و  مردم می گذارد. برای مثال، خانواده که باید خود تربیت فرزندان خویش را بر عهده بگیرد و یا شهروندان که خود باید به نوعی نظاره گر و تنظیم کننده رفتار سایر شهروندان باشند.

هر جامعه ای برای اخلاقی بودن نیازمند آن است که افراد خود را مسئولیت پذیر کند

من به طور کلی با جامعه ای که سراسر بخواهد با قانون گرایی همه رفتارها را کنترل و مجازات کند، مخالفم زیرا چنین جامعه ای به تدریج ارزش و معنای عملی اخلاق دینی و عملی  و مدنی را از میان می برد و مسئولیت های  افراد و گروه های اجتماعی را به حداقل می رساند و جای آن را به ماموران می دهد، مامورانی که همواره در معرض آن هستند که خود به راه خطا بروند و در نتیجه آنجا که باید اخلاق دخالت کند، از این کار باز می ماند و بدل به چیزی می شود که چندان مصرفی ندارد و همین زمینه ساز سقوط آن خواهد شد. هر جامعه ای برای سالم ماندن  و اخلاقی بودن نیازمند آن است که افراد خود را مسئولیت پذیر کند و نه آنکه دائما با آنها برخورد کند. البته می شود با رفتارهایی مثل مصرف مشروب های الکلی به روشنی مقابله کرد به خصوص در رفتارهای اجتماعی که جان دیگران را به خطر می اندازد ، کما اینکه در کشورهای اروپایی و امریکا نیز شدیدترین مجازات ها برای رانندگی با مصرف الکل در نظر گرفته شده است. اما هیچ کدام از این برخوردها جای درونی شدن اخلاق را نمی گیرد. افزون بر این روشن است که گروه بزرگی از رفتارهای خلاف اخلاق اصولا بروز آشکار و بلافصل بیرونی ندارند که بتوان با آنها برخورد کرد مثل همین دروغ که یا اصولا فوری قابل تشخیص نیست و یا اگر باشد هم لزوما جرم انگیز نیست که بتوان با آن برخورد کرد.

بنابراین باز هم تکرار می کنم، تفکری که از قرن هفدهم به آن قانون گرایی می گویند به خصوص در شکل افراطی و گسترده آن نه تنها کمکی به بهبود سلامت اخلاقی جوامع نمی کند، بلکه با از میان بردن مسئولیت های فردی و گروهی آنها را باخطر اضمحلال اخلاقی روبرو می کند. در چنین شرایطی دیگر قانون گرا ترین نظام ها نیز نخواهند توانست با سخت ترین مجازات ها از وقوع جرم جلوگیری کنند زیرا به فرض آنکه هم موفق شوند همه مجرمان را توقیف و به زندان بیاندازند، کسانی که از زندان ها بیرون خواهند آمد، مجرمانی به شدت خطرناک تر خواهند بود.

دروغ سبب از میان رفتن انسجام اجتماعی می شود

سرانجام راست گویی و صداقت اغلب ضربه خوردن از هر سو است

در واقع می توان گفت؛ دروغ سبب از میان رفتن انسجام اجتماعی می شود زیرا به صورت مستقیم بر اعتماد میان کنشگران اجتماعی تاثیر می گذارد. زمانی که کسی نتواند به حرف و سخن دیگری باور داشته باشد، بدون شک، او نیز رو به دروغ می آورد و یا از ابزارهایی استفاده می کند که اخلاق در آنها  چندان مطرح نیستند، این امر در چرخه های باطل سبب آن می شود که  اخلاق تضعیف شده و همه آن را به نوعی به مسخره بگیرند. در جامعه ما هم اکنون چنین وضعیتی را شاهدیم، برای مثال کسانی که صداقت زیادی دارند از سوی بسیاری از دیگران آدم های «ساده لوح» تلقی می شوند در حالی که کسانی که بیشترین نیرنگ را در سخن و رفتار خود دارند، آدم هایی «زرنگ» و «موفق». این با واقعیت هم چندان در تضاد نیست، زیرا همه شاهدیم که سرانجام راست گویی و صداقت اغلب ضربه خوردن از هر سو است و سرانجام تظاهر و دروغ گویی و تزویر و ریا کاری، سود بردن از همه جا.  از این رو، در نهایت اینکه بگوئیم دروغ ارکان یک جامعه ای را که چنین در پایه های باوری خود بر راستگویی و درستکاری تاکید دارد مخدوش کرده و راه را برای همه اشکال و انواع انحرافات اجتماعی هموار می کند، گزاف نخواهد بود.

راه های ترویج صداقت و راستگویی در جامعه از طریق اشاعه و ترویج راستگویی و صداقت در نظام های کنش است و نه در نظام های گفتاری و گفتمانی. در جامعه کنونی ما دائما از تمام رسانه ها «نصیحت» می شنویم؛ نصیحت هایی درباره اینکه چرا باید راست گفت و صادق بود، اما نتیجه چه بوده است؟ به باور همگان نتیجه ای منفی و حتی معکوس. دلیل چیست؟ روشن است زیرا این نظام های نصیحت گویانه صرفا در سطح زبانی عمل می کنند و در سطح کنش انطباقی با واقعیت ندارند. زمانی که واقعیت در نظام کنش ها چنین در تضاد با  نظام های گفتمانی نصیحت گونه باشد،  نتیجه به راستی ویرانگر است. برای همین بهترین راه اصلاح نظام های کنش است. هر گاه در جامعه ای مردم ببینند واقعا در عمل راست گویی و صداقت با مجموعه ای از پاداش های اجتماعی روبرو می شوند و نه با مجازات و  طرد، در آن زمان دیگر نیاز به نصیحت های رسانه ای نیست.

نصیحت گرایی های کودانه را کنار بگذاریم

اصولا این نصیحت ها در شرایط کنونی جوامع  انسانی بیشتر نوعی عقب ماندن از زمان را نشان می دهد. مخاطبان امروز رسانه ها گروهی از افراد کودک صفت و یا کسانی به دور از قافله که هیچ تجربه ای از زندگی و تماس با جوامع بزرگ نداشته باشند، نیستند. این قبیل نصایح بیشتر در زمانی مصرف داشت که مردم اغلب بی سواد و  بدون تجربه بودند، در حالی که امروز کشور ما یکی از بزرگترین  جمعیت های دانشجویی را به نسبت کل جمعیت خود در جهان داراست. بنابراین با چنین کسانی نباید و نمی توان مثل افرادی بی خبر و بی سواد سخن گفت. این امر سبب رنجش آنها و روی برگرداندشان از رسانه ها و کشانده شدنشان به سوی رسانه های بیگانه می شود. اتفاقی که ظاهرا به گفته مسئولان افتاده است. بنابراین به نظر من نصیحت گرایی های کودانه را کنار بگذاریم و به جای آن تلاش کنیم که نظام های کنش را از طریق مدیریت درست که طبعا باید به وسیله افراد توانا و درستکار انجام شود، اصلاح کنیم.

افراد علیه عقاید خود عمل نمی کنند

به نظر من افراد علیه عقاید خود عمل نمی کنند. بلکه فکر می کنیم کسانی که عقیده ای را به خود منسوب می کنند، بیشتر افرادی ظاهر کار هستند. این امر زمانی ممکن می شود که مبنای اعتقاد تظاهر و صوری باشد و نه ایمان واقعی و عملی. اگر ما خود را در شرایطی قرار دهیم که اعتقاد و ایمان را شرط رسیدن به موقعیت های مادی و ثروت و قدرت بکنیم شک نداشته باشیم که تعداد مدعیان اعتقاد و ایمان افزایش می یابد. حال فاجعه در آن خواهد بود که معیار ایمان داشتن یا نداشتن افراد را هم صوری بکنیم و آن را به گروهی از  مناسک محدود کنیم. در چنین شرایطی هر کس به سادگی می توان خود را مومن ومعتقد نشان دهد و با راه یافتن در حلقه افراد مورد اعتماد دست به اعمالی ناشایست بزند که بیشتر از آنکه او را به خطر بیاندازد ایمان و اعتقادی را که به آن تظاهر می کند، به خطر می اندازد. چنین گروه از افرادی بی شک دائما افزایش می یابند و به خصوص بر صوری بودن معیارهای ارزش سنجی تاکید خواهند کرد، زیرا  بدین ترتیب افرادی همچون خود را در اطراف خویش جذب خواهند کرد و این به آنها امکان می دهد در محیطی «امن» به تجربه تخریب خود علیه ایمان و اعتقاد ادامه دهند.

دین و اصول اخلاقی جامعه نباید با مادیات آلوده شوند

دین در حفظ چارچوب های اخلاقی نقش بسیار بزرگی دارد اما باید دید که متولیان دین تا چه حد بتوانند و آزاد گذاشته شده باشند و شرایط برایشان آماده باشد که بتوانند برنامه های  خود را در جامعه به اجرا در آورند.  آنچه بی شک مهم است اینکه دین و اصول اخلاقی جامعه با مادیات آلوده نشوند و سودجویی ها درون آنها به محور های اصلی بدل نشود، زیرا در این صورت نمی توان انتظار چندانی از آنها داشت. اینکه بتوان یک چارچوب دینی را از این ناپاکی های احتمالی حفظ کرد، بزرگترین چالش همه ادیان از دودوران باستان تا امروز بوده است و از آنجا که همه ادیان  در محیط های انسانی و به وسیله کنشگران انسانی  نمایندگی می شده اند و بنابراین همواره این خطر وجود داشته و دارد که به راه های سودجویی و منافع مادی بروند. و این معنایش، از دست رفتن اخلاق دینی، مدنی،  و عملی است که فرو غلطیدن در آنها ساده، اما بیرون آمدن از آنها کاری بس دشوار و دراز مدت است.



تاريخ : بیست و چهارم آبان ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

تهران - ایرنا - اطلاع رسانی و افزایش آگاهی را می توان اصلی ترین رسالت کار روزنامه نگاری دانست. اما توجه و اهتمام به این رسالت، مستلزم چیست و چه مسایلی باعث به خطر افتادن جریان صحیح اطلاع رسانی و آگاهی بخشی در رسانه ها می شود؟

 

پژوهشگر گروه پژوهش های خبری ایرنا با حضور در بیستمین نمایشگاه مطبوعات با تعدادی از روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی به گفت و گو نشست و نظر آنها را در ارتباط با رسالت اصلی حرفه ی آنها یعنی آگاهی بخشی پرسید.



*** از استاندارهای جهانی در زمینه آگاهی بخشی بسیار عقب هستیم

«محمدعلی وکیلی» مدیر مسوول روزنامه ی «ابتکار» در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا با اشاره به نقش مهم رسانه ها در آگاهی بخشی به مخاطبان، گفت: آگاهی بخشی به قطع یقین یکی از مهم ترین رسالت رسانه ها در دنیای معاصر است؛ ولی رسانه های ما به خاطر یک سری از مسایل هنوز نتوانسته اند این رسالت را به درستی انجام دهند. 

وی افزود: رسانه در جامعه ی مدنی باید زبان گویای مردم باشند؛ ولی متاسفانه امروز رسانه ها به زبان دولت و منافع حزبی تبدیل شده اند و این خود موجب می شود آنها وظیفه ی آگاهی رسانی به مخاطبان را به درستی انجام ندهند. 

وکیلی یکی از آسیب های رسانه ها را تغذیه از منابع دولتی دانست و گفت: این رسانه ها اگر بخواهند کارکرد اصلی خود، یعنی آگاهی بخشی به مردم را به درستی انجام دهند به خاطر اقتصاد دولتی و وابستگی بیش از حد، ضریب امنیت آن ها پایین می آید. 

او با اشاره به ضعف بخش خصوصی در کشور، گفت: امروزه در همه ی جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی ما شاهد حضور و نفوذ دولت هستیم و مطبوعات و رسانه های ما نیز نمی توانند از سلطه ی بخش دولتی به دور باشند. 

مدیر مسوول روزنامه ی ابتکار در پاسخ به سوالی در زمینه ی چگونگی بازتاب وقایع برای مردم از طرف رسانه ها، گفت: برای هر رویدادی که در جامعه رخ می دهد ما به طورمعمول دو روایت رسمی و غیررسمی داریم؛ روایت غیررسمی همان شایعه است که ممکن است به واقعیت نزدیک تر باشد؛ ولی روایت رسمی روایت مورد تایید دولت است که مردم را از چرایی وقوع یک اتفاق دور می کند و بیشتر استدلال هایی که درباره ی آن رویداد می شود برای رضایت دولت ها است



تاريخ : بیست و سوم آبان ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

آیا عمر رسانه های چاپی رو به زوال است؟

تهران-ایرنا-گسترش فناوری های نو بویژه در عرصه ارتباطات باعث شده تا عرصه رسانه هم شاهد تحولات گسترده یی باشد. آیا با تولد رسانه های دیجیتال با دسترسی آسان و فراگیر باید با رسانه های چاپی همچون روزنامه ها و مجله ها خداحافظی کرد؟

 

پژوهشگر گروه پژوهش های خبری ایرنا با حضور در بیستمین نمایشگاه مطبوعات به طرح این پرسش از تعدادی از روزنامه نگاران پرداخت و نظر آنها را در ارتباط با رقابت رسانه های جدید و سنتی و سرنوشت رسانه های چاپی در عصر توسعه فناوری های دیجیتال جویا شد.



*** مساله اصلی رقابت بین رسانه های رسمی و غیررسمی است

در ارتباط با روند گذار از رسانه های سنتی به مدرن «رضا دهکی» دبیر سیاسی روزنامه ی «ابتکار» در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا گفت: تاکنون رسانه های سنتی به شکل کاغذی به صورت عرضه در دکه ها و بعدها به صورت اشتراک، نیاز مخاطبان خود را پاسخ می دادند اما بعد از این که فضای وب پا به عرصه ی وجود گذاشت و رسانه های آنلاین شکل گرفتند، رسانه های سنتی در مقابل رسانه های جدید عقب افتادند. افرادی که در این دوره ی گذار قرار داشتند از فناوری استفاده می کردند و رویکرد خود را از دریافت اطلاعات به شکل سنتی به سمت دریافت آنلاین اخبار تغییر دادند؛ به این دلیل رسانه های سنتی و کاغذی نگران از دست دادن مخاطبان خود شدند و در نتیجه رسانه های نوشتاری ناچار شدند همان قالب مطبوعاتی خود را در قالب آنلاین نیز ارایه دهند. 

وی افزود: هرچند که در دنیای وب می توان فراتر از روزنامه عمل کرد و به عنوان مثال می توان اخبار مرتبط را در پایان هر خبر قرار داد یا از عکس و فیلم استفاده کرد اما باز هم در مرحله ی تحلیلی که شامل گفت و گو با کارشناسان، دیدگاه روزنامه نگار و غیره است روزنامه همچنان برای انتقال گزارش یا مقاله جایگاه خود را دارد. 

دهکی عمر رسانه های چاپی را طولانی تر از آن دانست که در رقابت با رسانه های دیجیتال حذف شوند و تصریح کرد: این که مقاله یا گزارش درون چه رسانه یی کار شود–شامل کاغدی، الکترونیکی یا گوشی همراه- تصور نمی کنم تاثیری بر روی آینده ی مطبوعات داشته باشد. نوع رسانه را مخاطب تعیین می کند. تا زمانی که مخاطب رسانه های سنتی وجود دارند این رسانه ها نیز وجود خواهند داشت؛ در غیر این صورت مجبور می شوند مانند برخی روزنامه های مشهور بین المللی انتشار کاغذی خود را متوقف کنند. تغییر مطبوعات نوشتاری مشروط به تغییر سلیقه ی مردم است اما این سلیقه چه زمانی تغییر می کند قابل پیش بینی نیست و بستگی به تاثیر بافت اجتماعی دارد. 

این روزنامه نگار در ادامه ی گفت و گو با پژوهشگر ایرنا گفت: به نظر من امروز رقابت اصلی میان روزنامه ها و خبرگزاری ها نیست بلکه رقابت اصلی میان رسانه های رسمی و منابع اطلاعاتی غیررسمی چون توییتر، فیسبوک، وایبر و غیره است. این شبکه های اجتماعی از سرعت انتقال اطلاعات بالایی برخوردارند و به راحتی از طریق گوشی همراه و تبلت نیز قابل دسترسی هستند. بنابراین آن ها رقیبی جدی برای مطبوعات و خبرگزاری ها محسوب می شوند. این در حالی است که صحت و سُقم اخبار آن مشخص نیست و از طرفی نیز نمی توان خط خبری خاصی را در آن پیگیری کرد؛ چه بسا که تعدد خبرها در این شبکه ها باعث اعتماد بیشتر کاربران شود. پس امروز نیاز به ارایه ی راهکاری است تا با این حوزه رقابت شود. 

به گفته ی دهکی یکی از پیامدهای انتشار اخبار نادرست و بدون کارشناسی از طریق شبکه های اجتماعی، ایجاد ترس و وحشت در جامعه است. انتشار این اخبار در سطح وسیع باعث شده است که مردم نسبت به برخی از موضوع ها ترس و دلهره داشته باشند. 

وی افزود: سال ها از پیدایش فیسبوک می گذرد و امروز برخی از رسانه ها به فکر ایجاد صفحه یی در آن افتاده اند یا پس از سال ها، تازه به فکر ایجاد خطی به منظور ارتباط با وایبر هستند. کوتاهی در این زمینه تا حدودی به خاطر ترس از مسایل امنیتی این شبکه هاست اما زمانی که محتوا رسمی و پذیرفته شده از جانب دولت و نظام است جای ترس و دلهره باقی نمی ماند. 

دبیر سیاسی روزنامه ی ابتکار تصریح کرد: راه حل دیگر این است که نرم افزارهایی طراحی شوند تا به عنوان مثال در فضای وایبر امضای دیجیتال طراحی کنند. پس می توان همه ی رسانه ها را با امضای معتبر آن ها در این فضا دور هم جمع کرد. به عنوان مثال زمانی که در وایبر یک خبری به اشتباه به «ایرنا» نسبت داده شد، آن ها خبر مورد نظر را رد کنند. این موضوع در مورد «ایسنا» نسبت به موضوع اسید پاشی اتفاق افتاد. بسیاری از اخباری که در وایبر به ایسنا نسبت داده می شد در سایت این خبرگزاری وجود نداشت. پس رسانه ها و مطبوعات باید به این قالب وارد شوند و در رسانه های اجتماعی نیز به خود رسمیت و اعتبار دهند.



***ضرورت ورود رسانه های چاپی به عرصه های تحلیلی

«سید ناصر نعمتی» دبیر سایت «رصد» -پایگاه تحلیلی دفتر پژوهش روزنامه ی «خراسان» هم در گفت و گو با گروه پژوهش های خبری ایرنا اظهار داشت: بعد از ظهور اینترنت، سرعت اطلاع رسانی افزایش چشمگیری یافت. به دنبال افزایش سرعت در حوزه ی اطلاع رسانی، بنگاه های رسانه یی که تا قبل از اینترنت در رسانه های چاپی (مکتوب) یا بنگاه هایی که کار جدی تر رسانه یی می کردند مانند رادیو و تلویزیون، در بستر جدیدی قرار گرفتند که در این بستر اگر نتوانند اطلاعات را به موقع به مخاطب خود انتقال دهند آن ها را از دست خواهند داد. 

وی افزود: این سرعت در رسانه های جدید باعث شد که مخاطبان زیادی برای پیگیری ادامه ی خط خبری به آن ها مراجعه کنند. مثال معروفی که بیشتر اساتید از آن استفاده می کنند جریان اعدام «صدام حسین» است. این اتفاق حدود اوایل صبح رُخ داد؛ درست زمانی که سردبیران، روزنامه ها را به چاپ رسانده بودند. زمانی که سردبیران تصمیم به چاپ فوق العاده گرفتند دیگر دیر شده بود و مخاطبان از سایت های مختلف این خبر را دریافت کرده بودند و حتی ادامه ی خط خبری را از اینترنت دنبال می کردند. 

نعمتی ادامه داد: تحول از طریق اینترنت حوزه های دیگری را نیز در زمینه ی اطلاع رسانی مورد تاثیر قرار داد. بعد از بوجود آمدن اینترنت، روزنامه ها بیشتر به سمت روزنامه نگاری تحلیلی می روند یعنی بیش از این که بخواهند خبری عمل کنند، تحلیل خبر را به مخاطبان خود ارایه می دهند. به عبارت دیگر در رسانه ها و مطبوعات عناصر 6 گانه ی خبری وجود دارد که روزنامه ها بیشتر بر روی چرایی و چگونگی خبر نمایش می دهند. بنابراین، مسایلی از این قبیل باعث شد که رسانه ها در عرصه ی جدیدی قرار گیرند و حتی رسانه های چاپی نیز به سمت ایجاد روزنامه های آنلاین سوق داده شوند. البته روزنامه های آنلاین هنوز به طور جدی در ایران شکل نگرفته اند چرا که هنوز به ازای هر روزنامه ی چاپی، روزنامه ی آنلاین وجود ندارد. پس ابتدا باید روزنامه های آنلاین در کشور شکل بگیرد و جای باز کند تا پس از آن بتوان به سمت پیشرفت های دیگری با عنوان روزنامه نگاری مجازی (سایبر ژورنالیست) پیش رفت.

این روزنامه نگار در ادامه ی گفت و گو با پژوهشگر ایرنا تصریح کرد: در دوران جدید روزنامه نگاری آنلاین، تغییرها در حوزه ی رسانه لحظه یی شد. رسانه ها باید متناسب با این دگرگونی نسبت خود را با وقایع و رویدادها تعریف کنند. به عنوان مثال روزنامه های چاپی به این سمت رفتند که حوزه های «نرم خبر» را افزایش دهند و حوزه های تحلیلی خود را عمیق تر و جدی تر کنند. بنابراین اگر رسانه های چاپی، دیداری و شنیداری متناسب با تحول ها تغییر یابند مخاطب خود را از دست نخواهند داد و در غیر این صورت میدان را برای رسانه های نوظهور دیگر –که همگی مبتنی بر وب هستند- خالی می کنند. حتی اگر رسانه های شنیداری کشور نتوانند خود را با فضای جدید انطباق دهند رادیوهای اینترنتی جای آن ها را خواهند گرفت و در چند سال آینده آن ها را از عرصه ی رقابت کنار خواهند زد. 

دبیر سایت رصد هر چند تاکید کرد که رسانه های مدرن از پیشرفت قابل ملاحظه یی برخوردار بوده اند اما وی ناکارامدی روزنامه ها را رد کرد و افزود: بعد از بوجود آمدن فضای وب مخاطب می توانست علاوه بر خواندن مطلب، نظر خود را نیز ارایه دهد. بعد از آن روزنامه ها کمی تعاملی تر شدند و بخش هایی چون ستون های حرف مردم و گزارش های مردمی را به مطالب خود اضافه کردند. معتقد نیستم که با پیشرفت رسانه های مجازی روزنامه های چاپی کارامدی خود را از دست بدهند.



***رسانه های چاپی باید تغییر کارکرد دهند

«محمود اکرامی» معاون سردبیر روزنامه ی «جام جم» نیز در گفت و گو با پژوهشگر ایرنا با اشاره به تحول رسانه ها گفت: زمانی رسانه ها کاغذی و روزنامه ها به عنوان منبع خبررسانی محسوب می شدند؛ بعد که رسانه های الکترونیک پا به عرصه وجود گذاشتند برای تاکید به صحت اخبار، استناد به رادیو اهمیت پیدا کرد. امروز منابع خبری نه روزنامه ها و نه رادیو و تلویزیون بلکه رسانه های بین فردی هستند. اینک اخبار از طریق گوشی همراه و مراجعه به سایت های خبرگزاری ها یا از طریق پیامک انتشار می یابد. 

دبیر دوازده دوره ی جشنواره ی فصلی مطبوعات با تاکید بر این که روزنامه ها کارکرد اطلاع رسانی و خبردهی سریع خود را از دست داده اند، افزود: امروز چند اتفاق باید به وقوع بپیوندد؛ اول این که روزنامه ها از خبرنگار باید به سمت روزنامه نگار حرکت کنند چرا که اخبار خام از طریق خبرگزاری ها بسیار سریع در اختیار مردم قرار می گیرد و روزنامه نمی تواند تولید خبر داشته باشد. پس روزنامه ها باید این ماده ی خام را تبدیل به تحلیل کنند و به مخاطبان خود ارایه دهند. 

اکرامی تحلیل و تببین خبر، شفاف سازی، ابهام زدایی را از وظایف روزنامه نگاری نوین دانست و تصریح کرد: روزنامه هرچند بخاطر محدودیت های زمانی نمی تواند اخبار جدید را منتشر کند اما تا روز بعد وقت دارد تا تحلیل های عمیقی از خبر روز گذشته ارایه دهد؛ به عبارتی امروز کارکرد روزنامه ها نه خود خبر بلکه بعد از خبر است. پس نیاز روزنامه ها نه خبرنویس بلکه تحلیلگر خبر و کارشناس روزنامه نگار است. 

معاون سردبیر روزنامه ی جام جم در ادامه به نقش و اهمیت مخاطبان رسانه ها اشاره کرد و گفت: هر چند روزنامه ها از نظر شکلی تغییر نیافته اند اما از نظر کارکرد متحول شده اند و به همان نسبت تغییر مخاطب را نیز تجربه کرده اند. مخاطبان رسانه –شامل همه ی رسانه های چاپی، الکترونیک (دیجیتال) و مجازی- دو حق بر گردن این رسانه ها دارند؛ «حقِ دانستن» و «حقِ ندانستن». به منظور برآورده شدن حقِ دانستن باید تحلیل، تببین، شفاف سازی و ابهام زدایی از اخبار صورت گیرد اما حقِ ندانستن با کارکرد سرگرمی-تفریحی صورت می گیرد. شاید خبرگزاری ها کاری به حقِ ندانستن نداشته باشند ولی تلویزیون باید به حقِ ندانستن مخاطب پاسخ گوید و ساعتی را برای سرگرمی و تفریح مخاطب اختصاص دهد. من معتقدم حقی که امروز مخاطبان بر گردن رسانه ها دارند حقِ ندانستن است و یک رسانه ی خوب رسانه یی است که هم به حقِ دانستن مخاطبان خود و هم به حقِ ندانستن آن ها توجه داشته باشد. 

اکرامی در ادامه ی گفت و گو با پژوهشگر ایرنا گفت: همزمان با افزایش روی آوردن خبرگزاری ها و سایت های آنلاین به کارهای تحلیلی، نیاز است که روزنامه ها کارکردهای جدیدی در پیش بگیرند. البته این موضوع بر می گردد به این که روزنامه نگاری در آینده به چه میزانی پیشرفت کند. نه تنها روزنامه ها، بلکه خبرگزاری ها و سایت های خبری باید بتوانند همزمان با تغییر و تحول ها، تغییر کارکرد بدهند و از انعطاف لازم در این مسیر برخوردار باشند.

معاون سردبیر روزنامه ی افزود: از آنجایی که مخاطبان با توجه به نیازهای خود به گزینش سایت های مورد نظر اقدام می کنند پس نیاز است که رسانه ها نیز به این امر توجه داشته باشند؛ در غیر این صورت از صحنه ی رقابت ها کنار زده خواهند شد؛ چرا که بر اساس مکتب کارکردگرایی (فونکسیونالیسم) وقتی کارکردهای یک شی یا کالا حذف شود آن عنصر به خودیِ خود از بین می رود. پس در این رویکرد رسانه هایی که کارکردهای شان را رسانه های دیگر بر عهده می گیرند اگر نتوانند برای خود کارکرد جدیدی تعریف کنند از دایره ی نیازهای مخاطبان حذف می شوند. 

وی ادامه داد: با توجه به ظهور رسانه های جدید که قابلیت تبدیل پذیری، تحرک پذیری، اتصال و غیره دارند به تدریج رسانه ها به سمتی پیش می روند که می توان خبر را در حال حرکت، در همه جا و با قابلیت تحرک پذیری مطالعه کرد. در آینده باید رسانه ها به سمتی حرکت کنند که روزنامه، مجله، تلویزیون، رادیو و سایت داشته باشند و بر حسب نیاز و متناسب با شرایط و محتوا از قابلیت های مورد نظر استفاده کنند. بنابراین اگر روزنامه ها به صورت تک بعدی –به صورت کاغذی- به فعالیت خود ادامه دهند به جایی نخواهند رسید و به دلیل وجود رسانه های رقیب و موازی از صحنه ی رقابت حذف خواهند شد. 

در مجموع، با توجه به ویژگی هایی که رسانه های نو و دیجیتال نسبت به رسانه های چاپی دارند رقابت در این عرصه برای رسانه های چاپی به شدت دشوار شده است و نیاز است تا در برهه های مختلف تدابیر مناسب اندیشیده و راهکارهای مناسب اتخاذ شود. در غیر این صورت چه بسا که رسانه های جدید عرصه را بر آن ها تنگ تر کنند و سرانجام به عمر آن ها پایان دهند. 



تاريخ : پانزدهم آبان ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو
تاريخ : سوم آبان ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

دیشب سوپروایزرم ( استاد راهنمایم) که پیرو آیین هندو و از دو چشم نابینا و بدون اغراق از شریفترین و با وجدانترین انسانهایی است که در عمرم دیده ام به مناسبت جشن دیوالی ( جشن نور در آیین هندو) چهار نفر از استادان همکار ، من و سه نفر دیگر از دانشجویان دوره دکترا را در منزلش دعوت کرده بود. از آنجایی که هندوها گوشتخوار نیستند از ما پذیرایی وج ( سبزیجات) به عمل آورد که برخلاف تصور برخی از ما که غذای بدون گوشت یا مرغ غذا نیست!! بسیار دلچسب و خوشمزه بود. در طول مهمانی از هر دری سخن گفته شد. همه چیز از تفاهم بود و شادی و خنده. در میان ما، هم هندو بود هم لاییک هم سنی و هم شیعه ( پروفسور امتیاز حسنین از دپارتمان لینگویستیکس: زبان شناسی) اما از تنها چیزی که سخن گفته نشد تفاوتهای مذهبی بود.پس از پایان مهمانی بازدیدی هم داشتیم از فعالیتهای انتخاباتی کاندیداهای اتحادیه دانشجویی دانشگاه که با شور و هیجان خاصی در حال برگزاری است و نشاط عجیبی در شهر و دانشگاه ایجاد کرده است.

بیرون از منزل استاد یکی از دانشجویان هم دوره مان اسکناس 500 تومانی ایرانی را از جیبش در آورد و به من نشان داد و گفت این را یکی از دوستان کشمیری اش که تازه از ایران برگشته به او که علاقمند جمع کردن اسکناسهای خارجی است هدیه داده است. با نوعی تمسخر هم گفت که این اسکناس پنج هزار ریالی ایران معادل حدود 12 الی 13 روپیه هند است ( که البته اشتباه می کرد...معادل حدود 10 روپیه می شود!!). مطلب مهمتری را هم با خنده از دوست کشمیری اش نقل کرد و گفت او به هر جای ایران که می رفته ابتدای امر از او سوال می کرده اند شیعه است یا سنی! و لابد اگر شیعه می بوده ملت شریف ایران بیشتر تحولیش می گرفتند و کلی هم ذوق می کردند. 
گفتگوی مختصر ما خارج منزل استاد تمام شد اما این رفتار ملت ایران در ذهن من ماند و انگیزه نوشتن این مطلب شد که چه آمده است بر سر ملتی که پیروان پیامبر رحمت للعالمین ( نه فقط مسلمانان ) بوده و دارای تمدنی چند هزار ساله هستند و اکنون نه تنها در داخل کشورشان خود را به انواع قومیتها، جنوبی و شمالی، تهرانی و شهرستانی، ترک و لر و بلوچ و شیعه و سنی و انواع گروههای زیر مجموعه سیاسی، اجتماعی تقسیم کرده اند و بجای تولید ملی و توسعه کشور، برای تحقیر اقوام و اقلیتها شبانه روز به تولید جوک و لطیفه مشغولند و انقدر این نگرش تفاوت نگر در آنها نهادینه شده است که اگر یک فرد خارجی را هم ببینند ابتدا به ساکن از او مذهبش را سوال می کنند. در دنیایی که ملتها به سرعت و با رقابت در حال کم کردن تفاوتها با دیگران و جذب سرمایه و نیروی انسانی متخصص از دیگر کشورها هستند و مذهب امری شخصی و انفرادی شده است، ملت متمدن ایران به دنبال تفاوتها می گردد. مگر نه اینست که مولای روم شاعری که امروز از بی تفاوتی و تفرق ما ایرانیها دیگر ایرانی اش هم نمی خوانند در مثنوی اش گفته است :
ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن آمدیم 
آیا همین تفاوتها، اختلافات و فاصله ها نیست که باعث شده است ارزش ریال، پول ملی ما یک پانصدم روپیه هند ، یک 32 هزارم دلار آمریکا و یک چند صدم هر یک از دیگر ارزهای خارجی باشد. تولید ملی مان در حال ورشکستگی و اقتصاد ملی مان نحیف و کمتر از درآمد سالانه یک شرکت خارجی مانند کوکا کولا یا هرکدام از شرکت های خودرو سازی بزرگ جهان باشد.
به نظر می رسد برای برون رفت از برخی مشکلات داخلی و تقویت وحدت و همبستگی ملی ،بایستی هم دولتمردان و مذهبیون در ادبیات و گفتارشان و هم ملت ایران در رفتار و نگرش شان کمتر به تفاوتهای قومی و مذهبی توجه کنند و وقت و انرژی خود و سرمایه مملکت را بدون تبعیض و تفاوت و با توجه به پتانسیل های هر شهر و استانی تقسیم کنند تا هم توسعه متوازن اقتصادی و اجتماعی در کشور اتفاق بیافتد و هم شاهد همبستگی ملی و تلاش همه جانبه ملت ایران برای رونق اقتصادی و توسعه ملی و ارتقای فرهنگ و هنرمان باشیم. امری که به نظر می رسد در دولت تدبیر و اعتدال در حال تحقق است. گسترش سرمایه گذاری در مناطق محروم ، بهبود و ضعیت فیلم و تاتر ،افزایش مجوز چاپ کتاب ، تنش زدایی در عرصه سیاست خارجی و مذاکره برای رفع تحریمهای بین المللی بخشی از این تلاشها است. در این بین هم باید به دولت جدید فرصت داد تا به برنامه ها و وعده هایش تحقق بخشد و هم ملت امیدوارانه و با اندکی صبر به افق های روشنتر چشم بدوزد و در تصمیم گیری های آینده اش راه را برای سیاستمداران معتدل و ملتزم به همبستگی ملی فارق از تفاوتهای قومی و مذهبی باز کند.
امان الله تمنده رو - دانشجوی دکترای جامعه شناسی - علیگر مسلم یونیورسیتی - هندوستان



تاريخ : سوم آبان ۱۳۹۳ | | نویسنده : امان ا... تمنده رو

گزارش بانک مرکزی ایران از بودجه سالانه خانوارهای ایرانی نشان می دهد که خانوارهای تهرانی در صدر پردرآمدها قرار دارند و خانوارهای ساکن سیستان و بلوچستان کمترین درآمد را دارند.

گزارش بانک مرکزی بر اساس درآمدهای خانوارها تنظیم شده است و میانگین درآمد خانوارها و هزینه های آنها را در سال گذشته نشان می دهد.

خانوارهای تهرانی به طور میانگین در سال گذشته ۴۰ میلیون و ۳۰۵ هزار تومان درآمد داشتند در حالی که ساکنان سیستان وبلوچستان تنها ۱۵ میلیون و ۵۴۸هزار تومان درآمد داشتند. البته این ارقام اختلاف درآمدی بین افراد فقیر و ثروتمند را نشان نمی دهد بلکه متوسط درآمد همه را در نظر می گیرد.

در میان استانهای ایران، پنج استان درآمدی پائین تر از ۲۰ میلیون تومان در سال دارند. بعد از سیستان و بلوچستان، به ترتیب لرستان با ۱۷ میلیون و ۲۳۷ هزار تومان، هرمزگان با ۱۸ میلیون و ۵۱۸ هزار تومان، خراسان شمالی با ۱۸ میلیون و ۶۶۴ هزار تومان و کرمانشاه با ۱۹ میلیون و ۵۷۴ هزار تومان قرار دارند.

در مقابل پردرآمدترین استانهای ایران، بعد از تهران، آذربایجان شرقی با ۳۳ میلیون و ۱۶۷ هزار تومان و اصفهان با ۳۰ میلیون و ۳۸ هزار تومان هستند. درآمد متوسط خانوارهای ساکن این سه استان بالای ۳۰ میلیون تومان است و درآمد بقیه استانهای کشور بین ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان سالانه درآمد دارند.

با آنکه تهرانی ها بیشترین درآمد سالانه را دارند اما بیشتر از نیمی از درآمد خود را صرف مسکن، آب و برق و گاز می کنند. خانوارهای تهرانی بیشتر از ۲۱ میلیون تومان از درآمد ۴۰ میلیونی سالانه خود را برای این اقلام می پردازند.

 

ساکنان تهرانی شش میلیون و ۶۹۰ هزار تومان از درآمد ۴۰ میلیون خود را صرف خوراک می کنند در حالی که ساکنان سیستان و بلوچستان نزدیک به ۹ میلیون از درآمد خود را صرف خوراک سالانه خود می کنند

در حالی که ساکنان استان سیستان و بلوچستان که کم درآمدترین استان ایران است، تنها سه میلیون و ۵۰۰ هزار تومان از درآمد ۱۸ میلیونی سالانه خود را صرف مسکن، آب، برق و گاز می کنند.

بعد از تهران، تنها استان البرز است که بیشتر از ۱۱ میلیون تومان درآمد خود را صرف مسکن، آب و برق و گاز می کند و هزینه سالانه خانوارهای ساکن بقیه استانها بابت مسکن و، آب، برق و گاز حدود پنج میلیون تومان است.

هزینه غذا در استانها

نکته جالب در این است که ساکنان تهرانی شش میلیون و ۶۹۰ هزار تومان از درآمد ۴۰ میلیون خود را صرف خوراک می کنند در حالی که ساکنان سیستان و بلوچستان نزدیک به ۹ میلیون از درآمد سالانه خود را برای خرید خوراک اختصاص می دهند.

آمار نشان می دهد که سه استان کشور بیشتر از ده میلیون تومان از درآمد خود را صرف خوراک می کنند. ساکنان استان کهگیلویه و بویر احمد که بیشتر از ۱۳ میلیون تومان از درآمد خود را صرف خوراک می کنند و بعد از آن تنها دو استان ایلام و چهار محال و بختیاری هستند که بیشتر از ۱۱ میلیون تومان از درآمد خود را صرف خوراک می کنند.

 

بقیه استانها کمتر از ده میلیون تومان از درآمد خود را صرف خوراکی ها و آشامیدنی ها می کنند.

مسکن، آب، برق و گاز و خوراکی ها و آشامیدنی ها مهمترین هزینه های خانوارهای ایرانی را تشکیل می دهد. حمل و نقل، بهداشت و درمان، لوازم خانه، پوشاک و کفش، تفریح، تحصیل و ارتباطات از دیگر هزینه های خانوارهای ایرانی است که در آمار بانک مرکزی محاسبه شده است.

در گزارش بانک مرکزی بین درآمد و هزینه خانوارهای ایرانی فاصله زیادی وجود دارد و هزینه خانوارها بسیار بیشتر از میانگین درآمد آنهاست و دلیلی برای این فاصله ارائه نشده است. در برخی از استانها فاصله درآمد و هزینه خانوارها به ده میلیون تومان در سال هم می رسد. یعنی به طور متوسط، هر خانوار در سال ده میلیون تومان بیشتر از درآمدش خرج می کند.

با توجه به شرایط اقتصادی خانوارهای ایرانی، دولت علاوه بر پرداخت یارانه برای برخی کالاها، در مواردی به توزیع سبد کالا نیز مبادرت کرده و هدف از آن را نگرانی در مورد سوء تغذیه خانوارهای کم درآمد عنوان کرده است.



پیچک